نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#part5 با الارم گوشیم چشمامو باز کردم بلند شدم رفتم سرویس بعد از انجام کارای لازم لباسامو پوشیدم و کتابامو برداشتم رفتم پایین مامان تو اشپز خونه بود من:سلام مامانی صبحت بخیر مامان:چه عجب یبار ...

#part5 با الارم گوشیم چشمامو باز کردم بلند شدم رفتم سرویس بعد از انجام کارای لازم لباسامو پوشیدم و کتابامو برداشتم رفتم پایین مامان تو اشپز خونه بود من:سلام مامانی صبحت بخیر مامان:چه عجب یبار خودت بیدار شدی من:وا مامان کی بیدار نشدم مگهه یه روزم دانشگاه ندارم نخوابم؟؟ مامان:لا ...

۲۸ ثانیه پیش
20
تو را نه عاشقانه نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه... که تورا عادلانه درآغوش می کشم ! عدل مگر نه آن است ک همه چیز سرجای خودش باشد! #سیمین_بهبهانی .

تو را نه عاشقانه نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه... که تورا عادلانه درآغوش می کشم ! عدل مگر نه آن است ک همه چیز سرجای خودش باشد! #سیمین_بهبهانی .

۱۶ دقیقه پیش
654
رمان عشق من و تو پارت:۳۶ راشا زل زده بود به من مادر جون تبریک گفت و بلند شد تا به بقیه هم خبر بده راشا بلند شد و دستم رو گرفت بلندم کرد و ...

رمان عشق من و تو پارت:۳۶ راشا زل زده بود به من مادر جون تبریک گفت و بلند شد تا به بقیه هم خبر بده راشا بلند شد و دستم رو گرفت بلندم کرد و همراه خودش کشید رفتیم سمت اتاق قبلی خودش در رو باز کرد نشوندم رو تخت ...

۲۳ دقیقه پیش
3K
من، جایِ تمام کسانی که دلتنگ نمی‌شوند برایت ! من، جایِ تمام کسانی که بی تابِ چشمهایت نیستن ! من، جایِ تمامِ کسانی که گفتند دوستت دارم و تو ماندی و ان ها نماندند! من، ...

من، جایِ تمام کسانی که دلتنگ نمی‌شوند برایت ! من، جایِ تمام کسانی که بی تابِ چشمهایت نیستن ! من، جایِ تمامِ کسانی که گفتند دوستت دارم و تو ماندی و ان ها نماندند! من، جایِ تمامِ – یادم تو را فراموش – ها من، اصلا جای خودِ خدا هم ...

۲۵ دقیقه پیش
956
عاشقی تنها مختص به زن و مرد نیست و نخواهد بود ، میتوان عاشق زندگی بود و زندگی کرد ، میتوان عاشق گلدان‌های کنار پنجره بود و لذت برد ، میتوان عاشق دست‌های پینه بسته‌ی ...

عاشقی تنها مختص به زن و مرد نیست و نخواهد بود ، میتوان عاشق زندگی بود و زندگی کرد ، میتوان عاشق گلدان‌های کنار پنجره بود و لذت برد ، میتوان عاشق دست‌های پینه بسته‌ی پدر بود و آن را بوسید. میتوان عاشق صدای دلنواز موج‌های دریا بود و آن ...

۲۶ دقیقه پیش
1K
دیر زمانیست که حیران توام و در رگهای زندگی ِ من خون عشق تو جریان دارد می خواهم تا با تمام وجود چار دیواری درون سینه ام را وقف خاطرات تو کنم چه آتشی بپا ...

دیر زمانیست که حیران توام و در رگهای زندگی ِ من خون عشق تو جریان دارد می خواهم تا با تمام وجود چار دیواری درون سینه ام را وقف خاطرات تو کنم چه آتشی بپا کرده ای در وجود من ! من ، دیوانه ی رقص شعله های عشق توام ...

۳۵ دقیقه پیش
2K
#ناجی #پارت_۴۶ خواستم برم بیرون ک خودمو نشونش بدم ک نگار جلومو گرفت -خریت نکن جون احسان ب خطر میوفته +نمیشنوی صدای ناله هاشونو دلم داره از جا کنده میشه یهو صدای باز شدن در ...

#ناجی #پارت_۴۶ خواستم برم بیرون ک خودمو نشونش بدم ک نگار جلومو گرفت -خریت نکن جون احسان ب خطر میوفته +نمیشنوی صدای ناله هاشونو دلم داره از جا کنده میشه یهو صدای باز شدن در اومد نگار دستشو گزاشت جلوی دهنم ک حرف نزنم اومد جلو دور اتاق و گشت ...

۵۶ دقیقه پیش
4K
#ناجی #پارت_۴۵ از اینک امیر علی تونسته بود حرفشو بزنه خوشحال بودم پرسیدم +پس رفیقت چی میگفت ~اون ک باهاش ی دعوای حسابی دارم ...خودش درخواست ازدواج کرده بود ازش اون گفت ن اینم الکی ...

#ناجی #پارت_۴۵ از اینک امیر علی تونسته بود حرفشو بزنه خوشحال بودم پرسیدم +پس رفیقت چی میگفت ~اون ک باهاش ی دعوای حسابی دارم ...خودش درخواست ازدواج کرده بود ازش اون گفت ن اینم الکی ب من اینجوری گفت تا فرصتشو داشته باشه یلدا رو راضی کنه +چ ادمی بود ...

۵۷ دقیقه پیش
4K
رمان لطفابخند،پارت هفدهم: (گائول) توی تمام مدت جلسه،جانگکوک فقط به من نگاه میکرد و بعضی از حرفای هوسوک رو متوجه نمیشد.منم که میخواستم براشون توضیح بدم که مدارک و اسناد داخلشون چی هست،جانگکوک گفت''چه شیرین ...

رمان لطفابخند،پارت هفدهم: (گائول) توی تمام مدت جلسه،جانگکوک فقط به من نگاه میکرد و بعضی از حرفای هوسوک رو متوجه نمیشد.منم که میخواستم براشون توضیح بدم که مدارک و اسناد داخلشون چی هست،جانگکوک گفت''چه شیرین زبونی لیدی!'' اون لحظه میخواستم گردنشو بشکونم؛ولی داشتم از خجالت آب میشدم و به ریکشن ...

۱ ساعت پیش
5K
رمان لطفابخند،پارت شانزدهم: وقتی فهمیدم که اونم چیزایی میدونست،خوشحال شدم.حداقل اینجوری دیگه از باهم بودنمون نمیترسم.ولی یه مدتیه که دلم شور میزنه.میترسم یه اتفاقی بیوفته که از هم جدا بشیم.دستای گرمشو توی دستای سردم گره ...

رمان لطفابخند،پارت شانزدهم: وقتی فهمیدم که اونم چیزایی میدونست،خوشحال شدم.حداقل اینجوری دیگه از باهم بودنمون نمیترسم.ولی یه مدتیه که دلم شور میزنه.میترسم یه اتفاقی بیوفته که از هم جدا بشیم.دستای گرمشو توی دستای سردم گره دادم. +هوسوک...من میترسم از هم جدا شیم.دلم خیلی شور میزنه! تاخواستم بازم حرف بزنم انگشت ...

۱ ساعت پیش
5K
. ⚖ صدور #سند مالکیت #خودرو در صلاحیت #پلیس نیست به گزارش خبرنگار حقوقی و قضایی خبرگزاری فارس، ذبیح اله خدائیان رئیس سازمان #ثبت #اسناد و #املاک کشور گفت: . . 🔴 #نیروی_انتظامی استدلال می‌کند ...

. ⚖ صدور #سند مالکیت #خودرو در صلاحیت #پلیس نیست به گزارش خبرنگار حقوقی و قضایی خبرگزاری فارس، ذبیح اله خدائیان رئیس سازمان #ثبت #اسناد و #املاک کشور گفت: . . 🔴 #نیروی_انتظامی استدلال می‌کند که این سندی که در مورد خودرو در نیروی انتظامی صادر می‌شود، #سند_رسمی است ولی ...

۱ ساعت پیش
3K