نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مهم حتما بخونید حتی اگر سیاسی نیستید. به ساده ترین ادبیات نوشته شده فقط برای اینکه همه متوجه بشن! افشاگری در مورد روحانی!! شاید باورتون نشه ولی خود روحانی و دولتش دست به هرکاری میزنه ...

مهم حتما بخونید حتی اگر سیاسی نیستید. به ساده ترین ادبیات نوشته شده فقط برای اینکه همه متوجه بشن! افشاگری در مورد روحانی!! شاید باورتون نشه ولی خود روحانی و دولتش دست به هرکاری میزنه که استعفا بده...مثلا توی اغتشاشات بنزین نقشه از اول این بود که صدای مردم رو ...

۱ هفته پیش
82K
مهم حتما بخونید حتی اگر سیاسی نیستید. به ساده ترین ادبیات نوشته شده فقط برای اینکه همه متوجه بشن! افشاگری در مورد روحانی!! شاید باورتون نشه ولی خود روحانی و دولتش دست به هرکاری میزنه ...

مهم حتما بخونید حتی اگر سیاسی نیستید. به ساده ترین ادبیات نوشته شده فقط برای اینکه همه متوجه بشن! افشاگری در مورد روحانی!! شاید باورتون نشه ولی خود روحانی و دولتش دست به هرکاری میزنه که استعفا بده...مثلا توی اغتشاشات بنزین نقشه از اول این بود که صدای مردم رو ...

۱ هفته پیش
80K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هفدهم(۱۷) *آچا* آرا:آقای دکتر لطفا یه چیزی بگین... حالش چطوره؟؟؟ دکتر: چیزی قطعی نمی تونم بگم ولی فعلاً فقط فعلا حالش خوبه یعنی منتظر هر اتفاقی میتونیم باشیم...ما هر کاری که از ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هفدهم(۱۷) *آچا* آرا:آقای دکتر لطفا یه چیزی بگین... حالش چطوره؟؟؟ دکتر: چیزی قطعی نمی تونم بگم ولی فعلاً فقط فعلا حالش خوبه یعنی منتظر هر اتفاقی میتونیم باشیم...ما هر کاری که از دستمون برمی‌ اومد انجام دادیم دیگه بقیه‌اش به انتخاب خودش شماها بستگی داره اگه خودش ...

۱ هفته پیش
108K
پارت ۵۶ یاشار : مشتاق دیدار جناب خسروی . خسروی یه اشاره به من کرد و گفت : معرفی نمی کنی یاشار جان ؟ یاشار با لبخند دستام رو گرفت و گفت : عشقم دریا ...

پارت ۵۶ یاشار : مشتاق دیدار جناب خسروی . خسروی یه اشاره به من کرد و گفت : معرفی نمی کنی یاشار جان ؟ یاشار با لبخند دستام رو گرفت و گفت : عشقم دریا با لبخند نگاش کردم و سرم رو تکون دادم و گفتم : خوشبختم . خانمش ...

۲ هفته پیش
138K
”دیالوگ سکانس پایانی قسمت اخر فصل اول سریال از سرنوشت“ «خیالبافی های هاشم» هاشم : از بین ما دوتا کسی که قراره خفن بشه من نیستم... سهراب : هستی...از این به بعد هستی هاشم : ...

”دیالوگ سکانس پایانی قسمت اخر فصل اول سریال از سرنوشت“ «خیالبافی های هاشم» هاشم : از بین ما دوتا کسی که قراره خفن بشه من نیستم... سهراب : هستی...از این به بعد هستی هاشم : مگه از این به بعد چه خبره هان؟؟...چه خبره؟؟؟ سهراب : قول بده ارزو هامون ...

۳ هفته پیش
117K
#پارت_۴ از ترس و استرس دستام میلرزید...نمیدونم چرا انقدر ترسیده بودم...شاید به خاطره اینه که به بی آبرو شدن فکر نکرده باشم...همین طکری که از خدا کمک میخواستم تا کمکم کنه...یهو چشمم به یه موتور ...

#پارت_۴ از ترس و استرس دستام میلرزید...نمیدونم چرا انقدر ترسیده بودم...شاید به خاطره اینه که به بی آبرو شدن فکر نکرده باشم...همین طکری که از خدا کمک میخواستم تا کمکم کنه...یهو چشمم به یه موتور افتاد که سویچم روش بود...معلوم بود خلی گرونه...زیر لب گفتم _ خدا...خودت ببخش سوار شدم ...

۳ هفته پیش
88K
پارت ۵۲ یهو عصبی شد و رنگ صورتش رو به قرمزی رفت و کبود شد . این چرا داره اینجوری میشه ؟ وجدان : انتظار نداری که بیاد وسط بندری برقصه ؟ من : حالا ...

پارت ۵۲ یهو عصبی شد و رنگ صورتش رو به قرمزی رفت و کبود شد . این چرا داره اینجوری میشه ؟ وجدان : انتظار نداری که بیاد وسط بندری برقصه ؟ من : حالا نه تا اون حد . وجدان : اونو دریاب داره تو رو نگاه میکنه . ...

۴ هفته پیش
85K
پارت ۲۰ فیک درد عاشقی همه ی بچه ها بعد مدرسه تو یکی از کلاسا جمع شده بودن و فقط بهم نگاه میکردن . هیچکدوم نتونسته بودن که یه متن خوب واسه اهنگشون بنویسن . ...

پارت ۲۰ فیک درد عاشقی همه ی بچه ها بعد مدرسه تو یکی از کلاسا جمع شده بودن و فقط بهم نگاه میکردن . هیچکدوم نتونسته بودن که یه متن خوب واسه اهنگشون بنویسن . بورا انقدر حوصلش سر رفته بود شروع کرد یه ریتم اهنگ از خودش دراوردن و ...

۲۵ دی 1398
122K
رمان تاوان دروغ #پارت_هجدهم بدون اینکه به دختره مهلت حرف زدن بده گوشیو قطع کرد و اومد تو و باز درو بست . خیلی برام عجیب بود که این میخواد بهم چی بگه .

رمان تاوان دروغ #پارت_هجدهم بدون اینکه به دختره مهلت حرف زدن بده گوشیو قطع کرد و اومد تو و باز درو بست . خیلی برام عجیب بود که این میخواد بهم چی بگه . " از زبان بنیامین " میخواستم بهش حسم رو بگم . یه حس ناشناخته که مطمئنم ...

۵ دی 1398
193K
پارت ۱۷ فیک درد عاشقی دخترا وارد دبیرستان شدن . همه ی بچه ها و معلم ها بهشون بد نگاه میکردن و پچ پچ میکردن . اخه این چه وضعیه؟؟؟...چکاری کردن که خودشونم خبر ندارن؟؟؟؟...تانیا ...

پارت ۱۷ فیک درد عاشقی دخترا وارد دبیرستان شدن . همه ی بچه ها و معلم ها بهشون بد نگاه میکردن و پچ پچ میکردن . اخه این چه وضعیه؟؟؟...چکاری کردن که خودشونم خبر ندارن؟؟؟؟...تانیا اومد سمتشون . عفریته ی مدرسه و کسی که فکر میکنه بهتر از اون توی ...

۲۲ آذر 1398
38K
پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به ...

پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به خود باز شد . هم به شدت خوشگل شده بود هم به شدت کیوت . ...

۲۲ آذر 1398
74K
#رمان_ماهک #پارت_93 ته دلم یکم قرص شد سرمو تکون دادم و اروم گفتم باشه. بعد از ناهار یکن استراحت کردم و به اتاق مطالعم رفتم و تا عصر درسارو خوندم بعدم با خواست ارش شام ...

#رمان_ماهک #پارت_93 ته دلم یکم قرص شد سرمو تکون دادم و اروم گفتم باشه. بعد از ناهار یکن استراحت کردم و به اتاق مطالعم رفتم و تا عصر درسارو خوندم بعدم با خواست ارش شام رو همگی توی حیاط خوردیم و ارش و مش رحمت کباب میزدن. بخاطر سردی هوا ...

۱۳ آذر 1398
5K
#پارت-یک شونه رو روی میز گذاشتم و بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلندی که مخصوص دبیرستان بود از خونه خارج شدم . خوبی این کفشا این بود که نه خیلی پاشنش بلند بود نه خیلی ...

#پارت-یک شونه رو روی میز گذاشتم و بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلندی که مخصوص دبیرستان بود از خونه خارج شدم . خوبی این کفشا این بود که نه خیلی پاشنش بلند بود نه خیلی کوتاه بود . گوشیمو در آوردم و به ساعت خیره شدم . هفت و بیست ...

۲۰ آبان 1398
20K
بــه نــام خــدا من سیبزمینی هستم به قلم : فانیا طنز /عاشقانه #پارت اول *ارغوان* هنوزم داشت دنبالم میکرد. تو یه جای تاریک بودم و داشتم از دست یه ادم زشت مزخرف بی ناموس که ...

بــه نــام خــدا من سیبزمینی هستم به قلم : فانیا طنز /عاشقانه #پارت اول *ارغوان* هنوزم داشت دنبالم میکرد. تو یه جای تاریک بودم و داشتم از دست یه ادم زشت مزخرف بی ناموس که یه ورقه تو دستش بود فرار میکردم! یهو پرت شدم عقب و اون یارو ورقه ...

۷ آبان 1398
3K
پارت ۱۵ فیک عشق بی نهایت نیارا با داخل شدن کای داخل اتاق سهون سریع رفت بغل در و فال گوش وایستاد . هیچوقت نمی تونست این حجم از فضولیشو کنترل کنه . با شنیدن ...

پارت ۱۵ فیک عشق بی نهایت نیارا با داخل شدن کای داخل اتاق سهون سریع رفت بغل در و فال گوش وایستاد . هیچوقت نمی تونست این حجم از فضولیشو کنترل کنه . با شنیدن کلمه ی ”خیلی خوشگله“ از کای لبخند گشادی زد و اروم زمزمه کرد _برادر من ...

۵ آبان 1398
13K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت روانی پیدا میکنیم و از شر تیکه‌های شهوتی‌ها که اعصابمونو به هم میریزن خلاص میشیم. ...

۲۲ مهر 1398
2K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت روانی پیدا میکنیم و از شر تیکه‌های شهوتی‌ها که اعصابمونو به هم میریزن خلاص میشیم. ...

۲۲ مهر 1398
2K
🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت ...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 چند جمله #بدون_تعارف میگن حجاب یعنی «مهربانی» ⁉ اما مهربونی به کی؟؟ روش فکر کردم اینا به ذهنم رسید. نظر تو چیه؟👇 حجاب مهربونیه: 🔸 اول از همه به خودمون: امنیت روانی پیدا میکنیم و از شر تیکه‌های شهوتی‌ها که اعصابمونو به هم میریزن خلاص میشیم. ...

۲۲ مهر 1398
2K