نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

نخوانده لایک نکن. لایک الکی نشانه شخصیت وفرهنگ نداشته است. مطالب برای آگاهی هست دوست داشتی بخوان نداشتی لایک نکن.باسپاس. به ترتیب قسمت بخوانید. #قسمت_اول در حالی که دشمنان ایران زمین از راه های مختلف ...

نخوانده لایک نکن. لایک الکی نشانه شخصیت وفرهنگ نداشته است. مطالب برای آگاهی هست دوست داشتی بخوان نداشتی لایک نکن.باسپاس. به ترتیب قسمت بخوانید. #قسمت_اول در حالی که دشمنان ایران زمین از راه های مختلف می کوشند ایرانیان را هر چه بیشتر نسبت به فرهنگ ملی خود بیگانه نمایند و ...

۴۶ دقیقه پیش
5K
رمان عشق من و تو پارت_۳۸ سه هفته کامل چشمام رو باز نکردم گفت از سختی از دلهره از دست دادن من از زجرش در این مدت گفت و من خجالت کشیدم گفت و من ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۸ سه هفته کامل چشمام رو باز نکردم گفت از سختی از دلهره از دست دادن من از زجرش در این مدت گفت و من خجالت کشیدم گفت و من خودمو نفرین کردم گفت و من پی بردم لیاقت این مرد رو ندارم از خودش ...

۲ ساعت پیش
14K
وداع عاشق بر مزارم جای حلوا جام می قسمت کنید دوستان زینهار کز این ماجرا غفلت کنید روزگارم با عزا و ماتم و حسرت گذشت پیکرم را با نوای نی کمی رحمت کنید دور گردانید ...

وداع عاشق بر مزارم جای حلوا جام می قسمت کنید دوستان زینهار کز این ماجرا غفلت کنید روزگارم با عزا و ماتم و حسرت گذشت پیکرم را با نوای نی کمی رحمت کنید دور گردانید از جسمم همی بُرد و کفن میهمان کردگارم بر تنم خلعت کنید جملگی مدیون من ...

۲ ساعت پیش
8K
رمان عشق من و تو پارت:۳۶ راشا زل زده بود به من مادر جون تبریک گفت و بلند شد تا به بقیه هم خبر بده راشا بلند شد و دستم رو گرفت بلندم کرد و ...

رمان عشق من و تو پارت:۳۶ راشا زل زده بود به من مادر جون تبریک گفت و بلند شد تا به بقیه هم خبر بده راشا بلند شد و دستم رو گرفت بلندم کرد و همراه خودش کشید رفتیم سمت اتاق قبلی خودش در رو باز کرد نشوندم رو تخت ...

۳ ساعت پیش
20K
#ناجی #پارت_۴۶ خواستم برم بیرون ک خودمو نشونش بدم ک نگار جلومو گرفت -خریت نکن جون احسان ب خطر میوفته +نمیشنوی صدای ناله هاشونو دلم داره از جا کنده میشه یهو صدای باز شدن در ...

#ناجی #پارت_۴۶ خواستم برم بیرون ک خودمو نشونش بدم ک نگار جلومو گرفت -خریت نکن جون احسان ب خطر میوفته +نمیشنوی صدای ناله هاشونو دلم داره از جا کنده میشه یهو صدای باز شدن در اومد نگار دستشو گزاشت جلوی دهنم ک حرف نزنم اومد جلو دور اتاق و گشت ...

۳ ساعت پیش
12K
رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۵ شریع رفتم سمت خونه مادر پدر جون که رزا رو هم اونجا دیدم تازه داغ دلم تازه شد تموم این خوشحالی هام پرید مادر جون گفت که تو این هفته برای رزا یه جشن میگیرن که دوستای خانوادگی دعوتن با رزا به خونه برگشتم ...

۴ ساعت پیش
22K
🔹 متن سنگ قبر تعدادی از بزرگان تاریخ #حافظ بر سر تربت ما چون گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود #سهراب_سپهری به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیا مبادا ...

🔹 متن سنگ قبر تعدادی از بزرگان تاریخ #حافظ بر سر تربت ما چون گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود #سهراب_سپهری به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیا مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من #کوروش_بزرگ ای انسان هر که باشی و از ...

۷ ساعت پیش
14K
رمان عشق من و تو پارت_۳۴ رفتم و رزا رو با لبخند بی روح به اتاقش راهنمایی کردم اونم گفت میخوابه تا راشا بیاد بازم شکستم منم رفتم سمت اتاق دیگ و وسایل خودمو از ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۴ رفتم و رزا رو با لبخند بی روح به اتاقش راهنمایی کردم اونم گفت میخوابه تا راشا بیاد بازم شکستم منم رفتم سمت اتاق دیگ و وسایل خودمو از اتاق مشترک به اونجا انتقال دادم و با خودم تصمیم گرفتم کاری نکنم که سد ...

۱۱ ساعت پیش
37K
بهترین راه پیشگیری از ابتلا به کرونا مردانی : شست و شوی مکرر دست ها را مهمترین و بهترین راه پیشگیری از ابتلا به این بیماری ذکر کرد و گفت: رعایت بهداشت فردی در مقابل ...

بهترین راه پیشگیری از ابتلا به کرونا مردانی : شست و شوی مکرر دست ها را مهمترین و بهترین راه پیشگیری از ابتلا به این بیماری ذکر کرد و گفت: رعایت بهداشت فردی در مقابل بیماران علامت دار مثل سرفه، تنگی نفس، آب ریزش بینی و علایم تنفسی است همچنین ...

۱۲ ساعت پیش
16K
رمان عشق من و تو پارت_۳۳ خواستم برم سمت اشپزخونه که در باز شد و راشا اومد تو خونه به استقبالش رفتم من:سلام خوش اومدی خسته نباشی راشا:سلام تمنام ممنون خوبی درد چیزی که نداری؟ ...

رمان عشق من و تو پارت_۳۳ خواستم برم سمت اشپزخونه که در باز شد و راشا اومد تو خونه به استقبالش رفتم من:سلام خوش اومدی خسته نباشی راشا:سلام تمنام ممنون خوبی درد چیزی که نداری؟ سرم رو با خجالت انداختم پایین و به معنی منفی تکون دادم راشا:حالا نمیخواد خجالت ...

۱۳ ساعت پیش
37K
#پارت۱۷۱ با هم سلام و احوال پرسی کردیم و عید رو تبریک گفتیم.‌ مشغول صحبت با هم بودیم که ماشین شخصی اردشیرخان از راه رسید. خانم‌بزرگ با لبخند از ماشین پیاده شد. بخاطر دلتنگیه ندیدنش ...

#پارت۱۷۱ با هم سلام و احوال پرسی کردیم و عید رو تبریک گفتیم.‌ مشغول صحبت با هم بودیم که ماشین شخصی اردشیرخان از راه رسید. خانم‌بزرگ با لبخند از ماشین پیاده شد. بخاطر دلتنگیه ندیدنش توی این دو روز با خوشحالی به سمتش رفتم و بغلش کردم. ـ سلام خانم‌بزرگ...چقدر ...

۱۳ ساعت پیش
31K
#پارت۱۷۰ مامان قرآن رو باز کرد و شروع به خوندن کرد. تلویزیون روشن بود و درحال خوندن دعای لحظه سال نو. چشمام رو بستم و دعا کردم؛ دعا کردم و از خدا خواستم تمام کسانی ...

#پارت۱۷۰ مامان قرآن رو باز کرد و شروع به خوندن کرد. تلویزیون روشن بود و درحال خوندن دعای لحظه سال نو. چشمام رو بستم و دعا کردم؛ دعا کردم و از خدا خواستم تمام کسانی رو که دوستشون دارم برام نگه‌داره، کمکم کنه هر راهی که درسته رو انتخاب کنم ...

۱۳ ساعت پیش
34K
#پارت_91 . نینا که نگاه مستقیم منو روی خودش دید...تعظیمی کرد و چشمی گفت که سری تکون دادم و در حالی که از اشپزخونه خارج میشدم گفتم:برین سر کارتون خانوم ها و اقایون... . بعد ...

#پارت_91 . نینا که نگاه مستقیم منو روی خودش دید...تعظیمی کرد و چشمی گفت که سری تکون دادم و در حالی که از اشپزخونه خارج میشدم گفتم:برین سر کارتون خانوم ها و اقایون... . بعد از خروج از اشپزخونه ...دوباره صدای بشغاب و داد و بیداد های سر اشپز ها ...

۱۳ ساعت پیش
45K
#پارت_89 بعد این انایی که همه اونو احمق و خودخاه و لوس قزاوت میکنن یه لحظه شده به این فکر کنن که چی به سرش میاد؟...خود انا به دررررک....اریک چی میشه؟...اصلا دیگه بع پادشاهی میرسه؟...دشمناش ...

#پارت_89 بعد این انایی که همه اونو احمق و خودخاه و لوس قزاوت میکنن یه لحظه شده به این فکر کنن که چی به سرش میاد؟...خود انا به دررررک....اریک چی میشه؟...اصلا دیگه بع پادشاهی میرسه؟...دشمناش بیشتر میشن...مخالفاش شورش میکنن مگه علکیه من یه ایـــرااانیـــــــم...یه ایرانی...یه دختر مسلـــــمان میفهمـــی؟.... . هق ...

۱۳ ساعت پیش
35K
پارت ۶۰ یاشار : خوب زود بیا تا اون چیزایی که باید بدونید رو بگم . کنار آیدا رو مبل نشستم و گفتم : صبح بخیر همگی سرشون رو تکون دادن و یاشار گفت : ...

پارت ۶۰ یاشار : خوب زود بیا تا اون چیزایی که باید بدونید رو بگم . کنار آیدا رو مبل نشستم و گفتم : صبح بخیر همگی سرشون رو تکون دادن و یاشار گفت : خوب میرم سر اصل مطلب ، با ترانه که آشنا شدید ؟ سرمون رو تکون ...

۱۴ ساعت پیش
30K
پارت ۵۹ آرش : ینی چی نمیتونم هیچی بگم آخه ها ؟ من : باهام بحث نکن دست خودم که نیست . آرش با داد : من همه چی رو به مامان میگم بیشتر از ...

پارت ۵۹ آرش : ینی چی نمیتونم هیچی بگم آخه ها ؟ من : باهام بحث نکن دست خودم که نیست . آرش با داد : من همه چی رو به مامان میگم بیشتر از این نمیتونم خودم و اونا رو گول بزنم .‌ از خواب پریدم و هراسان اطراف ...

۱۴ ساعت پیش
31K
#پارت۳۱ #دلبربلا سریع بلندشدمو حاضر شدم بحث سر این بود اول کجا بریم که داد زدمو گفتم ـ اول میریم خونه رو میبینیم سوار رخشم شدیمو رفتیم سمت هتل بابا کلیدو ازش گرفتیم و پیش ...

#پارت۳۱ #دلبربلا سریع بلندشدمو حاضر شدم بحث سر این بود اول کجا بریم که داد زدمو گفتم ـ اول میریم خونه رو میبینیم سوار رخشم شدیمو رفتیم سمت هتل بابا کلیدو ازش گرفتیم و پیش به سوی خونه عزیزمون ثنا کثافت این چند روز یه زنگی نزده بود معلومه حسابی ...

۱۶ ساعت پیش
24K