ویژه کنید
عکس و تصویر #رمان_ومپایراندسیلورپارت‌بیست‌ویکم #فیک‌اکسویی‌ #فیک‌های‌اکسو #فیک‌های‌اکسوالی #فیک‌_ومپایراندسیلور‌پارت‌بیست‌ویکم £×¤ وانیا: _زود باشید بیاید من:الان راه میوفتیم و قط ...

#رمان_ومپایراندسیلورپارت‌بیست‌ویکم
#فیک‌اکسویی‌ #فیک‌های‌اکسو #فیک‌های‌اکسوالی #فیک‌_ومپایراندسیلور‌پارت‌بیست‌ویکم


£×¤

وانیا:

_زود باشید بیاید
من:الان راه میوفتیم
و قط شد
پوف کشیدم و رو به رزا کردم
من:رز زود باش اما ده شو بریم
رزا:باشه اما مواظب باش کسی نفهمه
پوزخند زدم و گفتم
من:مگه تا الان کسی فهمیدش؟
رزا ساکت موند و رفت تا لباس بپوشه
منم یه تیپ مشکی زدمو به اتاق رزا تلپاتی کردم
رزا:حداقل چرا لباس ورزشی؟
من:خوب لباسم مثل بقیه لباس ورزشی ها شلوار گشاد نداره که..میبینی که شلوارم جینه
رزا:باشه بریم
*۵دقیقه بعد توی ______*

روپوش رو پوشیدم و به طرف سالن قرصا رفتم
پوزخند زدم
اون خوب بلده چطوری نخبه هارو جمع کنه و بعدش بندازتشون تو گودال پر از کثیفی
اما تنها شانسی که من اوردم یا اون بدشانسی اورد اینه که ..هه..من خودم از قبل تو این کثیفی دست و پا میزدم‌..

_اوه..لیسا بلاخره اومدی‌..
و با پوزخند اومد طرفم
پوزخندمو پر رنگ تر کردمو گفتم
من:اینجور که معلومه فعلانه نمیتونم دل از این کثیفی بکنم ‌....
_کار خوبی میکنی..
رزا:اوه..بهتر نیست راه بیوفتیم بریم برای کار ها خانوم پارک؟
_چرا که نه..
و به طرف قرنطینه رفتیم
ماسک و لباس رو بهمون دادن
و وارد اتاق شدیم دود پخش شد چنددقیقه نفس هامونو حبس کردیم و در به راهه راهرو باز شد
وارد راه رویی که پر از اتاق های ازمایشی مختلف بود شدیم..
اون جلوی یه شیشه ایستاد و با افتخار به شیشه نگاه کرد
به طرف شیشه رفتم
هه دوتا از نخبه هایی که اون جمع کرده بود داشتن یه چیزی درست میکردن
من:پودره رز سفید...پرمنگنات‌..اسید سلفوریک..اینا مواد لازم برای چین؟
_ما در حال حاضر در حال ساخت یه مواد شیمیایی ای هستیم که با اون میتونیم گل رز سیاه رو ..هه ..بلاخره پرورش بدیم..
رزا:بلاخره تونستین حدس هایی براش به عمل بیارین ..
_درستش اینه که بگی 《میتونیم و میتونستیم》
من:اوه..هه اره درستش اینه
و رو کردم به اون اتاق که اون دوتا داشتن برای بدبختیشون تلاش میکردن
زیر لب زمزمه گردم
من:هه..خنگای بیچاره
شیشه جوری بود که مامیتونستیم شفاف اونورو ببینیم اما اونا هیچ دیدی نداشتن به بیرون انگار که پنجره ای نداره..
_چطوره بریم تو؟
و درو باز کرد و به داخل رفت
پشت سرش وارد اون اتاق کوچیک شدیم که تنها وسایلش یه میز نقره ای با دوتا ادمی که وسایل مجهز برای یک ازمایش گر رو داشتن بود و با چند تا مواد شیمیایی بود
من:این مواد چند صدم لیتر باید داخل این قوطی ریخته بشه؟
_۲/۰۱درصد باید ریخته بشه تا رنگ زرشکی به وجوود بیاد
رزا:چرا رنگ زرشکی ؟
_چون پرمنگنات رو با اسید سولفریک قاطی کنیم رنگ مشکی پر کلاغی میشن و اگه با زرشکی قاطی بشن به رنگ مشکی‌درمیان‌ومواد‌ساختن‌رزسیاه‌اماده هست..

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...