ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت_25 . اروم و خشن لب زدم:بدش به من... . با ترس نگاهم کرد که ...

#پارت_25
.

اروم و خشن لب زدم:بدش به من...
.
با ترس نگاهم کرد که دستمو سمتش گرفتم و گفتم:دوربین....یالا...
.
با دستایی که لرز بهش نشسته بود دوربین و سمتم گرفت که از دستش کشیدم و نگاهی بهش انداختم...

با دیدن چند تا عکسی از منو اون فتنه گرفته بود که حقا زیبا بود و حرفه ای پوزخندی زدم و نوار و از داخلش بیرون کشیدم و داخل جیب شلوارم فرو بردمش و دوربین و سمت دختره گرفتم که لبخندی زدو خاست بگیرش که با خباثت تمام دستمو از دورش باز کردم و دوربین در عرض یک سانیه با برخوردش به زمین خورد وخاکشیر شد...
.
با صدای برخورد دوربین به زمین چند تا از دخترای دورو برم جیغی زدن که با غرور سرم و بالا اوردم و به دختره که دستش با بهت روی دهانش بود گفتم:اوپس...شرمنده خانوم...اتفاقه دیگه...پیش میاد...
.
چشمکی زدم و بی اهمیت به نگاه بهت زدش سمت تپش برگشتم و با دیدن چشمای گرد شده و دهن از تعجب باز ماندش لبخند محوی زدم و کنارش ایستادم تا دکتر بیاد...
. #تپش
.
با دور اخر پانسمانی که دکتر دور سرم پیچید سرمو بالا اوردم و گفتم:دکتر تمومه؟...
.
دکتر:تمومه دختر جون...ولی بیشتر مراقب باش...شاید سردردت بیشتر بشه...سرت گیج بره یا از این قبیل...فعلا یه روز کامل رو استراحت کن بعدش کم کم خوب میشی...به سرت مواد زدم پس لازم نیست بری حموم...فقط برای این که خودت ازیت نشی مثلا بو نگیره و اینا به شوهرت گفتم هر شیش ساعت یکبار باند روی سرت و عوض کنه و باز ببندتش...العانم میری خونه و یه غزای سبک میخوری و تخت میخابی...چرب و چیلی نباشه که حالت بدتر میشه...ابم کم بخور...میتونی بری...داروهات و دادم شوهرت تهیه کنه...
.
با تعجب گفتم:خانوم دکتر شوهرم کدومه؟...
.
دکتر نگاهی بهم انداخت و گفت:خوب همون چاوش خان دیگه...از حق نگزریم مرد جزاب و با جزبه ای چطور تورش کردی کلک؟..
.
با خنده چشمکی زد که خندم گرفت...

.نگاه کن تورو خدا ملتو...نمیدونن همین چاوش خانشون نزدیک بود منو تو اوج جوونی بفرسته سینه ی قبرستون...

.عه عه مرتیکه ی وحشی...بابا حالا ما میگیم مرد باید خشن باشه ولی این دیگه انگار از وحشی اومده...نه تربیت داره نه خانوادگی...بلبل درازیم میکنه....خاک تو سرش برینم...
.
داشتم با خودم ریز ریز میخندیدم و دستم رو سرم بود که در باز شدو چاوش خان پرید تو...
.
در ان واحد لبخندم رفت و چاشو به اخم غلیظی داد...روانی...
.
نیم نگاهی به من انداختم و رو به دکتر گفت:تمومه خانوم دکتر؟.میتونیم بریم؟...
.
دکتر با خوشرویی گفت:بله سیاوش خان تمومه میتونین تشریف ببرین فقط توصیه هام و جدی بگیرین...بلا به دور باشه
.
چاوش خان سری تکون داد و رو به من گفت:میتونی راه بری؟.
.
من:هوم.
.
اخماش و کشید تو هم ولی چیزی نگفت...دوتامون زیر ذره بین خانوم دکتر بودیم نمیخاست جولوی اون چیزی بگه انگار.
*دوپارت در کامنت ها

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...