نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت_چهـآرم

#پارت_چهـآرم " . . در رو بـاز کردم و کفشام و هرکدوم یـک طرف پرتاب کـردم♥ دیگه شب شده بـود..ساعت ۶بود و مـنم امروز بخاطر نفس تنگـی و خستگی زیاد زودتر اومدم خـونه! ب سولگی که کتابش روی سرش بود و روی کاناپه خوابیده بود نگاهی کردم و کنارش نشستـم.. ...

۴۸ دقیقه پیش
4K
#پارت۷۸ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده: #izeinabii آهو : داد زدم : _صبر کن دیووونه من دیگه طاقت ندارم. خندید و گفت: _پس از الان خودتو باخته بدون. _نه سیا جداً حال ندارم دیگه. با بدجنسی به راهش ...

#پارت۷۸ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده: #izeinabii آهو : داد زدم : _صبر کن دیووونه من دیگه طاقت ندارم. خندید و گفت: _پس از الان خودتو باخته بدون. _نه سیا جداً حال ندارم دیگه. با بدجنسی به راهش ادامه داد تازه وسطای کوه بودیم. لعنتی.. نفسی تازه کردم . بطری آب رو سر ...

۵ ساعت پیش
11K
#best_friends_forever پارت اول: اولای خرداد بود همه ی کارم درس خوندن بود. هفته ی سوم خرداد تصمیم گرفتم یه صفحه در اپارات باز کنم و از بلک پینک ویدیو بزارم یه مدت گذت تو اون ...

#best_friends_forever پارت اول: اولای خرداد بود همه ی کارم درس خوندن بود. هفته ی سوم خرداد تصمیم گرفتم یه صفحه در اپارات باز کنم و از بلک پینک ویدیو بزارم یه مدت گذت تو اون مدت ارمی هم شدم تو یه روز چنلی به اسم apink 2019 فالوم کرد تو ...

۷ ساعت پیش
18K
رمان من گلابی نیستم ❤ پارت۱۶ آرتام : راستشو بخوای دوتا ، اونی هم که زنگ زده بود مامانم بود!سر جمله قبلیش کپ کرده بودم ، الان دیگه نزدیک بود انالله و الیهه راجعون ( ...

رمان من گلابی نیستم ❤ پارت۱۶ آرتام : راستشو بخوای دوتا ، اونی هم که زنگ زده بود مامانم بود!سر جمله قبلیش کپ کرده بودم ، الان دیگه نزدیک بود انالله و الیهه راجعون ( آقا من املای درستشو بلند نیستممم 😭 ) بشم. آرتام : ولی از دستت ناراحت ...

۷ ساعت پیش
17K
نام رمان: معادله عشق نام نویسنده: فاطمه مقاره ژانر: عاشقانه، طنز، درام خلاصه: دختری از جنس حوا، پسری از جنس آدم! دختری که طی یه اتفاق، با پسر مشهور قصه ما آشنا میشه وعشقشون می ...

نام رمان: معادله عشق نام نویسنده: فاطمه مقاره ژانر: عاشقانه، طنز، درام خلاصه: دختری از جنس حوا، پسری از جنس آدم! دختری که طی یه اتفاق، با پسر مشهور قصه ما آشنا میشه وعشقشون می شه از جنس عشق آدم و حوا! عشق با طعم شیرین دعوا و کل کل ...

۸ ساعت پیش
25K
دانلود رمان خوابگاه زندگی پره اتفاقه..میشه اسمشو گذاشت تقدیر سرنوشت هردو باهم من و تو نگاهت ارزوی من نگاهم ارزدی تو باهم زیر یک سقف در یک مامن پر ارامش مامنی برای ما تا قسمت ...

دانلود رمان خوابگاه زندگی پره اتفاقه..میشه اسمشو گذاشت تقدیر سرنوشت هردو باهم من و تو نگاهت ارزوی من نگاهم ارزدی تو باهم زیر یک سقف در یک مامن پر ارامش مامنی برای ما تا قسمت کنیم تنهایی هایمان را… یه مامن آروم…یه خوابگاه پیشنهاد ما رمان پریشان | bahar.1385 کاربر ...

۸ ساعت پیش
19K
بسمه تعالی نام داستان: بانوی خونین نام نویسنده: N.a25 ژانر: تخیلی خلاصه: من لاریسا، دختری خجالتی و گوشه گیرم. با کسی کاری ندارم و کسی هم با من کاری نداره؛ اما همه چیز عوض شد. ...

بسمه تعالی نام داستان: بانوی خونین نام نویسنده: N.a25 ژانر: تخیلی خلاصه: من لاریسا، دختری خجالتی و گوشه گیرم. با کسی کاری ندارم و کسی هم با من کاری نداره؛ اما همه چیز عوض شد. یکی با من کار داشت! ولم نمی کرد. سایه به سایه دنبالم بود. اون بانوی ...

۸ ساعت پیش
15K
دانلود رمان دزد قلبم دو تا دختر که به خاطر نداری مجبور میشن تن به دزدی بدن. اما…توی این راه اتفاق های غیر منتظره ای واسشون میوفته پیر خرفت یابو زندگی منو تباه کرده با ...

دانلود رمان دزد قلبم دو تا دختر که به خاطر نداری مجبور میشن تن به دزدی بدن. اما…توی این راه اتفاق های غیر منتظره ای واسشون میوفته پیر خرفت یابو زندگی منو تباه کرده با اون پسرای قوزمیتش همینجوری تو افکارم غرق بودم که یهو صدای تق در اومد و ...

۸ ساعت پیش
19K
دانلود رمان دسیسه بهشت داستان راجبع به دختری به نام مریم هست که سخت تو مشکلات زندگیش غرق شده. مریم داستان ما به دنبال کار وارد خونه ای میشه که پنج پسر داخلش زندگی میکنند؛ ...

دانلود رمان دسیسه بهشت داستان راجبع به دختری به نام مریم هست که سخت تو مشکلات زندگیش غرق شده. مریم داستان ما به دنبال کار وارد خونه ای میشه که پنج پسر داخلش زندگی میکنند؛ پنج پسر با شخصیت های متفاوت. مریم با هر تصمیم مسیر زندگیش رو تغییر میده ...

۸ ساعت پیش
19K
دانلود رمان عشق و سنگ در مورد دوتا دوست هست که تو یه رشته تو دانشگاه تهران قبول شدن و خانواده هاشون به شرط اینکه برن خونه یکی از فامیل ها اجازه میدن برن دانشگاه ...

دانلود رمان عشق و سنگ در مورد دوتا دوست هست که تو یه رشته تو دانشگاه تهران قبول شدن و خانواده هاشون به شرط اینکه برن خونه یکی از فامیل ها اجازه میدن برن دانشگاه که که فامیلشون یه پسر جونه و اتفاقات طنز و زد خو خورد رخ میده ...

۸ ساعت پیش
12K
داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان ما فکر میکنه هر عشقی عشق واقعی هست ولی متوجه میشه که اشتباه و شخص دیگه ای وارد زندگیش میشه که اول کار ...

داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان ما فکر میکنه هر عشقی عشق واقعی هست ولی متوجه میشه که اشتباه و شخص دیگه ای وارد زندگیش میشه که اول کار ایلین با اون زیاد خوب نیست و با هم درگیر میشن سر هر موضوعی پیشنهاد ...

۸ ساعت پیش
14K
این دختر و پسره که رو به روی هم قرار میگیرن ! دختر و پسری که با روش خودشون با مشکلاتشون مبارزه میکنن، این داستان قراره عشق و احساسو محک بزنه. قراره دختر قصه رو ...

این دختر و پسره که رو به روی هم قرار میگیرن ! دختر و پسری که با روش خودشون با مشکلاتشون مبارزه میکنن، این داستان قراره عشق و احساسو محک بزنه. قراره دختر قصه رو عوض کنه، قراره پسر قصه رو مرد کنه خداییش ما اصلا چه فکری کردیم که ...

۸ ساعت پیش
12K
رمان بیست و سومین گل رز نویسنده ملیکا دست جوان به نام آنکه عشق را آفرید « تقدیم به پدرمهربانم که تبسم گل است و مادرعزیزترازجانم که گل تبسم اوست.» مقدمه : من تمام متن ...

رمان بیست و سومین گل رز نویسنده ملیکا دست جوان به نام آنکه عشق را آفرید « تقدیم به پدرمهربانم که تبسم گل است و مادرعزیزترازجانم که گل تبسم اوست.» مقدمه : من تمام متن هایم را در وصف نیامدنت نوشته ام و اگر یک روز ناگهان ناباورانه سر برسی، ...

۸ ساعت پیش
18K
در مورد دختری هست که هیچ کسی را تو دنیا نداره و با پسری به اسم مهران اشنا میشه که ادعای عشق و دوست داشتن آریمس را داره شاید داشته باشه ولی مرد بودن و ...

در مورد دختری هست که هیچ کسی را تو دنیا نداره و با پسری به اسم مهران اشنا میشه که ادعای عشق و دوست داشتن آریمس را داره شاید داشته باشه ولی مرد بودن و مرد ماندن خیلی سخته زندگی من و تو زندگی نبود پشت چهرت،رازی بود که من ...

۸ ساعت پیش
14K
رمان پلیسی و معمایی که که انتظار شما از یک رمان پلیسی را بر اورده خواهد کردبعدم بدونه اینکه منتظر حرف دیگه ایی باشم اومدم بالا خونه منو داداشم یه خونه دو طبقه تو بهترین ...

رمان پلیسی و معمایی که که انتظار شما از یک رمان پلیسی را بر اورده خواهد کردبعدم بدونه اینکه منتظر حرف دیگه ایی باشم اومدم بالا خونه منو داداشم یه خونه دو طبقه تو بهترین محله شهر ونکورکانادا هست قبلا تورنتو زندگی میکردیم پنح سال اول ولی بعدش پیشنهاد ما ...

۸ ساعت پیش
14K
رمان من گلابی نیستم ❤ پارت۱۵ هنوز دو قدم نرفته بودم که یادم اومد یه چیز فوق العاده مهم رو یادم رفته.بدو بدو سوئیچو از آرتام گرفتمو رفتم توی ماشین اون چیز فوق العاده مهم ...

رمان من گلابی نیستم ❤ پارت۱۵ هنوز دو قدم نرفته بودم که یادم اومد یه چیز فوق العاده مهم رو یادم رفته.بدو بدو سوئیچو از آرتام گرفتمو رفتم توی ماشین اون چیز فوق العاده مهم رو برداشتم. همین که خواستم بیام بیرون دیدم صدای گوشی آرتام میاد نگاه کردم دیدم ...

۱۰ ساعت پیش
16K
پارت30 ❤ با صدای پچ پچ بالا سرم چشمامو باز کردم. شهریار بود داشت با مامان حرف میزد. به محض دیدنش لبخند زدم و گفتم : سلام داداش . به روم خندید و گفت : ...

پارت30 ❤ با صدای پچ پچ بالا سرم چشمامو باز کردم. شهریار بود داشت با مامان حرف میزد. به محض دیدنش لبخند زدم و گفتم : سلام داداش . به روم خندید و گفت : علیک سلام دختر. نگفتم بهت عجله کار شیطونه؟ چشمامو مالیدم و گفتم : آخه استاده ...

۱۰ ساعت پیش
17K
پارت29 خندیدم که بیشتر نگران نشه . - نترس شهلا جون . اومدم دیر نرسم، هرگز نرسیدم ! مامان رسیده بود بهم . کمکم کرد برم داخل . نشستم روی کاناپه جلو تلویزیون .مامان مانتو ...

پارت29 خندیدم که بیشتر نگران نشه . - نترس شهلا جون . اومدم دیر نرسم، هرگز نرسیدم ! مامان رسیده بود بهم . کمکم کرد برم داخل . نشستم روی کاناپه جلو تلویزیون .مامان مانتو و مقنعه ام رو درآورد و رفت که بندازه تو ماشین لباسشویی و برام آب ...

۱۰ ساعت پیش
18K
پارت27 دوباره روبروم روی دو پا نشست و گفت: زنگ زدم به گوشیت ، میخواستم بابت دیروز باهات حرف بزنم که دیدم یه آقا جواب داد . قطع کردم دوباره زدم. بازم همون جواب داد ...

پارت27 دوباره روبروم روی دو پا نشست و گفت: زنگ زدم به گوشیت ، میخواستم بابت دیروز باهات حرف بزنم که دیدم یه آقا جواب داد . قطع کردم دوباره زدم. بازم همون جواب داد . مدل حرف زدنش به خشایار نمی خورد ، شهریارم که میشناسم. نگران شدم و ...

۱۱ ساعت پیش
19K
پارت 26 پناه طفلی هی میگفت: ارغوان درد داری فدات شم؟ الان میرسیم. برومندم اخم بدی کرده بود و فقط میروند . شهاب موند دانشگاه . کیف و موبایل منم موند دستش. یادش رفت بهم ...

پارت 26 پناه طفلی هی میگفت: ارغوان درد داری فدات شم؟ الان میرسیم. برومندم اخم بدی کرده بود و فقط میروند . شهاب موند دانشگاه . کیف و موبایل منم موند دستش. یادش رفت بهم بده. رسیدیم‌جلو بیمارستان. پناه زودی پیاده شد و در سمت منو باز کرد . برومند ...

۱۱ ساعت پیش
21K