نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

از ‌دخترای موکوتاه بدِش میومد. میگُفت باید بذاری موهات بلندشَن. دختری که مو ندارِه رو وقتی بغَل میکُنی یه چیزی کَم داره یه چیزی که آرامِشه آغوشِشو صَدبرابر کُنه. ولی من عاشقِ مویِ کوتاه بودم ...

از ‌دخترای موکوتاه بدِش میومد. میگُفت باید بذاری موهات بلندشَن. دختری که مو ندارِه رو وقتی بغَل میکُنی یه چیزی کَم داره یه چیزی که آرامِشه آغوشِشو صَدبرابر کُنه. ولی من عاشقِ مویِ کوتاه بودم خودَمو که جلویِ آینه میدیدَم لذَت میبردَم .. اما خُب اون دوست نَداشت منَم غلَط ...

۷ ساعت پیش
15K
روز چهارم عید بود که برومند سرزده اومد خونه ی ما . تلفنی هم که حرف زدیم نگفته بود قراره بیاد ! بابا هم خونه بود ! اما خشایار و شهریار با بهروز و بهرنگ ...

روز چهارم عید بود که برومند سرزده اومد خونه ی ما . تلفنی هم که حرف زدیم نگفته بود قراره بیاد ! بابا هم خونه بود ! اما خشایار و شهریار با بهروز و بهرنگ قرار داشتن و بیرون بودن . برومند خیلی بهم ریخته بود . نگرانم کرد ! ...

۷ ساعت پیش
38K
اون روز هر دو توی فکر بودیم! تا منو برسونه خونه هیچی نگفتیم. فقط موقع پیاده شدن دستمو که حلقه ی نشونم توش بود ، بوسید و گفت : هر چی که بشه ، من ...

اون روز هر دو توی فکر بودیم! تا منو برسونه خونه هیچی نگفتیم. فقط موقع پیاده شدن دستمو که حلقه ی نشونم توش بود ، بوسید و گفت : هر چی که بشه ، من خیلی دوستت دارم ! لبخند به لبم اومد . منم دوسش داشتم ! اونم خیلی ...

۸ ساعت پیش
46K
رمانعروس استاد پارت_24 آغوش معتاد کننده ش باعث شد درد از یادم بره و بدون خوردن چای نبات چشمام کم کم گرم شد و توی بغل آرمین خوابم برد. همون طوری که کمربندشو می بست ...

رمانعروس استاد پارت_24 آغوش معتاد کننده ش باعث شد درد از یادم بره و بدون خوردن چای نبات چشمام کم کم گرم شد و توی بغل آرمین خوابم برد. همون طوری که کمربندشو می بست گفت _اون روی سگ منو بالا نیار هانا بهت گفتم بلند شو . _نمیام… اون ...

۸ ساعت پیش
48K
#رمان_ماهک #پارت_120 گفتن زمان بده بهش گفتن الان زوده گفتن اون تازه پدر و مادرش رو ازدست داده و اجازه بده تا همینو هم هضم کنه و بعد باهاش درمیون میزاریم. گفتن ماهک الان بچست ...

#رمان_ماهک #پارت_120 گفتن زمان بده بهش گفتن الان زوده گفتن اون تازه پدر و مادرش رو ازدست داده و اجازه بده تا همینو هم هضم کنه و بعد باهاش درمیون میزاریم. گفتن ماهک الان بچست گفتن صبر کن 18 سالش بشه و خودش تصمیم بگیره که تورو میخواد یا نه. ...

۸ ساعت پیش
21K
‌ ترک کردنُ خوب یاد گرفتَم، از زمانی که یادم هست مشغول ترک کردن بودم از اسباب بازیام گرفته تا کتونی که دیگه بهم کوچیک شده بود سن ‌و سالم که بیشتر شد دنیا رو ...

‌ ترک کردنُ خوب یاد گرفتَم، از زمانی که یادم هست مشغول ترک کردن بودم از اسباب بازیام گرفته تا کتونی که دیگه بهم کوچیک شده بود سن ‌و سالم که بیشتر شد دنیا رو که کامل تر دیدم فهمیدم فقط من نیستم که ترک میکنم یکی از دوستای دوران ...

۹ ساعت پیش
19K
من دوستت دارم دیونه #پارت۴۸ #-اینکه چرابه من گفتین اسم عرفان. میثاقه ....عرفان شونه رو روی میز گذاشت... وگفت: -اولا صبح بخیر.دوما من سرم خیلی درد میکنه.. -اولا صبح توأم بخیر دومأ برو یه قرص ...

من دوستت دارم دیونه #پارت۴۸ #-اینکه چرابه من گفتین اسم عرفان. میثاقه ....عرفان شونه رو روی میز گذاشت... وگفت: -اولا صبح بخیر.دوما من سرم خیلی درد میکنه.. -اولا صبح توأم بخیر دومأ برو یه قرص بخور تاسرت خوب بشه سومأهمین الان توضیح بده خیلی کنجکاوم.. -باشه توضیح میدم.. -خب منتظرم ...

۹ ساعت پیش
24K
پارت 2 :;* دختری با دو هدفون 😘 ;:**

پارت 2 :;* دختری با دو هدفون 😘 ;:**" ادامه ... وقتی که دختر با دوستاش از شبانه روزه اومدن بیرون یک جمع پسر بیرون بودن و جلوی دروازه مدرسه بودند تا از دختر شماره بگیرند دختر میخواست برود ولی دوستش گفت میشه کمکم کنی گفت :چه کمکی گفت برو ...

۱۲ ساعت پیش
15K
حتما اینو بخونین👇 🏻 👇 🏻 👇 🏻 خیلی عالیه🙁 👌 🏻 #غمگین یه روزی دختری یه پسره رو تو خیابون میبینه و ازش خوشش میاد،ولی هرکاری میکنه پسره محلش نمیزاره،خلاصه دختره دل پسررو به ...

حتما اینو بخونین👇 🏻 👇 🏻 👇 🏻 خیلی عالیه🙁 👌 🏻 #غمگین یه روزی دختری یه پسره رو تو خیابون میبینه و ازش خوشش میاد،ولی هرکاری میکنه پسره محلش نمیزاره،خلاصه دختره دل پسررو به دست میاره هر روز میگذره و عشق‌اینا شدید تر میشه سال ها میگذره یه روزی ...

۱۴ ساعت پیش
30K
رمان من گلابی نیستم ❤ پارت ۱۹ بعد از اینکه هدیه بانو فهمید من اونجا و اونجوری جلو درشون چیکار میکردم گفت : توی این روستا کلا دو نفر هستن که خونه اجاره میدن اونم ...

رمان من گلابی نیستم ❤ پارت ۱۹ بعد از اینکه هدیه بانو فهمید من اونجا و اونجوری جلو درشون چیکار میکردم گفت : توی این روستا کلا دو نفر هستن که خونه اجاره میدن اونم برای یه شب! بلند شو، بلند شو ،باید بریم پیداشون کنیم. توی اون نیم ساعتی ...

۱۵ ساعت پیش
44K
#شعر_طنز/ بدجوری گیر کردیم آخه تو آمپاس! آذره و آخرهای خزونه پر شده از برگ‌ها حیاط خونه پاییزه و کلاغا کنسرت دارن رو شاخه‌ها مشغول قار و قارن! میگن با هم که مشکی رنگ عشقه ...

#شعر_طنز/ بدجوری گیر کردیم آخه تو آمپاس! آذره و آخرهای خزونه پر شده از برگ‌ها حیاط خونه پاییزه و کلاغا کنسرت دارن رو شاخه‌ها مشغول قار و قارن! میگن با هم که مشکی رنگ عشقه مشکی فقط رنگ قشنگ عشقه اون روزا که منم یه عاشق بودم یه عاشق ساده ...

۱۶ ساعت پیش
14K
👇 👇 👇 👇 👇 👇 یک دانشجوی عاشق دختر همکلاسیش بود.😋 بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد. اما دختر خانوم داستان ...

👇 👇 👇 👇 👇 👇 یک دانشجوی عاشق دختر همکلاسیش بود.😋 بالاخره یک روزی به خودش جرات داد و به دختر راز دلش رو گفت و از دختره خواستگاری کرد. اما دختر خانوم داستان ما عصبانی شد و درخواست پسر رو رد کرد.😧 بعدم پسر رو تهدید کرد که ...

۱۷ ساعت پیش
16K
https://agahi90.ir/adv-73884.aspx کیت آموزشی واقعیت افزوده آرکیت 😱 اولین تجربه جادوی خیال 4D در موبایل 📱 کیت آموزشی واقعیت افزوده آرکیت 🎯 فقط 19 هزار تومان 👌 تجربه ای مدرن و بی نظیر 📩 جهت ثبت ...

https://agahi90.ir/adv-7388... کیت آموزشی واقعیت افزوده آرکیت 😱 اولین تجربه جادوی خیال 4D در موبایل 📱 کیت آموزشی واقعیت افزوده آرکیت 🎯 فقط 19 هزار تومان 👌 تجربه ای مدرن و بی نظیر 📩 جهت ثبت سفارش: پیامک عدد 241111030به 10000309 آرکیت یک سرگرمی جالب، هیجان انگیز و مدرن است. این ...

۱۷ ساعت پیش
26K
https://agahi90.ir/adv-73928.aspx ساعت دستبندی و انگشتری GEM 💕 سورپرایزی بی نظیر 💎 ساعت دستبندی و انگشتری GEM 💫 فوق العاده شیک و باکیفیت 😮 فقط 79 تومان 🚛 پرداخت درب منزل جهت ثبت سفارش: پیامک عدد ...

https://agahi90.ir/adv-7392... ساعت دستبندی و انگشتری GEM 💕 سورپرایزی بی نظیر 💎 ساعت دستبندی و انگشتری GEM 💫 فوق العاده شیک و باکیفیت 😮 فقط 79 تومان 🚛 پرداخت درب منزل جهت ثبت سفارش: پیامک عدد 241111311 به 10000309 مدل دستبند انگشتری متصل که به آن تمیمه می گویند، یکی از ...

۱۹ ساعت پیش
18K
اینم یک غذای دلبر و لذیذ هر چی از خوشمزگی اون بادمجون ، گوجه ها بگم ، کم گفتم . برای این غذای خوشمزه . دو تا پیاز درشت رو نگینی خرد کردم و کمی ...

اینم یک غذای دلبر و لذیذ هر چی از خوشمزگی اون بادمجون ، گوجه ها بگم ، کم گفتم . برای این غذای خوشمزه . دو تا پیاز درشت رو نگینی خرد کردم و کمی تفت دادم . مرغ ها رو روی اون گذاشتم و با هم تفت دادم . ...

۲۰ ساعت پیش
9K
کی بلده برقصه بگو من من من میخوام صداش ازینجا بره تا لندن دن دن http://dl.nicmusic.net/nicmusic/008/093/Ali%20Hyper%20-%20Ki%20Balade%20Beraghse%20(128).mp3 ای وای دارم رد میدم ای وای دارم رد میدم بابا کاری نداره که رقص میخای یادت بدم من ...

کی بلده برقصه بگو من من من میخوام صداش ازینجا بره تا لندن دن دن http://dl.nicmusic.net/nicm... ای وای دارم رد میدم ای وای دارم رد میدم بابا کاری نداره که رقص میخای یادت بدم من پیچو تابت بدم من اول شاد باش و کل بزن با ی دستت لامپو سفت ...

۱ روز پیش
12K
صبح جمعه که میشه،دلم خیلی هواشو میکنه دلتنگش میشم، برای شیطنت های سر صبحش، برای غلت خوردنای گاه و بیگاهش روی تختخواب که خودشو به خواب میزد و اونقدر چپ و راست غلت میخورد که ...

صبح جمعه که میشه،دلم خیلی هواشو میکنه دلتنگش میشم، برای شیطنت های سر صبحش، برای غلت خوردنای گاه و بیگاهش روی تختخواب که خودشو به خواب میزد و اونقدر چپ و راست غلت میخورد که گاها می افتاد روم و جیغ منو درمیورد...بعد میگفت اِه خوشگلم تو اینجا بودی..؟! موهامو ...

۱ روز پیش
46K
#پارت_۸۱ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii رمان آخرین تکه قلبم نوشته ی izeinabii نیاز: صلیب سردو توی دستام گرفتم ..ستشم تو ی گردنم بود.. درش اوردم.. خودش انداختش گردنم.. باورم نمیشد .. اگه میدونستم بخاطر تو همچین ...

#پارت_۸۱ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده #izeinabii رمان آخرین تکه قلبم نوشته ی izeinabii نیاز: صلیب سردو توی دستام گرفتم ..ستشم تو ی گردنم بود.. درش اوردم.. خودش انداختش گردنم.. باورم نمیشد .. اگه میدونستم بخاطر تو همچین اتفاقی براش میوفته هیچ نمیگرفتمش برات.. با دیدن دکتر دوییدم سمتش. _آقای دکتر حالش چطوره؟ ...

۱ روز پیش
65K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت174* ★فصل دوم★ صدای مهیبی پیچید تو اتاق و بعدش.... ن..... مامااااااننننن....پشت سرت... تا مرده به خودش بیاد مامانم زد تو سرش ، _مامان.... +(با گریه )جان مامان ، _مامانم..... ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 * پارت174* ★فصل دوم★ صدای مهیبی پیچید تو اتاق و بعدش.... ن..... مامااااااننننن....پشت سرت... تا مرده به خودش بیاد مامانم زد تو سرش ، _مامان.... +(با گریه )جان مامان ، _مامانم..... یه قدم بلند سمتش برداشتـم و تو آغوش ارامش بخشش فرو رفتم. گونه ام رو ...

۱ روز پیش
52K