ویژه کنید
عکس و تصویر از وقتی خیلی کوچیک بودم هر موقع قهر می کردم بابا به هر روشی سعی ...

از وقتی خیلی کوچیک بودم هر موقع قهر می کردم بابا به هر روشی سعی می کرد منو بخندونه. چون خیلی قلقلکی بودم، تلاشم برای اینکه خندم نگیره بی فایده بود و آخرش می باختم.
صورتم که باز می شد داد می زد: دیدی؟
دیدی بالاخره با اون اخمات خندیدی؟

بعدها بیشتر تلاش کردم نخندم٬ حتی یک بار وسط خندوندن و خندیدنم گریه ام گرفت... اون وقت بود که هم من، هم بابا فهمیدیم نقطه ی مقابل ناراحتی٬ خندیدن نیست. می شه وسط خنده هات صورتت جمع شه و گریه کنی وقتی اندوه کهنه ای رو کامل از سینه ات بیرون نکردی.

وقتی ناراحتی می خندونمت.
نا امید نشو٬ اینطور یاد گرفتم دست خودم نیست. می دونم با این چیزها دلخوری هات رو فراموش نمی کنی. من زمانی می تونم باری از غصه هات رو بردارم، که تو اونها رو کهنه نکردی. صحبت می کنی یا دلیل می خوای٬ اگر باز هم به خندوندنت ادامه دادم یعنی حرفات نشنیده قبوله... تو حق داری.
می دونی که کلید خوشحالی تو دست من تنها نیست؟ یکیش دست خودته که دلخوری هات از من٬ از من برات مهم تر نیست
#امیرعلی_ق

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...