ویژه کنید
عکس و تصویر زندان ذهن خطرناک ترین زندان برای انسان است.. اگر ذهن منجمد باشد قلب تا ابد ...

زندان ذهن خطرناک ترین زندان برای انسان است..
اگر ذهن منجمد باشد قلب تا ابد زندانی فکر خرافی است..!‌
اگر فکر میکنید هزینه رسیدن به اهدافتان زیاد است..؛ پس صبر کنید تا صورت حساب تلاش نکردنتان را ببینید ... خویشتن نشناخت مسکین آدمی از فزونی آمد و شد در کمی خویشتن را آدمی ارزان فروخت ....بدترین چیزی که میتواند در جریان عشق ورزیدن اتفاق بیفتد این است که انسان خودش را گم کند و فراموش کند که خودش نیز موجود گرانبهایی بوده است... اگر به امید توجه دیگران زنده اید، روزی بخاطر بی توجهی همان افراد خواهید مرد. کسانی که شهامت ندارند، همیشه فلسفه ای برای توجیه آن می یابند.در جمجمه های مدرن ما؛ ذهن هایی متعلق به عصر حجر خوابیده هست اگر نیندیشیم... کشف کردن در این نیست که به‌دنبال جاهای جدید باشی بلکه در این است که از "نگاهی حق" را بیابی ... موانع همان چیزهای ترسناکی هستند که، وقتی چشمتان را از روی هدفتان بر میدارید، می بینید!شادمانی را وقتی در دستانت نگه داری همیشه کوچک به نظر میرسد ولی وقتی آن را از دست دهی خواهی دید که چقدر بزرگ و ارزشمند است.آدم اهل کتاب قبل از مرگش، هزاران زندگی رو زندگی میکنه و کسی که مطالعه نکنه، تنها یکبار زندگی میکنه.قرآن کتابیست که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.
کتابی آسمانی است اما بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست .
کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم
آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست.

این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستندو وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، اینکه می بینی؛
اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.
قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند” چه کس مرده است؟ “
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.

من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و …
آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟
من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند.
اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”احسنت …!” گویی مسابقه نفس است
من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول معرفت است یا یک رکورد گیری؟
ای کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند دانا کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند. خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو.
آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...