نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

"part48" گیلدا (طبیب کوچک) +چه راهی _با هواپیما زودتر میرسیم ، براتون امکان داره ؟؟؟ +ناسلامتی تیمسار هستما شیر پسر منتظرتم زود بیا همین که گوشی قطع کردم صدای گریه مادرم بلند شد. برگشتم که چشم تو چشم کیا و مامان نرگس شدم. +باز پرونده خطــر ناک برداشتی ؟؟؟ حتما ...

۱ روز پیش
75K
عشـــق.. پارت 132 مهرداد: مامان نگاهم کردوگفت : می دونی اگه محسن دل نیلوفر رو بشکنه چی میشه - یعنی طلاقش ندم مامان : فعلا نه - چی شده نفسمو فوت کردم اصلا نمی دونم ...

عشـــق.. پارت 132 مهرداد: مامان نگاهم کردوگفت : می دونی اگه محسن دل نیلوفر رو بشکنه چی میشه - یعنی طلاقش ندم مامان : فعلا نه - چی شده نفسمو فوت کردم اصلا نمی دونم محسن چش شده بود که انقدر منو آزار می داد محسن : داداش کوچلوی ما ...

۲ روز پیش
100K
💜 💜 💜 💜 عشــــق... پارت131 مهرداد: ازتخت اومدم پایین وگفتم : بی خیال لیلی چیزی نشده خیلی شلوغش می کنی متعجب نگاهم کردوچیزی نگفت رفتم دسشویی وقتی اومدم بیرون وداشتم صورتم رو خشک می ...

💜 💜 💜 💜 عشــــق... پارت131 مهرداد: ازتخت اومدم پایین وگفتم : بی خیال لیلی چیزی نشده خیلی شلوغش می کنی متعجب نگاهم کردوچیزی نگفت رفتم دسشویی وقتی اومدم بیرون وداشتم صورتم رو خشک می کردم دیدم موبایلم دست لیلی توجه نکردم خندمم گرفته بود برگشت منو که دید گفت ...

۲ روز پیش
93K
#اتفاقی_شوم ادامه پارت هشتم عصبانی بودم ، خیلی عصبانی ،از ضعیف بودن ام ، از ترس ام ، از اینکه نمی تونستم حتی درباره اتفاقی که برام افتاده حرف بزنم خجالت می کشیدم ، احساس ...

#اتفاقی_شوم ادامه پارت هشتم عصبانی بودم ، خیلی عصبانی ،از ضعیف بودن ام ، از ترس ام ، از اینکه نمی تونستم حتی درباره اتفاقی که برام افتاده حرف بزنم خجالت می کشیدم ، احساس خفگی داشتم ، وقتی به دروغ هایی که گفتم فکر میکردم حال ام از خودم ...

۳ روز پیش
94K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی ام(۳۰) *هه جونگ* بعد از اتفاقات یه سری به دوست پسرم و مادرش بزنم بد نیست البته درستش شوهرم و مادر شوهر آینده مه...چون اون طوری که من مامانشو دیدم تا ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت سی ام(۳۰) *هه جونگ* بعد از اتفاقات یه سری به دوست پسرم و مادرش بزنم بد نیست البته درستش شوهرم و مادر شوهر آینده مه...چون اون طوری که من مامانشو دیدم تا یه سال منو با اون شوهر نده و راحت نمیشه فردا پس فردا ریدی پاشد ...

۵ روز پیش
165K
#پارت_۱۱۸ #آخرین_تکه_قلبم رفتم سمتش و دست دادم بهش. _چطوری تو؟ _سلام خوبی؟ _خوبم امسال کنکور داری نه؟ یری تکون داد و گفت: _آره خیلی سخته نمی رسم بخونم. _فدا سرت فوقش سال دیگه می خونی. ...

#پارت_۱۱۸ #آخرین_تکه_قلبم رفتم سمتش و دست دادم بهش. _چطوری تو؟ _سلام خوبی؟ _خوبم امسال کنکور داری نه؟ یری تکون داد و گفت: _آره خیلی سخته نمی رسم بخونم. _فدا سرت فوقش سال دیگه می خونی. _آره دوس ندارم دانشگاه آزادو. خندیدم. _منم دوست نداشتم ولی بعضی ها از سلاطین دانشگاه ...

۵ روز پیش
81K
ٔ جنبه نداری نخون❎ ❎ ❎ **مرگ**ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـآیا میدانید بعد از فوت شخص رشد موها تا چندین ماه متوقف نمیشود؟. آیا میدانید بعد از فوت تنها قسمت چپ مغز ...

ٔ جنبه نداری نخون❎ ❎ ❎ **مرگ**ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـآیا میدانید بعد از فوت شخص رشد موها تا چندین ماه متوقف نمیشود؟. آیا میدانید بعد از فوت تنها قسمت چپ مغز تا هفت دقیقه زنده میماند و تمام گذشته خود را بصورت یک خواب مرور میکند!...لا ...

۶ روز پیش
96K
رمان عشق من و تو پارت_۱۵ واااااااااااای خدا فهمید،عادتم خاک تو سر من از جام بلند شدم و خوشحال از اینکه پروژه نگین رو گرفتم به خونه رفتم و بعد شب بخیر به بچه ها ...

رمان عشق من و تو پارت_۱۵ واااااااااااای خدا فهمید،عادتم خاک تو سر من از جام بلند شدم و خوشحال از اینکه پروژه نگین رو گرفتم به خونه رفتم و بعد شب بخیر به بچه ها رفتم بخوابم انقدر خوشحال بودم که میل نداشتم رو تخت دراز کشیدم و به خواب ...

۷ روز پیش
122K
💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت 113 مهرداد : جمعه بود وهمه دور هم جم شده بودیم دلم برای محیا تنگ بود خواهری که یک سال وخورده ای می شد با من قهر بود - ...

💜 💜 💜 💜 عشـــــق... پارت 113 مهرداد : جمعه بود وهمه دور هم جم شده بودیم دلم برای محیا تنگ بود خواهری که یک سال وخورده ای می شد با من قهر بود - هی مهرداد پسرت رو ببین لبخند زدم ومانی رونگاه کردم که تازگی ها راه می ...

۱ هفته پیش
61K
پسر گردنشو کج کرد و گفت: حرفات تموم شد؟ بک سرشو تکون داد و پسر که اسمشو یادم رفته بود و گفت: خب به یه ورم. و خودش بلند خندید. خنده هاش مثل جوکر بود. ...

پسر گردنشو کج کرد و گفت: حرفات تموم شد؟ بک سرشو تکون داد و پسر که اسمشو یادم رفته بود و گفت: خب به یه ورم. و خودش بلند خندید. خنده هاش مثل جوکر بود. همونقدر ترسناک. همونقدر رمز آلود. بک کیونگ بلند شد و داد زد: عوضی دارم باهات ...

۱ هفته پیش
89K
+ بیخیال بچه ها. بریم زودتر. کلت و پشت کمرم گذاشتم. کت سیاه رنگم، شلوار همرنگش. و پیرهن سفید رنگ خیلی بهم میومد. از اتاق خارج شدم و برق پذیرایی رو خاموش کردم. کلیدامو برداشتم ...

+ بیخیال بچه ها. بریم زودتر. کلت و پشت کمرم گذاشتم. کت سیاه رنگم، شلوار همرنگش. و پیرهن سفید رنگ خیلی بهم میومد. از اتاق خارج شدم و برق پذیرایی رو خاموش کردم. کلیدامو برداشتم و از خونه خارج شدم. سوار ماشین می هو شدم و کمربندمو بستم. می هو ...

۱ هفته پیش
90K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت چهاردهم(۱۴) *آرا* ×من دیگه باید برم. دیرم شده...اگه دیر برسم حسابم ساخته‌ست تهیونگ؛ ماشین آوردی؟ مستم که هستی. × نه...خودم میرم. با تاکسی. ماشین نیاوردم. تهیونگ:میخوای من تورو برسونم؟؟؟هم با دخترا آشنا ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت چهاردهم(۱۴) *آرا* ×من دیگه باید برم. دیرم شده...اگه دیر برسم حسابم ساخته‌ست تهیونگ؛ ماشین آوردی؟ مستم که هستی. × نه...خودم میرم. با تاکسی. ماشین نیاوردم. تهیونگ:میخوای من تورو برسونم؟؟؟هم با دخترا آشنا میشم هم خونتون رو میشناسم ×زحمت میشه برات. تهیونگ: چه زحمتی...خیلی هم خوشحال میشم. × ...

۱ هفته پیش
94K
#خان_زاده #پارت267 این دختر من بود... بعد از کلی سختی،درد و مشقت به دنیا اومد تا من دیگه تنها نباشم. به دنیا اومد تا همدمم باشه. _حالا اسمش چیه این خانوم کوچولو؟ به پرستار که ...

#خان_زاده #پارت267 این دختر من بود... بعد از کلی سختی،درد و مشقت به دنیا اومد تا من دیگه تنها نباشم. به دنیا اومد تا همدمم باشه. _حالا اسمش چیه این خانوم کوچولو؟ به پرستار که این سؤال و پرسید نگاه کردم و جواب دادم _مونس! با محبت گفت _شیرینی اسم ...

۲ هفته پیش
111K
#پارت_45 نفس توی سینم حبث شد از اعتراف یهوییش و چشمام گرد شد که فهمید و تک خنده ای کرد و گفت:عجیبه؟...میدونم...خودمم جا خوردم... . چیزی نگفتم و چشمام و بستم و لبم و گاز ...

#پارت_45 نفس توی سینم حبث شد از اعتراف یهوییش و چشمام گرد شد که فهمید و تک خنده ای کرد و گفت:عجیبه؟...میدونم...خودمم جا خوردم... . چیزی نگفتم و چشمام و بستم و لبم و گاز گزفتم که ادامه داد:تو...تنها کسی هستی که برام مهمه...شدی دلیل موفقیت هام...سر کلاس حاظر شدنام...سرد ...

۲ هفته پیش
125K
رمان عشق من و تو پارت_۴ سوار ارزام شدم پیش به سوی عشقم و رشته مورد علاقم توی ماشین که نشستم ضبط رو روشن کردم و روی اهنگ مورد علاقم پلی کردم : یکی بود ...

رمان عشق من و تو پارت_۴ سوار ارزام شدم پیش به سوی عشقم و رشته مورد علاقم توی ماشین که نشستم ضبط رو روشن کردم و روی اهنگ مورد علاقم پلی کردم : یکی بود که میگفت تو قلبش میمونم نمیاد یه روزی که اونو نبینم ولی نیست دیگ از ...

۲ هفته پیش
66K
ترانه عاشقانه: (توی دلم نمیرررررررررررررر) اگه می خوای بری برو ،خاطره هات پیش منه خیال تو مثل خودت ،دل منو نمیشکنه اگه می خوای بری برو ،فقط بگو چه وقت می ری؟ تا که بیام ...

ترانه عاشقانه: (توی دلم نمیرررررررررررررر) اگه می خوای بری برو ،خاطره هات پیش منه خیال تو مثل خودت ،دل منو نمیشکنه اگه می خوای بری برو ،فقط بگو چه وقت می ری؟ تا که بیام و بشکنم ،یه وقتی بی صدا نری می خوای بری برو ولی ، بهم بگو ...

۲ هفته پیش
82K
❤ ❤ ❤ ❤ عشـــــــق... پارت82 نیلوفر : خونه مثله همیشه ساکت وآروم بود وخبری از تازه عروسم نبود کم پیش میومد خونه بمونه از سر بی حوصله گی رفتم کتابخونه وبا خوندن کتاب خودمو ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشـــــــق... پارت82 نیلوفر : خونه مثله همیشه ساکت وآروم بود وخبری از تازه عروسم نبود کم پیش میومد خونه بمونه از سر بی حوصله گی رفتم کتابخونه وبا خوندن کتاب خودمو مشغول کردم - سلام با ترس سرمو بلند کردم ومتعجب نگاهش کردم سرشو پایین انداخت ...

۲ هفته پیش
85K

"Part22" گیلدا (طبیب کوچک) تفنگش رو سمتم گرفت که...... خیلی ریلکس دستی بین موهام کشیدم و محکم گفتم : میدونی تاوان کسی که مزاحم فکر کردنم بشه چیه ؟؟؟ کیارش: هر چی میخواد بشه. نامرد چقدر میتونی بی وجود باشی _نه بابا مرد ، احترام خودتو نگهه دار کیارش : ...

۲ هفته پیش
82K
رمان دخترای شیطون پارت_۱۰۹ رزا:چییییی ا..امکان نداره __ رزا:ب..باشه کاری ندارین __ رزا:خدافظ رزا گوشیو گذاشت رو زمین اومد منو بغل کرد رزا:اراد ارادم عشقم اروم باش نفس رزا تازه فهمیدم چی شده رزا رو ...

رمان دخترای شیطون پارت_۱۰۹ رزا:چییییی ا..امکان نداره __ رزا:ب..باشه کاری ندارین __ رزا:خدافظ رزا گوشیو گذاشت رو زمین اومد منو بغل کرد رزا:اراد ارادم عشقم اروم باش نفس رزا تازه فهمیدم چی شده رزا رو کنار زدم بلند شوم تمام صندلیا رو زدم به در و دیوار نمفهمیدم دارم چکار ...

۲ هفته پیش
88K
بنام خدا این آهنگم توش خیلی حرف دارم هه ارشادم ۲۴ ساله حالمم بده از حالم گفتی بهش امضا سیزدهم اردبیهشت اصن چی بگم من خیلی ام خوبه حالم اصلا خوب خوبم این اشکام به ...

بنام خدا این آهنگم توش خیلی حرف دارم هه ارشادم ۲۴ ساله حالمم بده از حالم گفتی بهش امضا سیزدهم اردبیهشت اصن چی بگم من خیلی ام خوبه حالم اصلا خوب خوبم این اشکام به خاطر تو نیست هر سال میگفتن آرزوهات خاطره شن آرزوم تو بودی دمت گرم چه ...

۲ هفته پیش
54K