ویژه کنید
عکس و تصویر خواب بودم خیلی آروم و عمیق ، اما با سر و صداهای همسایه های خوشحالمون ...

خواب بودم خیلی آروم و عمیق ، اما با سر و صداهای همسایه های خوشحالمون بیدار شدم و انگار داشتن دعوا می کردن ، بعد که رفتم بیرون دیدم هیچ کی تو خونه نیست و همه رفتن دم در دارن کتک خوردن یکی از همسایه هامونو توسط پلیس تماشا می کنن:| راستش خیلی ترسیدم واقعا داد زدن مردا خیلی ترسناکه یه جورایی مثله صحنه های نبرد فیلم واکینگ ها میمونه و آدم هی میترسه که اتفاق بدی رخ بده.
رفتم دم پنجره ببینم چخبره بعد انقدر آدم جمع شده بود که خیابون کلا بسته شده بود بعد اون آقاهه هم مث جان ویک داشت یکی یکی پلیسارو فیتیله پیچ می کرد و حریف نداشت:| بعد پلیسا بهش شوکر می زدن بعد اون بازم میزدشون :| خلاصه چند نفری ریختن سرش و اونقدر زدنش که انرژیش تموم شد و افتاد رو زمین و طفلکی رو که مث حلزون به زمین چسبیده بود کشون کشون بردن تو ماشین پلیس . فکر کنم با زنش دعواش شده بود و بعد زنش پلیس خبر کرده بوده و مرده هم داغ کرده . کلا میشه این فشارو که روی مرده بوده حس کرد هنوز نتونسته مسئله خودش و زنش رو حل کنه و اونوقت یه عده مامور هم ازش انتظار دارن که بیاد سوار ماشین شه و بره بازداشگاه خب این باعث میشه نتونه خودش و کنترل کنه مثل وقتی که یک بار نزدیک خونمون یکی زد زنشو و جفت مامور پلیس رو کشت و آخرش هم خودکشی کرد . خشم این چیزارو نمی فهمه و فقط آدم دلش میخواد خالی شه و خیلی سخت میشه کنترلش کرد مخصوصا اگه بزنی به سیم آخر به خاطر همون من کسیو قضاوت نمی کنم . ولی نکته این جاست که به تازگی خوابم تنظیم شده بود و حالا خوابم نمیبره دلم میخواد همشونو بزنم . میرم بزنمشون، آره . شب بخیر
Anne

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...