نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت_۶۷ #آخرین_تکه_قلبم نیاز: دوییدم و اومدم اینور تر .. اما متوجه ی این نبودم که زیپ کیفم رو نبستم. رژم افتاد روی زمین و خودش یه طدف و درش هم یه طرف دیگه. هیعی کشیدم ...

#پارت_۶۷ #آخرین_تکه_قلبم نیاز: دوییدم و اومدم اینور تر .. اما متوجه ی این نبودم که زیپ کیفم رو نبستم. رژم افتاد روی زمین و خودش یه طدف و درش هم یه طرف دیگه. هیعی کشیدم و به پشت سرم نگاه کردم. ماشین همون لحظه از روش رد شد و صدای ...

۱ ساعت پیش
9K
#پارت_۶۶ #آخرین_تکه_قلبم (پلی بک به گذشته ) هات چاکلت هارو که رفیق امیر برامون‌آورد،یکم ازش نوشیدم..سرد بود ،به روی خودم نیاوردم. بعد از اینکه همه هات چاکلت هاشون رو نوشیدن. به آرزو اشاره کردم . ...

#پارت_۶۶ #آخرین_تکه_قلبم (پلی بک به گذشته ) هات چاکلت هارو که رفیق امیر برامون‌آورد،یکم ازش نوشیدم..سرد بود ،به روی خودم نیاوردم. بعد از اینکه همه هات چاکلت هاشون رو نوشیدن. به آرزو اشاره کردم . _بریم. ما بلند شدیم اونا هم مجبوری بلند شدن. نیما و امیر که رفتن واسه ...

۲ ساعت پیش
12K
نامجون** داد زدم-بلند شوووووووووووووووووووو ووووووویییییییییییی. یه هو بلند شد بعد دوباره خوابید. رفتم بیرون ب کوکی گفتم بره تهیونگو بیدار کنه. کوکی** وقتی نامجون بهم گفت برا تهیونگو بیدار کنم انگار دنیارو بم دادن.دویدم ب ...

نامجون** داد زدم-بلند شوووووووووووووووووووو ووووووویییییییییییی. یه هو بلند شد بعد دوباره خوابید. رفتم بیرون ب کوکی گفتم بره تهیونگو بیدار کنه. کوکی** وقتی نامجون بهم گفت برا تهیونگو بیدار کنم انگار دنیارو بم دادن.دویدم ب سمت اتاقش. پارچ اب یخو برداشتم و روش خالی کردم. یه دفه پرید بالا تهیونگ-مامااااااااااااان ...

۳ ساعت پیش
11K
پارت ششم. از زبان تهیونگ: روندم سمت خونه. این دختر کیه؟ چرا دوست دارم دربارش بدونم؟وای اون لحطه که یه لحطه زیر بارون بود. لبخنداش یه لحطه از جلو چشمام محو نمیشه لعنتی. باید فردا ...

پارت ششم. از زبان تهیونگ: روندم سمت خونه. این دختر کیه؟ چرا دوست دارم دربارش بدونم؟وای اون لحطه که یه لحطه زیر بارون بود. لبخنداش یه لحطه از جلو چشمام محو نمیشه لعنتی. باید فردا بدم جیمین امارسو دراره. اینطوری ادامه بدم از فضولی می میرم..... از زبان جینی یک ...

۴ ساعت پیش
31K
#رویای_غیرممکن #پارت11 به همراه داور ها از اونجا خارج شدیم و به پشت صحنه، جایی که برادرم منتظرم بود؛ رفتیم. ‌یکی از داور ها گفت : خب ما میریم ولی آقای کیم قراره چند دقیقه ...

#رویای_غیرممکن #پارت11 به همراه داور ها از اونجا خارج شدیم و به پشت صحنه، جایی که برادرم منتظرم بود؛ رفتیم. ‌یکی از داور ها گفت : خب ما میریم ولی آقای کیم قراره چند دقیقه بعد تو رو با تموم گروه های کمپانی آشنا کنه. پس فامیلیش کیم بود... منو ...

۴ ساعت پیش
25K
کوکی** با جیمین رفتیم اتاق من.نشستیم رو تخت. -خوب راستش جیمین من احساس میکنم یه حسایی به وی دارم نمیدونم اون حس چیه فق.... پرید وسط حرفم-دوست داری بوسش کنی؟؟؟ -ن.. جیمین-دوست داری بخوابی باهاش؟؟ ...

کوکی** با جیمین رفتیم اتاق من.نشستیم رو تخت. -خوب راستش جیمین من احساس میکنم یه حسایی به وی دارم نمیدونم اون حس چیه فق.... پرید وسط حرفم-دوست داری بوسش کنی؟؟؟ -ن.. جیمین-دوست داری بخوابی باهاش؟؟ -نه چیم چی.... -پس چی؟؟؟؟ -واااااای چیم چیم دارم میگم دیه صبر کن احساس میکنم ...

۵ ساعت پیش
16K
پارت ۹ فیک معجزه ی عشق ناره چشماش رو باز کرد . توی چادر سهون بود . جایی که سهون هیچوقت نمیزاشت اون اونجا باشه . یکمی سر گیجه داشت . بلند شد و نشت ...

پارت ۹ فیک معجزه ی عشق ناره چشماش رو باز کرد . توی چادر سهون بود . جایی که سهون هیچوقت نمیزاشت اون اونجا باشه . یکمی سر گیجه داشت . بلند شد و نشت و دستش رو روی پیشونیش گذاشت. سهون سرشو از چادر اورد داخل _پاشو دردسر خانوم...اگه ...

۵ ساعت پیش
22K
#اشک حسرت #پارت۱۱۶. سعید : انقدر منو حمید مشغول جشن شده بودیم یادمون رفت عروسی خواهرمونه ولی جشن عالی بود وامید سنگ تموم گذاشته بود - سعید رفتم کنار پانیذ وگفتم : چی شده کارم ...

#اشک حسرت #پارت۱۱۶. سعید : انقدر منو حمید مشغول جشن شده بودیم یادمون رفت عروسی خواهرمونه ولی جشن عالی بود وامید سنگ تموم گذاشته بود - سعید رفتم کنار پانیذ وگفتم : چی شده کارم داشتی پانیذ: بهتر نیست یکم به خودت برسی همش که مشغول مهمونی هستی لیوان شربتی ...

۷ ساعت پیش
28K
#اشک حسرت #پارت ۱۱۵ آسمان : چون خواهر داماد بودم وهنوز عروس داماد نیومده بودن من مجبور بودم مهمونها رو بهم معرفی کنم واین حسابی عصبیم می کرد چون برای همع سوال بود کی ازدواج ...

#اشک حسرت #پارت ۱۱۵ آسمان : چون خواهر داماد بودم وهنوز عروس داماد نیومده بودن من مجبور بودم مهمونها رو بهم معرفی کنم واین حسابی عصبیم می کرد چون برای همع سوال بود کی ازدواج کردم که کسی خبر دار نشده با دیدن سعید یه لحظه نزدیک بود قلبم وایسه ...

۷ ساعت پیش
36K
#اشک حسرت #پارت ۱۱۴ سعید : دستی به کتم کشیدم واز آینه خودمو نگاه کردم خوب بود نشستم رو کاناپه وداشتم ساعتم رو می بستم در زدن - بیا تو در باز شد وپانیذ اومد ...

#اشک حسرت #پارت ۱۱۴ سعید : دستی به کتم کشیدم واز آینه خودمو نگاه کردم خوب بود نشستم رو کاناپه وداشتم ساعتم رو می بستم در زدن - بیا تو در باز شد وپانیذ اومد تو اتاق بهش لبخند زدم اومد کنارم وگفت : قصد رفتن نداری - چرا آماده ...

۷ ساعت پیش
34K
#اشک حسرت #پارت ۱۱۳ پانیذ : واسه شام رفتیم رستوران وبلاخره تونستم با سعید راحت حرف بزنم - سعید سعید که داشت باچنگال لا سالادش بازی می کرد سرشو آورد بالا ونگاهم کرد - با ...

#اشک حسرت #پارت ۱۱۳ پانیذ : واسه شام رفتیم رستوران وبلاخره تونستم با سعید راحت حرف بزنم - سعید سعید که داشت باچنگال لا سالادش بازی می کرد سرشو آورد بالا ونگاهم کرد - با بابام حرف زدم گفت هر چی شما بخواید برای حرفی که گفتی سعید : تا ...

۷ ساعت پیش
38K
#اشک حسرت #پارت۱۱۲ پانیذ : با اومدن سعید یه نفس راحت کشیدم چقدر نگرانمون کرده بود حمید بلند شد وگفت : پسرتو که مارو نصفه جون کردی سعید لبخندی زد وگفت : یه کاری برام ...

#اشک حسرت #پارت۱۱۲ پانیذ : با اومدن سعید یه نفس راحت کشیدم چقدر نگرانمون کرده بود حمید بلند شد وگفت : پسرتو که مارو نصفه جون کردی سعید لبخندی زد وگفت : یه کاری برام پیش اومد ببخشید ترسوندمتون بعد به من لبخندی زد وگفت : اگه خسته نیستی بریم ...

۷ ساعت پیش
24K
#رمان_نه‌نگونمیشه‌باتوپارت‌بیست‌وپنجم میچا: _تمرین اعتراف به عشق هوم؟... ( گاهی از پشت سر میرسی بر دادم... ای وای که آخر داده ای بر بادم... حنانه‌...توت فرنگی) (ز تو من همیشه راضی...اما... دنیا با لبخندای ما ناراضی.... ...

#رمان_نه‌نگونمیشه‌باتوپارت‌بیست‌وپنجم میچا: _تمرین اعتراف به عشق هوم؟... ( گاهی از پشت سر میرسی بر دادم... ای وای که آخر داده ای بر بادم... حنانه‌...توت فرنگی) (ز تو من همیشه راضی...اما... دنیا با لبخندای ما ناراضی.... حنانه ...توت فرنگی) *******نه نگو نمیشه با تو********* پونی : من:ای جاااانننننن با عشق موافقت ...

۸ ساعت پیش
37K
#پارت سی و سوم #برایه من وتو این اخرش نیست چن-اره کریس به همون ربط داشته. چن به به بکهیون نگاه کرد ازوقتی اومده بودن حس میکردن که اون قدرت همین کنارشونه اما وقتی بک ...

#پارت سی و سوم #برایه من وتو این اخرش نیست چن-اره کریس به همون ربط داشته. چن به به بکهیون نگاه کرد ازوقتی اومده بودن حس میکردن که اون قدرت همین کنارشونه اما وقتی بک بهشون نزدیک شد شکشون به یقین تبدیل شده بود... چن:وحالا اون نیرو کناره ماست.. همه ...

۸ ساعت پیش
13K
یه لیوان چایی دارچین کمر باریک با نبات و خرما گذاشتم جلوی بابا. فنجون رو برداشت و بوش کرد و گفت: بازم نیست دخترم… بازم از اون چایی دارچین های مامانت نیست این چندمین بار ...

یه لیوان چایی دارچین کمر باریک با نبات و خرما گذاشتم جلوی بابا. فنجون رو برداشت و بوش کرد و گفت: بازم نیست دخترم… بازم از اون چایی دارچین های مامانت نیست این چندمین بار بود؟ ششمین بار که چایی دارچین درست کرده بودم و به دل بابا نچسبیده بود ...

۹ ساعت پیش
39K
کوکی** وقتی مطئن شدم حال وی خوبه رفتیم پایین پیشه پسرا. نامجون-حالت خوبه تهیونگ؟؟؟ وی-ارع ارع خیلی خوبم. نامجون-میخوای برو استراحت کن شام صدات میکنیم. وی-باشه همون موقع شوگا-میشه منم برم. جین-باش برو فقط پیش ...

کوکی** وقتی مطئن شدم حال وی خوبه رفتیم پایین پیشه پسرا. نامجون-حالت خوبه تهیونگ؟؟؟ وی-ارع ارع خیلی خوبم. نامجون-میخوای برو استراحت کن شام صدات میکنیم. وی-باشه همون موقع شوگا-میشه منم برم. جین-باش برو فقط پیش وی بخواب دیه نیم ساعت نریم اتاق تو یه دفه ای هردوتونو بیدار کنیم. وااااااااا ...

۱۰ ساعت پیش
22K
#پارت_سی_و_سه #شوگا بلند خندید و گفت : احتمالا این دختر اسمش لونا نیس؟ با اعتراض گفتم : خر بازی درنیار دیگه . جواب بده . میچا: خب شیهه نکش . وقتی اینجوریه یعنی اینکه تو ...

#پارت_سی_و_سه #شوگا بلند خندید و گفت : احتمالا این دختر اسمش لونا نیس؟ با اعتراض گفتم : خر بازی درنیار دیگه . جواب بده . میچا: خب شیهه نکش . وقتی اینجوریه یعنی اینکه تو عاشق شدی و دوس نداری بهش اسیب بزنی دیگه و....ع سلام . و صدای جیمین ...

۱۱ ساعت پیش
32K
#پارت_سی_و_دو #میجو #بک_کیونگ لونا: لبمو گاز گرفتم . این که واقعیت نداشت داشت ؟ اصلا نمی تونستم باور کنم . ایشی گفتم و هنذفریمو در آوردم . صب کن ...اصلا زنگ میزنم به میچا. نه ...

#پارت_سی_و_دو #میجو #بک_کیونگ لونا: لبمو گاز گرفتم . این که واقعیت نداشت داشت ؟ اصلا نمی تونستم باور کنم . ایشی گفتم و هنذفریمو در آوردم . صب کن ...اصلا زنگ میزنم به میچا. نه . اگه بفهمه . بازم دهن لق میشه و میره همه جا رو پر میکنه ...

۱۱ ساعت پیش
36K