نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

توی دانشکده مهندسی درس میخونه چند باری گذرا دیده بودمش تو دانشگاه ولی بار اول که از نزدیک و درست و حسابی میدیدمش امتحان پایان ترم بود. خیلی خوشگل بود از این دخترای تُپل و ...

توی دانشکده مهندسی درس میخونه چند باری گذرا دیده بودمش تو دانشگاه ولی بار اول که از نزدیک و درست و حسابی میدیدمش امتحان پایان ترم بود. خیلی خوشگل بود از این دخترای تُپل و نمکی با یه دماغ غوز دار و ی لب گوشتالو پوست سفید و موهای بوری ...

۱ ساعت پیش
9K
جاذبه ی چشمات ♥ پارت ۱۶۶ ❤ که یهو پارسا و پریسا باهم بلند شدن و شروع کردن احوال پرسی که پیام با پارسا خیلی گرم احوال پرسی کرد برعکس با پریسا خیلی سرد و ...

جاذبه ی چشمات ♥ پارت ۱۶۶ ❤ که یهو پارسا و پریسا باهم بلند شدن و شروع کردن احوال پرسی که پیام با پارسا خیلی گرم احوال پرسی کرد برعکس با پریسا خیلی سرد و معمولی پریا هم یه سلام سرد به دوتاش داد و نشستیم پریسا شروع کرد با ...

۱ ساعت پیش
15K
#پارت_چهل_و_یک #میچا لبخند اسکلانه ای زدم و وارد شدم . اروم چمدونمو بلند کردم و گذاشتم کنارم روی صندلی . مقابلم نشسته بود و پاشو انداخته بود رو پاش . گوشیشو برداشته بود و طبق ...

#پارت_چهل_و_یک #میچا لبخند اسکلانه ای زدم و وارد شدم . اروم چمدونمو بلند کردم و گذاشتم کنارم روی صندلی . مقابلم نشسته بود و پاشو انداخته بود رو پاش . گوشیشو برداشته بود و طبق معمول هنذفریشو تو گوشش گذاشته بود . انگار نه انگار که منی هم هستم . ...

۲ ساعت پیش
16K
پارت پنجاه و دو # چڪاوڪــ : که یه جیغ پدر مادر دار کشیدم ک سورن دستاشو گذاشت رو گوشش و داد زد : چتتتته باباااا کر شدم چکاوک : خب منم ترسیدم مث جن ...

پارت پنجاه و دو # چڪاوڪــ : که یه جیغ پدر مادر دار کشیدم ک سورن دستاشو گذاشت رو گوشش و داد زد : چتتتته باباااا کر شدم چکاوک : خب منم ترسیدم مث جن بو داده ظاهر میشی قلبم اومد تو دهنم سورن : تو زیادی رفته بودی تو ...

۳ ساعت پیش
17K
پارت پنجاه و یک #چڪاوڪــ : برو فقط ریختت نبینم (وجدان : تو ک اصلا ریختمو ندیدی ک الان نخوای ببینی ) : با من بحث نکن برو گمشو کپه ی مرگتو بزار .بعد وجدان ...

پارت پنجاه و یک #چڪاوڪــ : برو فقط ریختت نبینم (وجدان : تو ک اصلا ریختمو ندیدی ک الان نخوای ببینی ) : با من بحث نکن برو گمشو کپه ی مرگتو بزار .بعد وجدان گورشو گم کرد منم دوباره از سر تا کمر رفتم تو کمد و هر چی ...

۳ ساعت پیش
21K
مشکل از بقیه نیست مشکل از خود منه .. اینقدی خوب نیستم که بتونی باهام حال کنی . آدم تو دل برویی نیستم . من همینم که هستم . دوست دارم دوست دارم دوست دارم ...

مشکل از بقیه نیست مشکل از خود منه .. اینقدی خوب نیستم که بتونی باهام حال کنی . آدم تو دل برویی نیستم . من همینم که هستم . دوست دارم دوست دارم دوست دارم تا کی ؟ تا کی همه اینا میتونه برای من باشه .. اره من حسودم ...

۹ ساعت پیش
26K
#پارت_چهل میچا : خب ببین لیستم کامله . میجو ک چی مگه بر میداری؟ و به چمدونای بنفش و صورتی و سورخابی و گلبهیش اشاره کرد . میچا : من لباسای مختلف . به هر ...

#پارت_چهل میچا : خب ببین لیستم کامله . میجو ک چی مگه بر میداری؟ و به چمدونای بنفش و صورتی و سورخابی و گلبهیش اشاره کرد . میچا : من لباسای مختلف . به هر حال اونجا دریاست . عینک . کرم ضد افتاب . لوازم ارایش . سشوار . ...

۱۲ ساعت پیش
27K
#پارت_سیو_نه #لونا لونا: یک دختره ای اومد جلوم و گفت : اگه میخوای تو اردو شرکت کنی ممنون میشم این برگه رو بگیری . و بدون اینکه بزاره حرفمو بزنم دو تا برگه بهم داد ...

#پارت_سیو_نه #لونا لونا: یک دختره ای اومد جلوم و گفت : اگه میخوای تو اردو شرکت کنی ممنون میشم این برگه رو بگیری . و بدون اینکه بزاره حرفمو بزنم دو تا برگه بهم داد . به برگه ی اولی زل زدم . مال اردو بود اما برگه ی دوم ...

۱۳ ساعت پیش
38K
#پارت_84 . لباشو پر از خشونت روی لبام قرار داد و شروع کرد به بوسیدنم... . قلبم به شدت میکوبید...سر انگشتام یخ زده بودن از استرس...نفسم بریده بود ولی دست بردار نبود...بدن نحیفم زیر بدن ...

#پارت_84 . لباشو پر از خشونت روی لبام قرار داد و شروع کرد به بوسیدنم... . قلبم به شدت میکوبید...سر انگشتام یخ زده بودن از استرس...نفسم بریده بود ولی دست بردار نبود...بدن نحیفم زیر بدن بزرگ و هیکلیش به شدت میلرزید... . جوری لبامو میبوسید که حس میکردم دارن از ...

۱۳ ساعت پیش
45K
قسمت 22 آرزو کن روز ها میگذشت و ما با غرغرای سوهو و شیو و خر و پف های کریس و جیغ و ویغ چن سر کای و سهون ک ظاهرا همبازیای جدید ب اسم ...

قسمت 22 آرزو کن روز ها میگذشت و ما با غرغرای سوهو و شیو و خر و پف های کریس و جیغ و ویغ چن سر کای و سهون ک ظاهرا همبازیای جدید ب اسم لوهان و تائو پیدا کردع بودن ک همو جر بدن میگذشت و من موندع ت ...

۱۳ ساعت پیش
24K
پارت ۳۹ با تعجب نگاش کردم که صدای آرش از پشت سرم اومد : راست می گه اصلا خواهر شوهر خوبی نیس پس مواظب باش . بعدش یه چشمک به آیدا زد و گفت : ...

پارت ۳۹ با تعجب نگاش کردم که صدای آرش از پشت سرم اومد : راست می گه اصلا خواهر شوهر خوبی نیس پس مواظب باش . بعدش یه چشمک به آیدا زد و گفت : قربون آبجی خودم برم که خیلی به فکرمه . خندیدم و گفتم : گمشو تو ...

۱۴ ساعت پیش
44K
پارت ۳۸ آرمیتا هم که به زور لای چشماش رو باز نگه داشته بود و همین که به ماشین رسیدیم خودش رو انداخت تو ماشین و خوابید . تو راه آیدا رو هم با خودمون ...

پارت ۳۸ آرمیتا هم که به زور لای چشماش رو باز نگه داشته بود و همین که به ماشین رسیدیم خودش رو انداخت تو ماشین و خوابید . تو راه آیدا رو هم با خودمون بردیم . آرش از تو آینه زیر چشمی نگاش می کرد و آیدا هم دور ...

۱۴ ساعت پیش
50K
از هر آدمی فقط یه نسخه وجود داره. سعی نکنین تو آدمای دیگه اونی که رفته رو پیدا کنید :) میدونی بعضی ادما احساساتشونو تو خودشون نگه میدارن مثل من! مثل تو! :) اگه یه ...

از هر آدمی فقط یه نسخه وجود داره. سعی نکنین تو آدمای دیگه اونی که رفته رو پیدا کنید :) میدونی بعضی ادما احساساتشونو تو خودشون نگه میدارن مثل من! مثل تو! :) اگه یه روز واسه خنده های یه نفر ضعف کردم و توی دلم هزار جور قربون صدقش ...

۱۴ ساعت پیش
40K
پارت ۴۸ : سریع دستم و زیر پاش و زیر گردنش بردم و بغلش کردم و بردم تو اتاق و روی تخت گذاشتمش ‌. هنوز تند تند نفس میکشید و دستش و روی قلبش گذاشته ...

پارت ۴۸ : سریع دستم و زیر پاش و زیر گردنش بردم و بغلش کردم و بردم تو اتاق و روی تخت گذاشتمش ‌. هنوز تند تند نفس میکشید و دستش و روی قلبش گذاشته بود . ( وی ) خیلی نگران بودم . رفتم تو اتاق و به جیهوپ ...

۱۴ ساعت پیش
40K
#رویای_غیرممکن #پارت12 #قسمت3 ادامه : بعد از اینکه اجرام تموم شد به بی تی اس‌ نگاه کردم. همشون مثل همه ی کسایی که برای بار اول اجرام رو دیدن، دهنشون باز مونده بود. تعظیم کردم ...

#رویای_غیرممکن #پارت12 #قسمت3 ادامه : بعد از اینکه اجرام تموم شد به بی تی اس‌ نگاه کردم. همشون مثل همه ی کسایی که برای بار اول اجرام رو دیدن، دهنشون باز مونده بود. تعظیم کردم که یهو هوسوک داد زد : عاااالللیییی ببببووووددددد. واقعا بهترین اجرایی بود که از کسی ...

۱۵ ساعت پیش
26K
#رویای_غیرممکن #پارت12 #قسمت2 ادامه: بعد از اینکه حرف آقای کیم تموم شد، به bts نگاه کردم؛ انگار حرف های آقای کیم باعث شده بود تعجب کنن. بعد از چند ثانیه سکوت هوسوک با صدای بلند ...

#رویای_غیرممکن #پارت12 #قسمت2 ادامه: بعد از اینکه حرف آقای کیم تموم شد، به bts نگاه کردم؛ انگار حرف های آقای کیم باعث شده بود تعجب کنن. بعد از چند ثانیه سکوت هوسوک با صدای بلند گفت : ما میخواییم اجرای تو رو ببینیم. و بقیه اعضا هم تاییدش کردن. آقای ...

۱۶ ساعت پیش
37K