نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#داستان_های_شاهنامه نبرد_دوازده_رخ با نابود شدن دشمن در لشکر ایران ، همه شادی بود و در سپاه توران همه خشم بود . پیران به نستهین گفت‌کنون نوبت توست بر ایرانیان شبیخون زده نستهین پذیرفت و با ...

#داستان_های_شاهنامه نبرد_دوازده_رخ با نابود شدن دشمن در لشکر ایران ، همه شادی بود و در سپاه توران همه خشم بود . پیران به نستهین گفت‌کنون نوبت توست بر ایرانیان شبیخون زده نستهین پذیرفت و با سپاهی بسوی ایرانیان تاخت دیده بانان ایران این حرکت تورانیان را به ایرانیان اطلاع داد.بیژن ...

۳ ساعت پیش
8K
لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست بعد از من و جان کندن من نوبت توست لیلی مگذار از دَم ِ ...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست بعد از من و جان کندن من نوبت توست لیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم لیلی مپسند این همه نابود شوم لیلی بنشین، سینه و سر آوردم ...

۳ ساعت پیش
12K
داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان ما فکر میکنه هر عشقی عشق واقعی هست ولی متوجه میشه که اشتباه و شخص دیگه ای وارد زندگیش میشه که اول کار ...

داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان ما فکر میکنه هر عشقی عشق واقعی هست ولی متوجه میشه که اشتباه و شخص دیگه ای وارد زندگیش میشه که اول کار ایلین با اون زیاد خوب نیست و با هم درگیر میشن سر هر موضوعی پیشنهاد ...

۵ ساعت پیش
13K
#فصل_دوم #پارت_یازدهم #من_و_تنهایی دلم میخواست چشمامو ببندم ببینم بالاخره بهش رسیدم! ولی امکان نداشت :) اوهوم...زندگیم خیلی سخت شده :) دلم از همه چی گرفته.... چی میشه برم پیشِ مامان و بابام ؟ :) امیر ...

#فصل_دوم #پارت_یازدهم #من_و_تنهایی دلم میخواست چشمامو ببندم ببینم بالاخره بهش رسیدم! ولی امکان نداشت :) اوهوم...زندگیم خیلی سخت شده :) دلم از همه چی گرفته.... چی میشه برم پیشِ مامان و بابام ؟ :) امیر : مارال چیشده ؟ چرا گریه میکنی؟! تا به خودم اومدم دیدم امیر راست میگه ...

۱۳ ساعت پیش
30K
واس وقتت ارزش قائل بودی بخون👌 بعد از عقد رفتیم برای شام،شام مارا توی یک اتاق تزئیین شده گذاشته بودند. چند نفری آمدند برایمان آرزوی خوشبختی کردند و رفتند،تنها ک شدیم... به چشمانش نگاه کردم،چشمان ...

واس وقتت ارزش قائل بودی بخون👌 بعد از عقد رفتیم برای شام،شام مارا توی یک اتاق تزئیین شده گذاشته بودند. چند نفری آمدند برایمان آرزوی خوشبختی کردند و رفتند،تنها ک شدیم... به چشمانش نگاه کردم،چشمان سیاه و ابروهای کشیده ای داشت! به دقت تمام اجزای صورتش را نگاه کردم! جزییات ...

۱ روز پیش
23K
تـــــوبــه مـــن خندیدی و نمیدانستی مـــن به چه دلهره از باغـــچه همســـایه ســــیب رادزدیدم ! باغبــــان ازپی مــــن تنددوید ســــیب دندان زده را دست تودید غضب آلــــود به من کردنـــگاه ســـیب دندان زده ازدســت توافتادبه ...
عکس بلند

تـــــوبــه مـــن خندیدی و نمیدانستی مـــن به چه دلهره از باغـــچه همســـایه ســــیب رادزدیدم ! باغبــــان ازپی مــــن تنددوید ســــیب دندان زده را دست تودید غضب آلــــود به من کردنـــگاه ســـیب دندان زده ازدســت توافتادبه خــــاک و تـــو رفتــی وهنـــوز سالهــــاست که درگـــوش من آرام آرام خش خش گام توتکرارکنان ...

۲ روز پیش
22K
ما کجا سجده کنیم ، قبله ان شاه کجاست ؟ به کدامین ره و بیراه رویم منزل و همراه کجاست ؟ شرح این آتش جان سوز نتوان گفت به کس.... آنکه هم راز دلم بود ...

ما کجا سجده کنیم ، قبله ان شاه کجاست ؟ به کدامین ره و بیراه رویم منزل و همراه کجاست ؟ شرح این آتش جان سوز نتوان گفت به کس.... آنکه هم راز دلم بود کنون یار هوا خواه کجاست ؟ عاشقان را همه چشم است بدان سوی نظر تا ...

۲ روز پیش
10K
غوطه ور3(عذاب شدید قلبی) به دانشگاه رفت و او همیشه برای تلاش جدید برای یادگیری... پسرک بعد از قبولی دنیای قبل را کاملا رها کرد اما... هم اتاقی هایش با او شوخی نمیکردن چون دوست ...

غوطه ور3(عذاب شدید قلبی) به دانشگاه رفت و او همیشه برای تلاش جدید برای یادگیری... پسرک بعد از قبولی دنیای قبل را کاملا رها کرد اما... هم اتاقی هایش با او شوخی نمیکردن چون دوست نداشتن در خواب دچار خفگی و حضور اطرافیانش شوند. به دنیای جدید ،دوست کارگردانش پیشنهاد ...

۱ هفته پیش
81K
نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار میشد ...

نه قراری برای ملاقات نه حرفی برای گفتن نه ذوقی برای خواندنِ کتابی، من را چه شده بود؟ گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور آهنگی که مدام تکرار میشد صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم میداد بشقاب غذایی که ...

۱ هفته پیش
111K
میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف خاک ...

میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف خاک میهن! باز هم جسم شهیدی سهم توست شرحه شرحه پیکر سرو رشیدی سهم توست باز ...

۱ هفته پیش
105K
مجنون تر از انیم که بی لیلی بمیریم ♡ شرین تر از انیم که بی فرهاد بمانیم همیشه شرین قصه ها و شرین افسانه ها برایم بی معنی بودند تا وقتی که تو را دیدم... ...

مجنون تر از انیم که بی لیلی بمیریم ♡ شرین تر از انیم که بی فرهاد بمانیم همیشه شرین قصه ها و شرین افسانه ها برایم بی معنی بودند تا وقتی که تو را دیدم... انگار تنها متولد شده ی سال ۲۰۱۸ کسی غیر از من نبود،انگار سال میلادی هجری ...

۱ هفته پیش
69K
توبه کن اگرچه گناهت به اندازه شعوانه باشد... مرحوم نراقی نقل می ‏کند: در شهر بصره یک خانمی به نام شعوانه بوده که مجالس عیش و طرب مردم را گرم می‏ کرده است. روزی برای ...

توبه کن اگرچه گناهت به اندازه شعوانه باشد... مرحوم نراقی نقل می ‏کند: در شهر بصره یک خانمی به نام شعوانه بوده که مجالس عیش و طرب مردم را گرم می‏ کرده است. روزی برای برگزاری مجلس لهو و لعب از مسیری با همکارانش می‏ رفته که صدای ناله زیادی ...

۲ هفته پیش
67K
میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف خاک ...

میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف خاک میهن! باز هم جسم شهیدی سهم توست شرحه شرحه پیکر سرو رشیدی سهم توست باز ...

۲ هفته پیش
53K
پارت ۴۱ آرش : هیی خدا می بینی ما رو . مردم خواهر دارن واسشون جونشون رو فدا می کنن ما هم خواهر داریم می گه بیا دوتایی بریم دعوا . من : نه پس ...

پارت ۴۱ آرش : هیی خدا می بینی ما رو . مردم خواهر دارن واسشون جونشون رو فدا می کنن ما هم خواهر داریم می گه بیا دوتایی بریم دعوا . من : نه پس بزارم تنهایی بری حال کنی . آرش : باشه پس هر وقت خواستم دعوا کنم ...

۲ هفته پیش
117K
میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف خاک ...

میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف خاک میهن! باز هم جسم شهیدی سهم توست شرحه شرحه پیکر سرو رشیدی سهم توست باز ...

۲ هفته پیش
48K
🔰 #متن_کامل_شعر 🔺 روایت میثم مطیعی از #فتنه_۹۸ میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف ...

🔰 #متن_کامل_شعر 🔺 روایت میثم مطیعی از #فتنه_۹۸ میهن من! باز زخم از نابرادر خورده ای گرم جنگ رو به رو، از پشت خنجر خورده ای حرف دارد با دل ما، قدر یک تاریخ حرف سرخی خون شهیدان بر سپیدی های برف خاک میهن! باز هم جسم شهیدی سهم توست ...

۲ هفته پیش
56K
نیشخندی زد و گفت: مگر این معشوقه دلبری می داند؟ مگر این چادری عهد قجر عشوه هم می فهمد؟ راز صید پسران می داند؟ با دو جمله بتواند بکند مست دلی؟ با نگاهی همه فرهاد ...

نیشخندی زد و گفت: مگر این معشوقه دلبری می داند؟ مگر این چادری عهد قجر عشوه هم می فهمد؟ راز صید پسران می داند؟ با دو جمله بتواند بکند مست دلی؟ با نگاهی همه فرهاد کند؟ همه مجنون بشوند؟ راه رفتن که کند منگ دل هر پسری هیچ می داند ...

۲ هفته پیش
30K
#حکایت_دیوانه چنین است حکایت دیوانه ای بود اندر دیاری ... همی در وصفش گفتندی شاعری بود پیش از آن .... کز رفتن معشوقه چنین مجنون و دیوانه گشته است همی زان فراق ..... روزی دیوانه ...

#حکایت_دیوانه چنین است حکایت دیوانه ای بود اندر دیاری ... همی در وصفش گفتندی شاعری بود پیش از آن .... کز رفتن معشوقه چنین مجنون و دیوانه گشته است همی زان فراق ..... روزی دیوانه را گذر افتاد از کنار جمعی که بنشسته و بر مشاعره مشغول همی بودند..... پس ...

۲ هفته پیش
27K
می روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیس پاییزند از زنانی که وقت بوسیدن غرق آغوشت اشک میریزند میروم طرح غصه ای باشم مثل اندوه خالکوبی هاش میروم تا که دست بردارم ...

می روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیس پاییزند از زنانی که وقت بوسیدن غرق آغوشت اشک میریزند میروم طرح غصه ای باشم مثل اندوه خالکوبی هاش میروم تا که دست بردارم از جهان مخوف خوبی هاش ! مثل تنهایی ِ خودم ساکت مثل تنهایی ِ خودم ...

۳ هفته پیش
113K
کشیش:آیا کسی از حاضرین به عروسی اعتراضی داره ... اون ته شاه شب: داداش نکن دوغ یخ زده نخور... جکسون:دوغت را بنوش یا که بشین نارنگیت رو بپوش مهرش بزنم دلم یک ارامش فراگیر این ...

کشیش:آیا کسی از حاضرین به عروسی اعتراضی داره ... اون ته شاه شب: داداش نکن دوغ یخ زده نخور... جکسون:دوغت را بنوش یا که بشین نارنگیت رو بپوش مهرش بزنم دلم یک ارامش فراگیر این راه من تمام میشدم جهانگیر مرا مراد دلم نشوم از عشق سیر تو را باید ...

۳ هفته پیش
165K