ویژه کنید
عکس و تصویر #خاطرات_تنهایی #پارت_۲۴ رو سنگ رودخونه نشستم کفشامو در آوردم و پامو بردم داخل آب از ...

#خاطرات_تنهایی #پارت_۲۴
رو سنگ رودخونه نشستم کفشامو در آوردم و پامو بردم داخل آب از سردی آب به خودم لرزیدم
این روزا بازم حس تنهایی بعد شش سال به سراغم اومد گلنار که دوهفته دیگه میاد آرش هم نصف روز می‌ره رشت متین هم کارش که تهرانه هامین و اروین هم نیستن
آهی کشیدم
دوتا دست از پشت روی چشام قرار گرفت
من:کیه
گلنار:آبجیت
جیغ کشیدم و برگشتم محکم بغلش کردم و بوسیدمش
من:خر چرا نگفتی میای؟ دیشب گفتی دوهفته دیگه میام
مارتین:سورپرایز بود
با مارتین هم دست دادم
من:نن جون هم میدونه اومدین؟
گلنار:نه اول اومدیم پیش تو میدونستم اینجایی
لبخند زدم نشستیم رو سنگا کلی حرف زدیم گلنار از سفرشون حرف میزد و مارتین با لبخند به ذوق و شوق گلنار نگاه میکرد خوشحالم همدیگه رو دوست دارن
برگشتیم خونه نن جون هم گلنار و مارتین رو کلی بوسید
آرش هم به جمعمون اضافه شد
یک شب پر از خنده و خوشحالی
خونه گلنار و مارتین رشت و مارتین هم با آرش کار میکنن
گلنار یه هفته موند پیشمون و بعدشم رفتن سر خونه زندگیشون

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...