نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مثلا چند سالی میگذره از جداییمون ولی هنوزم که هنوزه من پا بند توهم مثلا همه شعرام مخاطبش تویی ولی تو حتی نمیدونی من خواننده شدم مثلا یه ذره بم فک نکنه اصلانم واسش مهم ...

مثلا چند سالی میگذره از جداییمون ولی هنوزم که هنوزه من پا بند توهم مثلا همه شعرام مخاطبش تویی ولی تو حتی نمیدونی من خواننده شدم مثلا یه ذره بم فک نکنه اصلانم واسش مهم نباشه از درد به تخت بستنم مثلا بی خودی راه بره رو عصبم کنار یکی ...

۲۱ ساعت پیش
21K
#پارت_صدو_بیست_یک #گمشده_ها مارلی: برگشتیم هتل منو لوهان کمی استراحت کردیم. رو تخت دراز کشیده بودم با زینب چت میکردم اخه لوهان نمیزاره برم بیرون دلیلشم بم نمیگه... ی جوریم نگام میکنه... خیلی ازش ناراحتم... وقتی ...

#پارت_صدو_بیست_یک #گمشده_ها مارلی: برگشتیم هتل منو لوهان کمی استراحت کردیم. رو تخت دراز کشیده بودم با زینب چت میکردم اخه لوهان نمیزاره برم بیرون دلیلشم بم نمیگه... ی جوریم نگام میکنه... خیلی ازش ناراحتم... وقتی داشتیم مسابقه دو میدادیم افتادم بم خندید نیومد سمتم کمکم کنه بلند شم بیشعور.... هی ...

۳ روز پیش
61K
بسم اللهی گفتم و خیلی آروم صدا زدم : کیان؟ عزیزم ؟ دیدم که یهو چشاشو باز کرد و گفت : یا خدا !! دیگه صداشم میشنوم!! خندم گرفت و دوباره گفتم : کیان جان ...

بسم اللهی گفتم و خیلی آروم صدا زدم : کیان؟ عزیزم ؟ دیدم که یهو چشاشو باز کرد و گفت : یا خدا !! دیگه صداشم میشنوم!! خندم گرفت و دوباره گفتم : کیان جان ! خودمم عشقم ! من اینجام ! قشنگ معلوم بود ترسیده! حق داشت!!! تکون نمیخورد!! ...

۳ روز پیش
60K
یه شب که خیلی حوصلم سر رفته بود و فیلم دیدن هم حالمو جا نیاورده بود ، پشت پنجره تلویزیون نشسته بودم و چراغ ها رو هم کاملا خاموش کرده بودم ؛ به جز دو ...

یه شب که خیلی حوصلم سر رفته بود و فیلم دیدن هم حالمو جا نیاورده بود ، پشت پنجره تلویزیون نشسته بودم و چراغ ها رو هم کاملا خاموش کرده بودم ؛ به جز دو تا دیوارکوب پذیرایی که همیشه روشن بود ! صدای باز شدن در خونه ، سه ...

۳ روز پیش
64K
تورو ک دیدم... چشامو بستم رو دنیا رو عادماش رو بدیاش رو ناراحتیاش رو غماش رو غصه‌هاش رو گریه‌هاش بستم... چشامو بستمو تورو تصور کردم با خوبیات با خوشحالیات با شادیات با دلخوشیات با خنده‌هات ...

تورو ک دیدم... چشامو بستم رو دنیا رو عادماش رو بدیاش رو ناراحتیاش رو غماش رو غصه‌هاش رو گریه‌هاش بستم... چشامو بستمو تورو تصور کردم با خوبیات با خوشحالیات با شادیات با دلخوشیات با خنده‌هات با خنده‌هات با خنده‌هات من چشامو بستم و فق تویی ک صاحب قلب دختری شدی ...

۷ روز پیش
26K
بی هوا از رو زمین بلندم کرد و دور خودش چرخوند و گفت: فامیلام غلط کردن بخوان در مورد زن من، عروسک باربی من، فکر کنن! میخندیدمو میگفتم: بزارم زمین سرم گیج رفت کیان. چند ...

بی هوا از رو زمین بلندم کرد و دور خودش چرخوند و گفت: فامیلام غلط کردن بخوان در مورد زن من، عروسک باربی من، فکر کنن! میخندیدمو میگفتم: بزارم زمین سرم گیج رفت کیان. چند دور که منو گردوند، نشوندم لب تخت. هر دو نفس نفس می زدیم. پایین پام ...

۱ هفته پیش
96K
از جاش بلند شد پشت سرم ایستاد و توی آینه نگاهی به خودش کرد و دست توی موهاش کشید و گفت: شهریار بیدار شده؟ دست بردم کش موهام رو باز کردم و گفتم: بهار رفت ...

از جاش بلند شد پشت سرم ایستاد و توی آینه نگاهی به خودش کرد و دست توی موهاش کشید و گفت: شهریار بیدار شده؟ دست بردم کش موهام رو باز کردم و گفتم: بهار رفت صداش کنه. نگاهش به موهام بود. دستاشو مشت کرد و چشاشو بست و نفس عمیقی ...

۱ هفته پیش
16K
یه پیرمردی هست اولِ ملاصدرا.. گلفروشه..! گل نرگس میفروشه..! شاخه شاخه ی گل هاش، بوی عشق میده..! اونَم که عاشقِ گلِ نرگس..! از اون دخترایی نیس که بخواد پولامو برای چیزای الکی خرج کنم..! مثلاً ...

یه پیرمردی هست اولِ ملاصدرا.. گلفروشه..! گل نرگس میفروشه..! شاخه شاخه ی گل هاش، بوی عشق میده..! اونَم که عاشقِ گلِ نرگس..! از اون دخترایی نیس که بخواد پولامو برای چیزای الکی خرج کنم..! مثلاً راضی نیس که هِی مثه معالی آبادیا که یه ماشین بنز، زیرِ پاشون هست و ...

۲ هفته پیش
98K
روز عروسی قرار بود من با بهار برم آرایشگاه. کیان هم می‌خواست کارهای جانبی شهریار رو انجام بده. مثل گل ماشین و هماهنگی آخر با تشریفات و... از خواب بیدار شدم و صبحونه آماده کردم. ...

روز عروسی قرار بود من با بهار برم آرایشگاه. کیان هم می‌خواست کارهای جانبی شهریار رو انجام بده. مثل گل ماشین و هماهنگی آخر با تشریفات و... از خواب بیدار شدم و صبحونه آماده کردم. هر چی منتظر شدن کیان نیومد. بعد از اون شب و اون حرفا دلم نمی ...

۲ هفته پیش
79K
یکی همیشه هست که عاشق منه نگام که می کنه پلک نمی زنه تنهاست خودش ولی تنهام نمی زاره دریا که چیزی نیست عجب دلی داره با گریه هام میاد غمامو حل کنه نزدیک میشه ...

یکی همیشه هست که عاشق منه نگام که می کنه پلک نمی زنه تنهاست خودش ولی تنهام نمی زاره دریا که چیزی نیست عجب دلی داره با گریه هام میاد غمامو حل کنه نزدیک میشه تا منو بغل کنه از آسمون شهر خیلی پایین تره در رو که وا کنم ...

۲ هفته پیش
15K
مامان به کیان اصرار می کرد لباس عوض کنه اما کیان میگفت راحتم. مامان به من گفت: نکنه داره غریبی میکنه!!!! خودت ازش بپرس! گفتم: مامان اصلاً اهل تعارف نیست بخواد عوض می کنه. اما ...

مامان به کیان اصرار می کرد لباس عوض کنه اما کیان میگفت راحتم. مامان به من گفت: نکنه داره غریبی میکنه!!!! خودت ازش بپرس! گفتم: مامان اصلاً اهل تعارف نیست بخواد عوض می کنه. اما مامان گیر داد که برو تو بپرس. با حرص مانتو و شالم رو در آوردم ...

۲ هفته پیش
76K
این چه اشرف مخلوقاتیه که نمیتونه چشاشو ببنده و وقتی باز کرد تو بغل دلبرش باشه؟ #deltangi

این چه اشرف مخلوقاتیه که نمیتونه چشاشو ببنده و وقتی باز کرد تو بغل دلبرش باشه؟ #deltangi

۳ هفته پیش
4K
تو یکیو پیدا کن مثل من نگاهت کنه خودم چشاشو درمیارم..😄 😍

تو یکیو پیدا کن مثل من نگاهت کنه خودم چشاشو درمیارم..😄 😍

۷ دی 1398
12K