نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#بخون 😌 آیا میدانستید که گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد میباشد و بزرگتر میشود ؟ آیا میدانستید که نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان ...

#بخون 😌 آیا میدانستید که گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد میباشد و بزرگتر میشود ؟ آیا میدانستید که نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است ؟ آیا میدانستید که بیش از صد میلیــــــــارد کهکشان تا به اکنون در ...

۱۶ ساعت پیش
32K
دیروز یک نفر‌ را دیدم که میخواست از طبقه ی سوم خودکشی کند! به حالش تاسف خوردم! لااقل جوری بمیر که از آن لذت ببری! من اگر میخواستم خودکشی کنم میرفتم بالای برج بیست طبقه، ...

دیروز یک نفر‌ را دیدم که میخواست از طبقه ی سوم خودکشی کند! به حالش تاسف خوردم! لااقل جوری بمیر که از آن لذت ببری! من اگر میخواستم خودکشی کنم میرفتم بالای برج بیست طبقه، سی طبقه، شایدم بیشتر! من باید از هرچیزی لذت ببرم.پرواز از طبقه سی ام لذت ...

۱ روز پیش
12K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هفتم *مارنی* ÷برای نوشیدنی چی میل دارین؟؟؟ جیمین:شراب قرمز لطفاً!!! ×جیمین شی من نمیتونم شراب بخورم... جیمین:اشکالی نداره...با یکم که چیزی نمیشه... غذا ها رو آوردند و من فقط یک کم باور ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هفتم *مارنی* ÷برای نوشیدنی چی میل دارین؟؟؟ جیمین:شراب قرمز لطفاً!!! ×جیمین شی من نمیتونم شراب بخورم... جیمین:اشکالی نداره...با یکم که چیزی نمیشه... غذا ها رو آوردند و من فقط یک کم باور کنید فقط یکم از این شراب خوردم ولی چرا احساس می کنم خیلی منگم؟؟؟عجب چیزی ...

۲ هفته پیش
108K
و من امروز واژه کم می آورم برای نوشتن برای از او نوشتن؛ برای فداکاریش، برای بصیرتش، برای تواضعش، برای شجاعتش، برای مسئول بودنش، برای بزرگواریش و ... شنیده بودم فتنه های آخرالزمان سخت است ...

و من امروز واژه کم می آورم برای نوشتن برای از او نوشتن؛ برای فداکاریش، برای بصیرتش، برای تواضعش، برای شجاعتش، برای مسئول بودنش، برای بزرگواریش و ... شنیده بودم فتنه های آخرالزمان سخت است اما نمی دانستم انقدر سخت؛ شنیده بودم غربال می کند اما امروز دیدم و شنیدن ...

۲ هفته پیش
117K
کار هر شبم: چقدر هفتاد هشتاد سال کم است برای زندگی. گاهی فکر می کنم مردن واقعا حیف است. یا شاید ما احمقیم که زندگی را وست نخورده برای مرگ می گذاریم. چقدر حیف است ...

کار هر شبم: چقدر هفتاد هشتاد سال کم است برای زندگی. گاهی فکر می کنم مردن واقعا حیف است. یا شاید ما احمقیم که زندگی را وست نخورده برای مرگ می گذاریم. چقدر حیف است که من میمیریم و نمی بینم وقتی بالای یک ساختمان هشت طبقه ایستاده ام و ...

۳ هفته پیش
195K
طبقه ی بالای پاساژ فود کورت بزرگی بود ! جوری که نمیتونستی کجا رو برای غذا خوردن انتخاب کنی ! بلاخره یه مدل کوفته ی استانبولی گرفتیم که مزه ای ما فوق خوشمزه داشت با ...

طبقه ی بالای پاساژ فود کورت بزرگی بود ! جوری که نمیتونستی کجا رو برای غذا خوردن انتخاب کنی ! بلاخره یه مدل کوفته ی استانبولی گرفتیم که مزه ای ما فوق خوشمزه داشت با اون ماستی که کنارش بود ! تا حالا همچین طعمی رو نچشیده بودم . برومند ...

۲۵ آذر 1398
82K
👌 همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به ...

👌 همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر می‌رسید گفت: ببخشید آقا من گیج شده ام و نمیدانم باید سوار کدام قطار ...

۵ آذر 1398
32K
همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر ...

همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر میرسید گفت: ببخشید آقا من گیج شده ام و نمیدانم باید سوار کدام قطار شوم. ...

۲۹ آبان 1398
25K
نگاه سردمو دوخته بودم به پاکت سیگارم، فشار روحی و #روانی عجیبی روم بود از یه طرف اخراج شدنم از شرکت و بیکاری، از یه طرف ارزو که تنهام گذاشته بود. میخواستم یه کاری کنم ...

نگاه سردمو دوخته بودم به پاکت سیگارم، فشار روحی و #روانی عجیبی روم بود از یه طرف اخراج شدنم از شرکت و بیکاری، از یه طرف ارزو که تنهام گذاشته بود. میخواستم یه کاری کنم که از این بنبست بیرون بکشم خودمو هر چقدر دستوپا میزدم بیشتر تو بدبختیای زندگی ...

۱۱ آبان 1398
14K
#بخونید :) میگفت رابطه ی ما خیلی هیجان انگیز بود، از ساعت گذاشتن و بیدار شدنم صبح زود برای بدرقه اش بگیر تا چت کردنمان که بی وقفه بود و حرف پشت حرف فدای هم ...

#بخونید :) میگفت رابطه ی ما خیلی هیجان انگیز بود، از ساعت گذاشتن و بیدار شدنم صبح زود برای بدرقه اش بگیر تا چت کردنمان که بی وقفه بود و حرف پشت حرف فدای هم میشدیم. میگفت لا به لای این چت کردنمان حرف هایی میزدیم که اگر به گوش ...

۱۶ مهر 1398
21K
#بخونید :) همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ ...

#بخونید :) همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر میرسید گفت: ببخشید آقا من گیج شده ام و نمیدانم باید سوار کدام ...

۱۷ شهریور 1398
11K
تو نبین... برا تو نیست پس اگه دیدی بخودت نگیر و ناراحت شو .... یه داستان که واقعا به تومربوط نمی شه ... البته هرکسی می تونه خودشو اینتو پیدا کنه البت اگه بتونم تمومش ...

تو نبین... برا تو نیست پس اگه دیدی بخودت نگیر و ناراحت شو .... یه داستان که واقعا به تومربوط نمی شه ... البته هرکسی می تونه خودشو اینتو پیدا کنه البت اگه بتونم تمومش کنم وقتی وارد زندگیش شدم تنها بود دلش شکسته بود دنیا تیره و تار و ...

۴ شهریور 1398
1K
.همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر ...

.همه چیز از یک اتفاق ساده شروع شد من در ایستگاه مترو نشسته بودم تا با قطار بعدی بروم سراغ زندگی تکراری ام که ناگهان صدای خفه و آرامی که کمی هم خنگ به نظر میرسید گفت: ببخشید آقا من گیج شده ام و نمیدانم باید سوار کدام قطار شوم. ...

۱ مرداد 1398
6K
.دیروز، و روز‌های پیش‌تر، رسیده بودم به جایی که می‌خواستم حرف بزنم. اما نه حرف‌های معمولی. قلبم کُندو محکم می‌کوبید. انگار، کرمِ ناگفته‌هام، هیولایی شده بود بزرگ، با پوستی فلس‌دار و زبر که خودش را ...

.دیروز، و روز‌های پیش‌تر، رسیده بودم به جایی که می‌خواستم حرف بزنم. اما نه حرف‌های معمولی. قلبم کُندو محکم می‌کوبید. انگار، کرمِ ناگفته‌هام، هیولایی شده بود بزرگ، با پوستی فلس‌دار و زبر که خودش را می‌کشید به دیواره سینه‌ام. برای همین رفتم سراغ گوشی‌ام. شماره‌ها را بالا و پایین کردم. ...

۲۷ تیر 1398
995
#پارت شانزدهم گفت : اینجا تنها کسی که نظر و دستور میده آقا شهابه چون اینجا عمارت ایشونه و تو هم جز دارایی ایشون هستی پس بهتره که به دستورات ایشون گوش کنی و اگر ...

#پارت شانزدهم گفت : اینجا تنها کسی که نظر و دستور میده آقا شهابه چون اینجا عمارت ایشونه و تو هم جز دارایی ایشون هستی پس بهتره که به دستورات ایشون گوش کنی و اگر نه بد تنبیه میشی.... وبا اتمام حرفش با خشم نگاهم کرد میدونستم الان چشم های ...

۴ خرداد 1398
1K
#دنیا_جای_فرشته‌ها_نیست... تلخ‌ترین اتفاق ۵ سالی ک تو ویسگون بودم😢 نمیدونم چی بگم از کجاش بگم تا کجاش💔 برای از دست دادن آبجی مهربون و دوستداشتنیم ک اندازه خواهر واقعیم دوستش داشتم و خاطرش و میخواستم ...

#دنیا_جای_فرشته‌ها_نیست... تلخ‌ترین اتفاق ۵ سالی ک تو ویسگون بودم😢 نمیدونم چی بگم از کجاش بگم تا کجاش💔 برای از دست دادن آبجی مهربون و دوستداشتنیم ک اندازه خواهر واقعیم دوستش داشتم و خاطرش و میخواستم ولی...😭 😭 دلم داغون شد خواهرِ عزیزم... دلم نمیاد بگم ک نیستی یا روحت شاد ...

۴ خرداد 1398
15K
#خوزستان در خوزستان ممکن است فاجعه ی قرن رخ دهد. هیچ مسئولی آنچه را که واقعا دارد اتفاق می افتد نمی گوید، رسانه های رسمی داخلی بیشتر پنهان می کنند تا اینکه آشکار کنند. برای ...

#خوزستان در خوزستان ممکن است فاجعه ی قرن رخ دهد. هیچ مسئولی آنچه را که واقعا دارد اتفاق می افتد نمی گوید، رسانه های رسمی داخلی بیشتر پنهان می کنند تا اینکه آشکار کنند. برای اینکه یک تصور خیلی کلی به دست بدهم به چند مورد اشاره می کنم. «تفاوت ...

۲۳ فروردین 1398
4K
#فال_امروز شما یکشنبه 18 فروردین 98 همراه #فال_حافظ با تعبیر فال حافظ فال روزانه متولدین دی: چه با خوشحالی و از روی میل و چه با اکراه و از روی اجبار، امروز شما مجبور خواهید ...

#فال_امروز شما یکشنبه 18 فروردین 98 همراه #فال_حافظ با تعبیر فال حافظ فال روزانه متولدین دی: چه با خوشحالی و از روی میل و چه با اکراه و از روی اجبار، امروز شما مجبور خواهید بود در اتفاقاتی که در اطرافتان در جریان هستند نقش فعالی را ایفا کنید. شما ...

۱۸ فروردین 1398
19K