نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

رمان گناهکار قسمت بیست و نهم یکی کنارم نشست..هنوز دستام تو دستای پری بود.. امیر_ دلارام جناب سرگرد اومده اینجا می خواد تو رو ببینه…….. سرم و بلند کردم..به جایی که امیر اشاره می کرد ...

رمان گناهکار قسمت بیست و نهم یکی کنارم نشست..هنوز دستام تو دستای پری بود.. امیر_ دلارام جناب سرگرد اومده اینجا می خواد تو رو ببینه…….. سرم و بلند کردم..به جایی که امیر اشاره می کرد نگاه کردم..همون مرد انتهای راهرو ایستاده بود و نگاهش رو من بود.. یه حسی باعث ...

۱۵ آذر 1396
246K
رمان خواهر من برای دوست عزیزم نسترن از اولش تا اخرش: . . . مثل همیشه رو کاناپه لَم داده بودم و داشتم سایت گردی میکردم - آخ که من عاشق این گروهم اصن از ...

رمان خواهر من برای دوست عزیزم نسترن از اولش تا اخرش: . . . مثل همیشه رو کاناپه لَم داده بودم و داشتم سایت گردی میکردم - آخ که من عاشق این گروهم اصن از هر انگشتشون صد تا هنر میباره ..... هوووووووی چته تو رو مثل گراز میزنی تو ...

۲۶ آذر 1395
207K
2رمان آقای مغرور ، خانم لجباز قسمت چهارم یه ساعتی که گذشت جفتشون کم کم به هوش اومدن متین:اینجا چه خبره من چرا سرم گیج میره سورن:منم سر گیجه دارم حالم داره بهم می خوره.چی ...

2رمان آقای مغرور ، خانم لجباز قسمت چهارم یه ساعتی که گذشت جفتشون کم کم به هوش اومدن متین:اینجا چه خبره من چرا سرم گیج میره سورن:منم سر گیجه دارم حالم داره بهم می خوره.چی شده؟ عسل:هیچی این آقاهه اومده اینجا مهمونی فقط بنده خدا نصفه شب اومد که ماهمه ...

۱ آبان 1395
274K
رمان آی پارا قسمت پانزدهم تاهجدهم <پایان> رمان آی پارا قسمت پانزدهم عصر اون روز با تایماز رفتیم بیرون و توی بازار چرخیدیم. خرید کردن ،کلی تو روحیم تاثیر مثبت گذاشت. تایماز برام یه دست ...

رمان آی پارا قسمت پانزدهم تاهجدهم <پایان> رمان آی پارا قسمت پانزدهم عصر اون روز با تایماز رفتیم بیرون و توی بازار چرخیدیم. خرید کردن ،کلی تو روحیم تاثیر مثبت گذاشت. تایماز برام یه دست لباس زیبا به رنگ قرمز عنابی و یه روسری به همون رنگ ، بابت قبولیم ...

۲۱ بهمن 1394
147K
داشتم خواب دعوا و کتک کاری می دیدم. با اینکه می دونستم دارم خواب می بینم اما نمی دونستم چرا درد کتکها رو احساس می کردم. تو خواب فکر کردم این جوری که من دارم ...

داشتم خواب دعوا و کتک کاری می دیدم. با اینکه می دونستم دارم خواب می بینم اما نمی دونستم چرا درد کتکها رو احساس می کردم. تو خواب فکر کردم این جوری که من دارم کتک می خورم و درد میکشم بیدار بشم بهتره. به خودم فشار آوردم و از ...

۱۳ دی 1394
44K
فصل دوم باصدای ترانه وصحرا چشمامو بازکردم ... همه جا و همه چیزو تار میدیدم ... قیافه های ادمای اطرافم به خوبی مشخص نبود... همش صدای سپهر پیچیده می شد تو گوشم ..._ مهدیس ........ ...

فصل دوم باصدای ترانه وصحرا چشمامو بازکردم ... همه جا و همه چیزو تار میدیدم ... قیافه های ادمای اطرافم به خوبی مشخص نبود... همش صدای سپهر پیچیده می شد تو گوشم ..._ مهدیس ........ مهدیس ........ مهدیس.. !.....کمی طول کشید تا بتونم همه چیزو به خاطر بیارم ... افتادم ...

۲ آذر 1394
120K
فصل اول رو به آینه قدی اتاقم ایستادم و در حالی که سعی داشتم کلاسورم را زیر بغلم نگهدارم با یک دست ... تند تند موهای مشکی بلندم را که مدام از مقنعه ام بیرون ...

فصل اول رو به آینه قدی اتاقم ایستادم و در حالی که سعی داشتم کلاسورم را زیر بغلم نگهدارم با یک دست ... تند تند موهای مشکی بلندم را که مدام از مقنعه ام بیرون میزد را توی مقنعه ام پنهان کردم . استرسی که بر تنم افتاده بود باعث ...

۲ آذر 1394
32K