نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

دوستان من اول رمان گفتم هیچی واقعیت نداره... یعنی واقعا واقعیت نداره...حتی مکان ها...شخصیت ها...نه من تاحالا انگلیس رفتم و نه زیاد ازش شنیده باشم... از دانشگاه اکسفورد...به معنای واقعیه کلمه چیزی نمیدونم و زیاد ...

دوستان من اول رمان گفتم هیچی واقعیت نداره... یعنی واقعا واقعیت نداره...حتی مکان ها...شخصیت ها...نه من تاحالا انگلیس رفتم و نه زیاد ازش شنیده باشم... از دانشگاه اکسفورد...به معنای واقعیه کلمه چیزی نمیدونم و زیاد کنجکاو نیستم و این تصوری که از رمان تو ذهنتونه...زایده ی تخیلات منه...شاید اصلا اینشکلی ...

۱ روز پیش
40K
جمله ی اخرم رو بلندتر به زبون اوردم..نگاهم جدی بود و لحنم قاطع.. اروم وشمرده گفتم: اگه باهاش خرده حساب داری که می خوای تسویه ش کنی جاش اینجا نیست.. اینجا تحت کنترل ِ منه..واین ...

جمله ی اخرم رو بلندتر به زبون اوردم..نگاهم جدی بود و لحنم قاطع.. اروم وشمرده گفتم: اگه باهاش خرده حساب داری که می خوای تسویه ش کنی جاش اینجا نیست.. اینجا تحت کنترل ِ منه..واین من هستم که دستور میدم چه کسی چه کاری رو انجام بده..امیدوار بودم لااقل تو ...

۲ روز پیش
81K
و من حض کردم ! مثل همیشه... کیان پر از انرژی بود.من یکم هم خسته شده بودم، اونم به خاطر لباس و آرایش و بند و بساطی بود که کیان نداشت . اما اون یه ...

و من حض کردم ! مثل همیشه... کیان پر از انرژی بود.من یکم هم خسته شده بودم، اونم به خاطر لباس و آرایش و بند و بساطی بود که کیان نداشت . اما اون یه سره خوشحالی می‌کرد و دم به دقیقه بوسم می کرد. آخر بهش گفتم: کیان تا ...

۳ روز پیش
104K
برای شنیدن پاسخ هر سوال بر روی لینک زیر ان کلیک کنید 🔴 آقایی چند سال عاشق من بوده است ولی حالا از ازدواج منصرف شده https://plink.ir/DJmIL 🔴 آیا با یک جلسه خواستگاری ما می ...

برای شنیدن پاسخ هر سوال بر روی لینک زیر ان کلیک کنید 🔴 آقایی چند سال عاشق من بوده است ولی حالا از ازدواج منصرف شده https://plink.ir/DJmIL 🔴 آیا با یک جلسه خواستگاری ما می توانیم نسبت به هم شناخت پیدا کنیم؟ https://plink.ir/3dwUe 🔴 آیا عاشق شدن فقط حق آقایان ...

۳ روز پیش
99K
#پارت_23 #چند_روز_بعد . با لبخند تلفن و رو قطع کردم و روی قلبم گزاشتم... . امروز بعد چند روز حاج بابا بهم زنگ زد و باتمام اهل خونه حرف زدم.... . کلی دلم تنگ شده ...

#پارت_23 #چند_روز_بعد . با لبخند تلفن و رو قطع کردم و روی قلبم گزاشتم... . امروز بعد چند روز حاج بابا بهم زنگ زد و باتمام اهل خونه حرف زدم.... . کلی دلم تنگ شده بود...ولی اونا هم منو درک میکردن ...نمیشه بیست و چهار ساعته با هم حرف زد...سر ...

۳ روز پیش
66K
صدام در نمیومد که حرف بزنم ، گلوم خشک شده بود! توی سرم حرف های کیان این طرف و اون طرف می‌رفت! ولی امکان نداره!!! کیان منو خیلی دوست داره!! خودش گفت همه بد اخلاقیامو ...

صدام در نمیومد که حرف بزنم ، گلوم خشک شده بود! توی سرم حرف های کیان این طرف و اون طرف می‌رفت! ولی امکان نداره!!! کیان منو خیلی دوست داره!! خودش گفت همه بد اخلاقیامو تحمل کرده که من عاشقش بشم!!!! الان چرا باید بهم خیانت کنه؟ اونم با سونیا ...

۳ روز پیش
79K
توی این یه هفته سعی می کردم از تمام لحظاتم استفاده کنم ، همش می خواستم از کیان برای روزهای نبودنش ذخیره کنم، ولی هی تشنه تر و دلتنگ تر میشدم!! یه چمدون گذاشته بودم ...

توی این یه هفته سعی می کردم از تمام لحظاتم استفاده کنم ، همش می خواستم از کیان برای روزهای نبودنش ذخیره کنم، ولی هی تشنه تر و دلتنگ تر میشدم!! یه چمدون گذاشته بودم گوشه اتاق و هر روز هر چیزی که فکر می‌کردم لازمش میشه ویادم میومد رو ...

۳ روز پیش
40K
چند دقیقه بعد خودش گفت : ارغوان من دوست ندارم تو کار بکنی ، برای اوقات بیکاریت برو باشگاه! برو کلاس ! حالا هر چی که دوست داری؛ برو یه زبان دیگه یاد بگیر ؛ ...

چند دقیقه بعد خودش گفت : ارغوان من دوست ندارم تو کار بکنی ، برای اوقات بیکاریت برو باشگاه! برو کلاس ! حالا هر چی که دوست داری؛ برو یه زبان دیگه یاد بگیر ؛ اما اجازه کار کردن بهت نمیدم !! لطفاً دیگه نگو. ناراحت شدم، یکم هم لبام ...

۳ روز پیش
64K
و ذهنم کشیده شد به گذشته ها..گذشته ای سراسر تلخی..ولی از اول تلخ نبود..نه.. همه چیز خوب بود..همه جای زندگیم بوی خوشبختی می داد..تو گوشه گوشه ی خونه ی پدریم صفا و صمیمیت، بین اعضای ...

و ذهنم کشیده شد به گذشته ها..گذشته ای سراسر تلخی..ولی از اول تلخ نبود..نه.. همه چیز خوب بود..همه جای زندگیم بوی خوشبختی می داد..تو گوشه گوشه ی خونه ی پدریم صفا و صمیمیت، بین اعضای خانواده م دیده می شد.. ولی……. یه خانواده ی 4 نفره..یه خانواده ی خوشبخت و ...

۳ روز پیش
49K
فکم و روی هم فشردم..روی نزدیکترین مبل به من نشست.. –جواب سلامم و نمیدی؟.. -سلام.. لبخند زد..ولی مصنوعی بودنش رو خیلی راحت به رخ می کشید.. – چیزی شده؟.. با تعجب گفت: نه..چطور؟!.. -چی باعث ...

فکم و روی هم فشردم..روی نزدیکترین مبل به من نشست.. –جواب سلامم و نمیدی؟.. -سلام.. لبخند زد..ولی مصنوعی بودنش رو خیلی راحت به رخ می کشید.. – چیزی شده؟.. با تعجب گفت: نه..چطور؟!.. -چی باعث شده که ما به غیر از شرکت اینجا هم همدیگرو ببینیم؟.. لبخند زد: مشکلش چیه ...

۴ روز پیش
81K
با دوتا قدم بلند جلوم ایستاد..تو همون حالت کمی خودمو کشیدم عقب و از نوک ِ کفشاش تا توی جفت چشماش نگامو کشیدم بالا و تهش هم با سر وصدا اب دهنمو قورت دادم.. عین ...

با دوتا قدم بلند جلوم ایستاد..تو همون حالت کمی خودمو کشیدم عقب و از نوک ِ کفشاش تا توی جفت چشماش نگامو کشیدم بالا و تهش هم با سر وصدا اب دهنمو قورت دادم.. عین درخت چنار دراز بود لامصب..هیکل چهارشونه و عضلانیش وحشتم و بیشتر می کرد..اگه صورتش انقدر ...

۴ روز پیش
54K
#پارت_15 با تعجب برگشتم و به اتنایا نگاه کردم که شونه اش و بالا انداخت و همزمان جولیا گفت:چه مرگته چرا غمرک زدی؟... . پوزخندی زد و در حالی که گونش و روی سطح سرد ...

#پارت_15 با تعجب برگشتم و به اتنایا نگاه کردم که شونه اش و بالا انداخت و همزمان جولیا گفت:چه مرگته چرا غمرک زدی؟... . پوزخندی زد و در حالی که گونش و روی سطح سرد میز میگزاشت...گفت:با جک بهم زدم...همه چی تموم شد...همه چی... . یهو مکثی کرد و زد ...

۵ روز پیش
79K
”دیالوگ سکانس پایانی قسمت اخر فصل اول سریال از سرنوشت“ «خیالبافی های هاشم» هاشم : از بین ما دوتا کسی که قراره خفن بشه من نیستم... سهراب : هستی...از این به بعد هستی هاشم : ...

”دیالوگ سکانس پایانی قسمت اخر فصل اول سریال از سرنوشت“ «خیالبافی های هاشم» هاشم : از بین ما دوتا کسی که قراره خفن بشه من نیستم... سهراب : هستی...از این به بعد هستی هاشم : مگه از این به بعد چه خبره هان؟؟...چه خبره؟؟؟ سهراب : قول بده ارزو هامون ...

۵ روز پیش
97K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت دهم *این سوک* رفتم کنار آرا جلوی تلویزیون ایستادم × میخوای برم یه چند تا خوراکی بگیرم بیارم کنار فیلم خیلی میچسبه؟؟؟ آرا : آره خوب میشه... رفتم و پفیلا چیپس و ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت دهم *این سوک* رفتم کنار آرا جلوی تلویزیون ایستادم × میخوای برم یه چند تا خوراکی بگیرم بیارم کنار فیلم خیلی میچسبه؟؟؟ آرا : آره خوب میشه... رفتم و پفیلا چیپس و چندتا خوراکی خریدم و برگشتم کنار آرا جلوی تلویزیون نشستم یه فیلم جدید باز کرد ...

۵ روز پیش
86K
#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هشتم *جیمین* مارنی رو دیدم که از دوست داشت میومد... راستش نمیدونستم بعد این همه سال و اون اتفاقی که افتاده بود چطوری میتونم باهاش حرف بزنم. راستش به خاطر هیونگم اینجا ...

#Doubles_of_love #دوراهی_عشق پارت هشتم *جیمین* مارنی رو دیدم که از دوست داشت میومد... راستش نمیدونستم بعد این همه سال و اون اتفاقی که افتاده بود چطوری میتونم باهاش حرف بزنم. راستش به خاطر هیونگم اینجا اومدم اون گفت که مارنیو دوست داره و از من خواست که باهاش حرف بزنم ...

۵ روز پیش
60K
#پارت_10 گفتم:اینا برای کیاست؟...درضمن چرا اینجا اینقدر خلوته؟... . امیلی:اونا دیگه برای ما نیست...مختص بچه های پزشکی و روانپزشکی و ادبیات و باستان شناسی و اینان...دلیل خلوتیه العانشم بخاطر اینکه اخر هفتس و بیشترا یا ...

#پارت_10 گفتم:اینا برای کیاست؟...درضمن چرا اینجا اینقدر خلوته؟... . امیلی:اونا دیگه برای ما نیست...مختص بچه های پزشکی و روانپزشکی و ادبیات و باستان شناسی و اینان...دلیل خلوتیه العانشم بخاطر اینکه اخر هفتس و بیشترا یا بیرونن یا رفتن شهرشون پیش خانواده هاشون...فعلا بیا اینو ببین... . به کتابخونه بزرگی نزدیک ...

۶ روز پیش
87K
داستان مخوف و ترسناک و اما واقعی ارسالی کاربران سلام من راسش دیگه روم نمیشد بیام پیم بدم گفتم میگن این دختره هم هی از خودش الکی مینویسه ولی بخدا اصلا اینطور نیست من اومدم ...

داستان مخوف و ترسناک و اما واقعی ارسالی کاربران سلام من راسش دیگه روم نمیشد بیام پیم بدم گفتم میگن این دختره هم هی از خودش الکی مینویسه ولی بخدا اصلا اینطور نیست من اومدم یه نکته راجع به فیلم ترسناک the nun یا همون راحبه براتون بگم از وقتی ...

۶ روز پیش
71K
#پارت_5 حاج بابا:دختر من هیچ جا نمیره...نه تا وقتی مرد زندگیش دستشو نگرفته و از خونم ببرتش...زندگی دختر دم بخت کنار پدر و مادرشه...همین... . خاله با حرص کوبید روی میز و گفت:شوهر خواهر...حرفات درست ...

#پارت_5 حاج بابا:دختر من هیچ جا نمیره...نه تا وقتی مرد زندگیش دستشو نگرفته و از خونم ببرتش...زندگی دختر دم بخت کنار پدر و مادرشه...همین... . خاله با حرص کوبید روی میز و گفت:شوهر خواهر...حرفات درست ولی فکر میکنی آنا داره زندگی میکنه؟...این زندگیه؟...این بهش میگن زندگی؟...تو یه بچه میخاستی یا ...

۶ روز پیش
100K
بخوووووووووونید سلام یه سلام پر از آه و افسوس جدایی ... یه سلام به همه اونایی که عاشقانه پرکشیدن یه سلام به همه #روشنفکرهای که میگن #سپاه بخور بخوابه!! #سپاه همش خودنماییه!! و... آره #داداشم ...

بخوووووووووونید سلام یه سلام پر از آه و افسوس جدایی ... یه سلام به همه اونایی که عاشقانه پرکشیدن یه سلام به همه #روشنفکرهای که میگن #سپاه بخور بخوابه!! #سپاه همش خودنماییه!! و... آره #داداشم آره #خواهرم سپاه همش اینجوریه " این تصویرو ببین بخور بخوابه، #گلوله می خورن #آروم،آروم ...

۶ روز پیش
89K