ویژه کنید
عکس و تصویر ‌ ‌ببین سیاهی بخت و مپرس از نامم من از قبیله‌ی عشاق بی سر انجامم ...


‌ببین سیاهی بخت و مپرس از نامم
من از قبیله‌ی عشاق بی سر انجامم 

به آن دقایق پر درد زندگی سوگند
که بی تو یک نفس ای هم نفس نیارامم 

مکش ز دامن من دست با فراغت دل 
که آفتاب غروبی به گوشه‌ی بامم 

مرا که این همه توفان طبیعتم ، دریاب
که من به یک سر موی محبتی رامم 

ز عمر شکوه ندارم که خامه‌ی تقدیر
نوشته بود در آغاز نامه فرجامم 

مرا امید رهایی ز قید هستی نیست
که با تمام وجودم فتاده در دامم 

به هرکه دل بسپردم ز من چو سایه رمید
مرا ببین که شوریده بخت و ناکامم 

چگونه پای نهم در حریم حضرت دوست؟
هنوز دست ارادت نبسته احرامم 

هوای خواندن افسانه‌ام مکن اکنون 
ورق ورق شده دیگر کتاب ایّامم 
#معینی_کرمانشاهی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...