نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت۷۸ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده: #izeinabii آهو : داد زدم : _صبر کن دیووونه من دیگه طاقت ندارم. خندید و گفت: _پس از الان خودتو باخته بدون. _نه سیا جداً حال ندارم دیگه. با بدجنسی به راهش ...

#پارت۷۸ #آخرین_تکه_قلبم نویسنده: #izeinabii آهو : داد زدم : _صبر کن دیووونه من دیگه طاقت ندارم. خندید و گفت: _پس از الان خودتو باخته بدون. _نه سیا جداً حال ندارم دیگه. با بدجنسی به راهش ادامه داد تازه وسطای کوه بودیم. لعنتی.. نفسی تازه کردم . بطری آب رو سر ...

۲ ساعت پیش
6K
ادامه شعر معشوق اگر زهر مهیا بکند داوود نباشد که دری وا بکند این خاطره ی پیر به هم می ریزد آرامش تصویر به هم می ریزد ای روح مرا تا به کجا می بری ...

ادامه شعر معشوق اگر زهر مهیا بکند داوود نباشد که دری وا بکند این خاطره ی پیر به هم می ریزد آرامش تصویر به هم می ریزد ای روح مرا تا به کجا می بری ام دیوانه ی این سرابِ خاکستری ام می سوزم و می میرم و جان می ...

۳ ساعت پیش
11K
#داستان_های_شاهنامه نبرد_دوازده_رخ با نابود شدن دشمن در لشکر ایران ، همه شادی بود و در سپاه توران همه خشم بود . پیران به نستهین گفت‌کنون نوبت توست بر ایرانیان شبیخون زده نستهین پذیرفت و با ...

#داستان_های_شاهنامه نبرد_دوازده_رخ با نابود شدن دشمن در لشکر ایران ، همه شادی بود و در سپاه توران همه خشم بود . پیران به نستهین گفت‌کنون نوبت توست بر ایرانیان شبیخون زده نستهین پذیرفت و با سپاهی بسوی ایرانیان تاخت دیده بانان ایران این حرکت تورانیان را به ایرانیان اطلاع داد.بیژن ...

۳ ساعت پیش
9K
لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست بعد از من و جان کندن من نوبت توست لیلی مگذار از دَم ِ ...

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست بعد از من و جان کندن من نوبت توست لیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم لیلی مپسند این همه نابود شوم لیلی بنشین، سینه و سر آوردم ...

۳ ساعت پیش
13K
رمان من گلابی نیستم ❤ پارت۱۶ آرتام : راستشو بخوای دوتا ، اونی هم که زنگ زده بود مامانم بود!سر جمله قبلیش کپ کرده بودم ، الان دیگه نزدیک بود انالله و الیهه راجعون ( ...

رمان من گلابی نیستم ❤ پارت۱۶ آرتام : راستشو بخوای دوتا ، اونی هم که زنگ زده بود مامانم بود!سر جمله قبلیش کپ کرده بودم ، الان دیگه نزدیک بود انالله و الیهه راجعون ( آقا من املای درستشو بلند نیستممم 😭 ) بشم. آرتام : ولی از دستت ناراحت ...

۴ ساعت پیش
14K
نام نویسنده :فاطمه زارعی نام رمان :چال گونه ژانر :عاشقانه ، طنز هدف از نوشتن: استفاده از دست آورد ها . خلاصه : یک دختر به اسم بهار، مقاوم و شیطون و جذاب؛ که زلفش ...

نام نویسنده :فاطمه زارعی نام رمان :چال گونه ژانر :عاشقانه ، طنز هدف از نوشتن: استفاده از دست آورد ها . خلاصه : یک دختر به اسم بهار، مقاوم و شیطون و جذاب؛ که زلفش گره خورده به زلف پسر قصه ما آرمین خان فلک زده که باید این بهار ...

۴ ساعت پیش
17K
نام رمان: خفگی نام نویسنده:سونیا قاسمیه ژانر: تخیلی ، اجتمایی خلاصه ی داستان: بوژان؛ دختری که بعد از دو سال پیش عشقش برگشته، پیش زندگیش ، پیش همه دارایی اش ؛ ولی نفرت ، همون ...

نام رمان: خفگی نام نویسنده:سونیا قاسمیه ژانر: تخیلی ، اجتمایی خلاصه ی داستان: بوژان؛ دختری که بعد از دو سال پیش عشقش برگشته، پیش زندگیش ، پیش همه دارایی اش ؛ ولی نفرت ، همون چیزی که بر قلب سنگی بوژان حکومت می کرد. انقدر در ذهن و روحش کلمه ...

۴ ساعت پیش
18K
نام نویسنده :فاطمه زارعی نام رمان :چال گونه ژانر :عاشقانه ، طنز هدف از نوشتن: استفاده از دست آورد ها . خلاصه : یک دختر به اسم بهار، مقاوم و شیطون و جذاب؛ که زلفش ...

نام نویسنده :فاطمه زارعی نام رمان :چال گونه ژانر :عاشقانه ، طنز هدف از نوشتن: استفاده از دست آورد ها . خلاصه : یک دختر به اسم بهار، مقاوم و شیطون و جذاب؛ که زلفش گره خورده به زلف پسر قصه ما آرمین خان فلک زده که باید این بهار ...

۴ ساعت پیش
17K
دانلود رمان دسیسه بهشت داستان راجبع به دختری به نام مریم هست که سخت تو مشکلات زندگیش غرق شده. مریم داستان ما به دنبال کار وارد خونه ای میشه که پنج پسر داخلش زندگی میکنند؛ ...

دانلود رمان دسیسه بهشت داستان راجبع به دختری به نام مریم هست که سخت تو مشکلات زندگیش غرق شده. مریم داستان ما به دنبال کار وارد خونه ای میشه که پنج پسر داخلش زندگی میکنند؛ پنج پسر با شخصیت های متفاوت. مریم با هر تصمیم مسیر زندگیش رو تغییر میده ...

۴ ساعت پیش
16K
به نام “دا” که بهش “خ” اضافه کنیم، میشه “خدا” ( دا به زبان کردی یعنی: مادر) نام: فاصله ای بخاطر سکوت. به قلم: فاطمه تیموری( فاطمه _۵۶۵۶) ژانر: طنز، درام، عاشقانه، اجتماعی. ۱۳۹۶٫۳٫۱۵ به ...

به نام “دا” که بهش “خ” اضافه کنیم، میشه “خدا” ( دا به زبان کردی یعنی: مادر) نام: فاصله ای بخاطر سکوت. به قلم: فاطمه تیموری( فاطمه _۵۶۵۶) ژانر: طنز، درام، عاشقانه، اجتماعی. ۱۳۹۶٫۳٫۱۵ به نام خدا.. خلاصه ای از داستان: پسری با چشم هایی یخ زده که سردی چشمانش ...

۴ ساعت پیش
18K
داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان ما فکر میکنه هر عشقی عشق واقعی هست ولی متوجه میشه که اشتباه و شخص دیگه ای وارد زندگیش میشه که اول کار ...

داستان این رمان از یک انتحاب اشتباه شروع میشه که دختر داستان ما فکر میکنه هر عشقی عشق واقعی هست ولی متوجه میشه که اشتباه و شخص دیگه ای وارد زندگیش میشه که اول کار ایلین با اون زیاد خوب نیست و با هم درگیر میشن سر هر موضوعی پیشنهاد ...

۵ ساعت پیش
13K
این دختر و پسره که رو به روی هم قرار میگیرن ! دختر و پسری که با روش خودشون با مشکلاتشون مبارزه میکنن، این داستان قراره عشق و احساسو محک بزنه. قراره دختر قصه رو ...

این دختر و پسره که رو به روی هم قرار میگیرن ! دختر و پسری که با روش خودشون با مشکلاتشون مبارزه میکنن، این داستان قراره عشق و احساسو محک بزنه. قراره دختر قصه رو عوض کنه، قراره پسر قصه رو مرد کنه خداییش ما اصلا چه فکری کردیم که ...

۵ ساعت پیش
10K
نام رمان: سرکار خانم وروجک. نویسنده: فاطمه عیسی زاده. ژانر: طنز _ عاشقانه. خلاصه: دختری با حریر مشکی بر سر که پرده ی شب چشمانش را تسخیر کرده و روزگارش هم به رنگ چشم هایش ...

نام رمان: سرکار خانم وروجک. نویسنده: فاطمه عیسی زاده. ژانر: طنز _ عاشقانه. خلاصه: دختری با حریر مشکی بر سر که پرده ی شب چشمانش را تسخیر کرده و روزگارش هم به رنگ چشم هایش رنگ باخته است. دختری از جنس درد های اجباری و اجباری های درد آور. دختری ...

۵ ساعت پیش
17K
رمان بیست و سومین گل رز نویسنده ملیکا دست جوان به نام آنکه عشق را آفرید « تقدیم به پدرمهربانم که تبسم گل است و مادرعزیزترازجانم که گل تبسم اوست.» مقدمه : من تمام متن ...

رمان بیست و سومین گل رز نویسنده ملیکا دست جوان به نام آنکه عشق را آفرید « تقدیم به پدرمهربانم که تبسم گل است و مادرعزیزترازجانم که گل تبسم اوست.» مقدمه : من تمام متن هایم را در وصف نیامدنت نوشته ام و اگر یک روز ناگهان ناباورانه سر برسی، ...

۵ ساعت پیش
15K
روایتگر دختری هست که از شهرستان میاد تهران که تو رشته پرستاری که قبول شده درس بخونه که در رمان ما دوتا پسر هستن یکی سهیل که علاقه داره به دختره داستان ما و یکی ...

روایتگر دختری هست که از شهرستان میاد تهران که تو رشته پرستاری که قبول شده درس بخونه که در رمان ما دوتا پسر هستن یکی سهیل که علاقه داره به دختره داستان ما و یکی دیگه که وکیل هست حالا داستان از اینجا جالب میشه که اقای وکیل به خاطر ...

۵ ساعت پیش
12K
در مورد دختری هست که هیچ کسی را تو دنیا نداره و با پسری به اسم مهران اشنا میشه که ادعای عشق و دوست داشتن آریمس را داره شاید داشته باشه ولی مرد بودن و ...

در مورد دختری هست که هیچ کسی را تو دنیا نداره و با پسری به اسم مهران اشنا میشه که ادعای عشق و دوست داشتن آریمس را داره شاید داشته باشه ولی مرد بودن و مرد ماندن خیلی سخته زندگی من و تو زندگی نبود پشت چهرت،رازی بود که من ...

۵ ساعت پیش
12K
پارت30 ❤ با صدای پچ پچ بالا سرم چشمامو باز کردم. شهریار بود داشت با مامان حرف میزد. به محض دیدنش لبخند زدم و گفتم : سلام داداش . به روم خندید و گفت : ...

پارت30 ❤ با صدای پچ پچ بالا سرم چشمامو باز کردم. شهریار بود داشت با مامان حرف میزد. به محض دیدنش لبخند زدم و گفتم : سلام داداش . به روم خندید و گفت : علیک سلام دختر. نگفتم بهت عجله کار شیطونه؟ چشمامو مالیدم و گفتم : آخه استاده ...

۷ ساعت پیش
16K
پارت29 خندیدم که بیشتر نگران نشه . - نترس شهلا جون . اومدم دیر نرسم، هرگز نرسیدم ! مامان رسیده بود بهم . کمکم کرد برم داخل . نشستم روی کاناپه جلو تلویزیون .مامان مانتو ...

پارت29 خندیدم که بیشتر نگران نشه . - نترس شهلا جون . اومدم دیر نرسم، هرگز نرسیدم ! مامان رسیده بود بهم . کمکم کرد برم داخل . نشستم روی کاناپه جلو تلویزیون .مامان مانتو و مقنعه ام رو درآورد و رفت که بندازه تو ماشین لباسشویی و برام آب ...

۷ ساعت پیش
17K
پارت27 دوباره روبروم روی دو پا نشست و گفت: زنگ زدم به گوشیت ، میخواستم بابت دیروز باهات حرف بزنم که دیدم یه آقا جواب داد . قطع کردم دوباره زدم. بازم همون جواب داد ...

پارت27 دوباره روبروم روی دو پا نشست و گفت: زنگ زدم به گوشیت ، میخواستم بابت دیروز باهات حرف بزنم که دیدم یه آقا جواب داد . قطع کردم دوباره زدم. بازم همون جواب داد . مدل حرف زدنش به خشایار نمی خورد ، شهریارم که میشناسم. نگران شدم و ...

۷ ساعت پیش
18K
پارت 26 پناه طفلی هی میگفت: ارغوان درد داری فدات شم؟ الان میرسیم. برومندم اخم بدی کرده بود و فقط میروند . شهاب موند دانشگاه . کیف و موبایل منم موند دستش. یادش رفت بهم ...

پارت 26 پناه طفلی هی میگفت: ارغوان درد داری فدات شم؟ الان میرسیم. برومندم اخم بدی کرده بود و فقط میروند . شهاب موند دانشگاه . کیف و موبایل منم موند دستش. یادش رفت بهم بده. رسیدیم‌جلو بیمارستان. پناه زودی پیاده شد و در سمت منو باز کرد . برومند ...

۷ ساعت پیش
20K