نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

در میکده‌اَت حالِ دلم بارانی‌ست با جام رخَت مست شدن عرفانی‌ست ای عارفِ من، کاشفِ من؛ مستم کن این کُن فَیکون زلزله‌ای رضوانی‌ست ای جوهر هر، زیر و زبر، زیباگر؛ از من نگُذر معبر اگر ...

در میکده‌اَت حالِ دلم بارانی‌ست با جام رخَت مست شدن عرفانی‌ست ای عارفِ من، کاشفِ من؛ مستم کن این کُن فَیکون زلزله‌ای رضوانی‌ست ای جوهر هر، زیر و زبر، زیباگر؛ از من نگُذر معبر اگر طولانی‌ست مجذوبِ تواَم، از طلبَت؛ انسانم هر جذبه به جز جاذبه‌اَت شیطانی‌ست در عشقِ تو ...

۱۴ دقیقه پیش
1K
اشک حسرت پارت۹۱ سعید : پانیذ یه عطرم برداشت که من حساب کردم و رفتیم مغازه عروسک فروشی کلی ذوق می کرد واقعا خیلی بچه بود با لبخند نگاهش کردم ویه عروسک موش خوشگل پشمی ...

اشک حسرت پارت۹۱ سعید : پانیذ یه عطرم برداشت که من حساب کردم و رفتیم مغازه عروسک فروشی کلی ذوق می کرد واقعا خیلی بچه بود با لبخند نگاهش کردم ویه عروسک موش خوشگل پشمی برداشتم وبراش خریدم خیلی ذوق کرد وفروشنده بهش می خندید حمید زنگ زد ورفتیم کنارشون ...

۱۹ دقیقه پیش
4K
#اشک حسرت #پارت ۹۰ سعید: مادر : یه بیماری ارثی نمی تونه بچه دار بشه همین الانم زیر ن... - سلام مادر مادر برگشت نگاهم کرد وحمید خودشو زد کوچه علی چپ نشستم رو به ...

#اشک حسرت #پارت ۹۰ سعید: مادر : یه بیماری ارثی نمی تونه بچه دار بشه همین الانم زیر ن... - سلام مادر مادر برگشت نگاهم کرد وحمید خودشو زد کوچه علی چپ نشستم رو به روشون وگفتم : چی می گفتین در مورد پانیذ مادرنگاهم کردوگفت : هیچی پسرم - ...

۲۴ دقیقه پیش
5K
#اشک حسرت #پارت ۸۹ سعید: برگشتم بستنی خورد تو صورتم لبشو گزید پانیذ: وای ببخشید ... - این چندمین بارگفتی ببخشید پانیذ: به خدا حواسم نبود چیزی نیست که انگشتشو کشید رو صورتم وبستنی رو ...
عکس بلند

#اشک حسرت #پارت ۸۹ سعید: برگشتم بستنی خورد تو صورتم لبشو گزید پانیذ: وای ببخشید ... - این چندمین بارگفتی ببخشید پانیذ: به خدا حواسم نبود چیزی نیست که انگشتشو کشید رو صورتم وبستنی رو برداشت و انگشتشو گذاشت دهنش واقعا بچه بود وگرنه همچین حرکتی نمی کرد پانیذ: بگیر ...

۲۹ دقیقه پیش
8K
نسلی هستیم که تو بچگیمون بوسیدن و رقصیدن توی فیلم ها واسمون سانسور میشد، اما جنگ و کشتن و خونریزی نه، نتیجه اش این میشه که یک عکس برهنه جنجال بپا میکند ولی تماشای اعدام ...

نسلی هستیم که تو بچگیمون بوسیدن و رقصیدن توی فیلم ها واسمون سانسور میشد، اما جنگ و کشتن و خونریزی نه، نتیجه اش این میشه که یک عکس برهنه جنجال بپا میکند ولی تماشای اعدام در ملاعام نه، عشق رو نکُشید...

۳۴ دقیقه پیش
2K
#اشک حسرت #پارت۸۷ آسمان : بعد از جشن تولد اماده ای رفتن شدیم از مهتاب خانم وهدیه خدا حافظی کردم داشتم پالتوم رو می پوشیدم حمید که بیرون بود اومد داخل وگفت : میرین ؟ ...

#اشک حسرت #پارت۸۷ آسمان : بعد از جشن تولد اماده ای رفتن شدیم از مهتاب خانم وهدیه خدا حافظی کردم داشتم پالتوم رو می پوشیدم حمید که بیرون بود اومد داخل وگفت : میرین ؟ آیدین : اره ..حمید یه لحظه بیا با رفتن اونا که رفتن بیرون امید اومد ...

۴۲ دقیقه پیش
7K
#بخون گر من به شوق دیدنَت از خویش می‌روم از خویش می‌روم که تو با خود بیاری‌ام بود و نبود من همه از دست رفته است باری مگر تو دست برآری به یاری‌ام... 🖋 #قیصر_امین_پور

#بخون گر من به شوق دیدنَت از خویش می‌روم از خویش می‌روم که تو با خود بیاری‌ام بود و نبود من همه از دست رفته است باری مگر تو دست برآری به یاری‌ام... 🖋 #قیصر_امین_پور

۴۳ دقیقه پیش
2K
|😇 | بارون کـه میزنه ،☁ دلـم میخواد چترمـو بردارم ♩☔ بـرم تو خیابون 🏃 ، از کنار آدمـا رد بشـم ♩👥 بگـم ببخشید چتر نمیخوایـن ♩⚡ باهاشـون حرف بزنـم ، درد و دل کنـم👂 ...

|😇 | بارون کـه میزنه ،☁ دلـم میخواد چترمـو بردارم ♩☔ بـرم تو خیابون 🏃 ، از کنار آدمـا رد بشـم ♩👥 بگـم ببخشید چتر نمیخوایـن ♩⚡ باهاشـون حرف بزنـم ، درد و دل کنـم👂 ...✓ به خـدا بارون که میـزنه ، آدم تنها و تنهاتر میشـه :( ~~ #حسین ...

۴۹ دقیقه پیش
2K
#دوقلوهای_شیطون #پارت5 چان دختره خیلی بانمکی بود به حرکتش نگاه کردم ببینم دربرابر اسطوره مخ زنی به قول خودش شیومین چیکار میکنه آیسان:وای شما مشکل اعصابی دارین شیومین:نه چطور؟ آیسان:آخه ابروتون بپربپرمیکرد!! همه ازخنده ترکیدیم ...

#دوقلوهای_شیطون #پارت5 چان دختره خیلی بانمکی بود به حرکتش نگاه کردم ببینم دربرابر اسطوره مخ زنی به قول خودش شیومین چیکار میکنه آیسان:وای شما مشکل اعصابی دارین شیومین:نه چطور؟ آیسان:آخه ابروتون بپربپرمیکرد!! همه ازخنده ترکیدیم آیسان:واا بچه مشکل داره خندنداره که لی با خنده:من لی هستم آیسان:چه پاستوریزه منم آیسانم ...

۴۹ دقیقه پیش
7K
اصلاً به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری می کنند، حتی برایت مهم نباشد چطور و چگونه قضاوت می شوی، کاری که دوست داری و می دانی درست است را بکن و ...

اصلاً به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری می کنند، حتی برایت مهم نباشد چطور و چگونه قضاوت می شوی، کاری که دوست داری و می دانی درست است را بکن و مسیرِ خودت را برو، بگذار دیگران هم یاد بگیرند به جای اینکه زمانشان را به ...

۱ ساعت پیش
5K
part 20°~° #cruel_love تیلور♥ ️: ساعتای ۵ اینا از خواب بیدار میشم.اصن نفهمیدم کی خوابم برد.بلند میشم و یه آبی به صورتم میزنم تا یکم سرحال شم.درکمدمو باز میکنم و سریع یه لباس خاکستری با ...

part 20°~° #cruel_love تیلور♥ ️: ساعتای ۵ اینا از خواب بیدار میشم.اصن نفهمیدم کی خوابم برد.بلند میشم و یه آبی به صورتم میزنم تا یکم سرحال شم.درکمدمو باز میکنم و سریع یه لباس خاکستری با شلوار مشکی و کفشای اسپورت برمیدارم.میرم پایین و با مامان بابام خدافظی میکنم و سوار ...

۲ ساعت پیش
15K
من اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم هر چه ام، عاشق رخسار تو کافر کیشم دست کوتاه از آن زلف درازت نکشم گر زند عقرب جرّاره، هزاران نیشم خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش ...

من اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم هر چه ام، عاشق رخسار تو کافر کیشم دست کوتاه از آن زلف درازت نکشم گر زند عقرب جرّاره، هزاران نیشم خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش کشم چه غمم گر خطری صبح درآید پیشم دشت، آراسته از لاله رخان، دوش به ...

۲ ساعت پیش
7K
#رمان_ماهک #پارت_44 +که میخاستی درس بخونی اره بیخیال شونه ای بالا انداختم و گفتم _اوهوم +از کی تاحالا با رقصیدن درس میخونن؟ حق به جانب نگاهش کردم و گفتم _من داشتم ورزش میکردم +باید ببخشی ...

#رمان_ماهک #پارت_44 +که میخاستی درس بخونی اره بیخیال شونه ای بالا انداختم و گفتم _اوهوم +از کی تاحالا با رقصیدن درس میخونن؟ حق به جانب نگاهش کردم و گفتم _من داشتم ورزش میکردم +باید ببخشی مزاحم ورزشت شدیم تقصیر خاطر خواهت بود(این جمله رو با حرص گفت) _بره بمیره روانی ...

۲ ساعت پیش
18K
پارت سوم: میچا واقعا گاهی.....بی فکر میشد و این منو نگران میکرد . میترسیدم اتفاقی براش بیوفته . هرچی نباشه من و بک کیونگ اونو از چهار سالگی میشناسیم . میچا : روی صندلی نشسم ...

پارت سوم: میچا واقعا گاهی.....بی فکر میشد و این منو نگران میکرد . میترسیدم اتفاقی براش بیوفته . هرچی نباشه من و بک کیونگ اونو از چهار سالگی میشناسیم . میچا : روی صندلی نشسم و سعی کردم نت مقابلمو درست بخونم . نیم ساعت پیش مدرسه تعطی شده بود ...

۲ ساعت پیش
19K
پارت دو : از کوره در رفتم . اون هرکی هم که باشه . باباش خیلی پولدار باشه . دخترا براش غش و ضعف کنن..بازم ...بازم حق نداره به دوستم توهین کنه . + هی ...

پارت دو : از کوره در رفتم . اون هرکی هم که باشه . باباش خیلی پولدار باشه . دخترا براش غش و ضعف کنن..بازم ...بازم حق نداره به دوستم توهین کنه . + هی تو ... نگاهم کرد . + دلیل نمیشه که چون خیلی پولداری و محبوبی تو ...

۲ ساعت پیش
22K
#رمان_ماهک #پارت_43 ارش:زنگ میزنم به نازی باهاش صحبت کن چیزی نگفتم که ادامه داد چند لحظه پیش که رضا اینجا بود بخاطر این پسره سهیل اعصابش خورد بود با نازی بحثش شد پشت تلفن حالا ...

#رمان_ماهک #پارت_43 ارش:زنگ میزنم به نازی باهاش صحبت کن چیزی نگفتم که ادامه داد چند لحظه پیش که رضا اینجا بود بخاطر این پسره سهیل اعصابش خورد بود با نازی بحثش شد پشت تلفن حالا ناراحت شده بینشون شکرابه باهاش صحبت کن و براش توضیح بده کتابمو بستم سری تکون ...

۲ ساعت پیش
17K
#بخون هر بار بعد از س.ک.س در رابطه با روند سکس و آنچه برایتان لذت بخش تر بوده با همسرتان گفت وگو کنید، لحظه یا حرکتی که برای شما حسی فوق العاده به همراه داشته ...

#بخون هر بار بعد از س.ک.س در رابطه با روند سکس و آنچه برایتان لذت بخش تر بوده با همسرتان گفت وگو کنید، لحظه یا حرکتی که برای شما حسی فوق العاده به همراه داشته را به او گوشزد کنید تا بیشتر از قبل با سلیقه ج*ن*سی شما آشنا شود.

۲ ساعت پیش
4K
@fatemeh2603 #رفیق... تنها دارایی من از این زندگی تو هستی از تو ممنونم برای حضورت در تمام وقت های دلگرفتگی هایم که مرا تنها نمیگذاری و پای درد و دل من مینشینی و با کارها ...

@fatemeh2603 #رفیق... تنها دارایی من از این زندگی تو هستی از تو ممنونم برای حضورت در تمام وقت های دلگرفتگی هایم که مرا تنها نمیگذاری و پای درد و دل من مینشینی و با کارها و حرفایت حال مرا خوب میکنی... از تو ممنونم که بدون هیچ چشم داشتی،بدون هیچ ...

۲ ساعت پیش
13K
یگانه آفریدگار من، تو را سپاس می‌گویم که مرا از تمام وابستگی‌ها می‌رهانی و ترس از دست دادن را از من دور کردی و چنان روحم را بزرگ کردی که دلبسته باشم نه وابسته.

یگانه آفریدگار من، تو را سپاس می‌گویم که مرا از تمام وابستگی‌ها می‌رهانی و ترس از دست دادن را از من دور کردی و چنان روحم را بزرگ کردی که دلبسته باشم نه وابسته.

۳ ساعت پیش
4K
تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست ...

تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست شده بودم و همینطور هر روز قرار بعد مدرسه و قدم زدن تو کوچه پس ...

۳ ساعت پیش
40K