نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

💛 🍁 #دوست داشتم بهت بجای مراقب خودت باش بگم مراقب من باش ...چون انگار یکی شدی بامن... که اگر خار توی پات بره درد میکشم باتو... دوست داشتم بجای نگرانتم بهت بگم نگران خودمم...چون ...

💛 🍁 #دوست داشتم بهت بجای مراقب خودت باش بگم مراقب من باش ...چون انگار یکی شدی بامن... که اگر خار توی پات بره درد میکشم باتو... دوست داشتم بجای نگرانتم بهت بگم نگران خودمم...چون نمیخوام یروز نباشی کنارم... دوست داشتم بجای بازی باکلمات و کش دادن جمله ها بهت ...

۱۱ ساعت پیش
13K
#پارت۱۵۳ امیرعلی : داشتم غدا می کشیدم رهام اومد کنارم وگفت : چیکار می کنی پسر - هیچی دارم شام می کشم رهام :چه تیپی زدی بد جنس داماد انگشت کوچیکت نمیشه - برو بابا ...

#پارت۱۵۳ امیرعلی : داشتم غدا می کشیدم رهام اومد کنارم وگفت : چیکار می کنی پسر - هیچی دارم شام می کشم رهام :چه تیپی زدی بد جنس داماد انگشت کوچیکت نمیشه - برو بابا داماد خودش متفاوته رهام : بیا بریم پیش بچه ها اونم غدا کشید ورفتیم پیش ...

۱۲ ساعت پیش
23K
کاش میشد به بعضی ها گفت

کاش میشد به بعضی ها گفت " رفیق! من این روزها حال خودم را هم نمیدانم! از 'بی معرفتی ام' دلگیر نباش! " کاش میشد به بعضی ها یک سری چیزها را فهماند، کاش میشد گفت وقتی حرفهایم را نمیفهمی، وقتی انقدر سردی که زمستانم را بی انتها کرده ای ...

۱۳ ساعت پیش
12K
#پارت ۱۵۰ امیر علی : منتظر رُز وایساده بودم داشت جلو آینه چادرش رو درست می کرد اومد کنارم وگفت : بریم ببخشی دیر شد - مهم نیست دستمو گرفت وگفت : آرمان رو بیارم ...

#پارت ۱۵۰ امیر علی : منتظر رُز وایساده بودم داشت جلو آینه چادرش رو درست می کرد اومد کنارم وگفت : بریم ببخشی دیر شد - مهم نیست دستمو گرفت وگفت : آرمان رو بیارم ؟ - نه بزار پیش مامان باشه اون لباس زیاد داره تو فعلا مهمی رُز: ...

۱۳ ساعت پیش
23K
#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_چهارم 🌾 👈 نقل🍃 کلینی🍃 و🍃 ابن قولویه🍃 گروهی از یاران امام صادق علیه السلام نزد آن حضرت بودند، یکی از بزرگان آنها عرض کردفدایت شوم، من بسیاری از اوقات امام حسین علیه السلام را ...

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_چهارم 🌾 👈 نقل🍃 کلینی🍃 و🍃 ابن قولویه🍃 گروهی از یاران امام صادق علیه السلام نزد آن حضرت بودند، یکی از بزرگان آنها عرض کردفدایت شوم، من بسیاری از اوقات امام حسین علیه السلام را یاد می کنم، در آن لحظه چه بگویم❓ فرمود: 👇 👇 👇 سه مرتبه بگو:🍃 ...

۱۴ ساعت پیش
10K
📸 کدوم عکس و می پسندید؟❤ ️⁩ . ✍ ️⁩‏اتفاق اتفاق است چه بخواهی چه نخواهی می افتد مثلا وقتی برای اولین بار اسمت افتاد روی صفحه گوشی من دقیق به یاد دارم که عهد ...

📸 کدوم عکس و می پسندید؟❤ ️⁩ . ✍ ️⁩‏اتفاق اتفاق است چه بخواهی چه نخواهی می افتد مثلا وقتی برای اولین بار اسمت افتاد روی صفحه گوشی من دقیق به یاد دارم که عهد کرده بودم دیگر وابستهِ کسی نشوم تو حرف زدی لحن صدایت دلنشین بود باران هم ...

۱۴ ساعت پیش
5K
‹کـپـشـن 👇 « شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند ؟ گره در روح و روانت به جهانت بزند ؟ » شده در خواب ببینی که تو را قرض کند ؟ بروی وَهم شوی ...

‹کـپـشـن 👇 « شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند ؟ گره در روح و روانت به جهانت بزند ؟ » شده در خواب ببینی که تو را قرض کند ؟ بروی وَهم شوی تا که تو را فرض کند ؟ شده در گوش ِ تو گوید که تو ...

۱۴ ساعت پیش
11K
به چشمهایم نگاه کن بیشتر نگاه کن ... با تمام وجود دوستت دارم با تمام وجود تو را میپرستم من که تنها تو را دارم ، جز تو کسی را نمیخواهم دلت هوای آغوشم کرده ...

به چشمهایم نگاه کن بیشتر نگاه کن ... با تمام وجود دوستت دارم با تمام وجود تو را میپرستم من که تنها تو را دارم ، جز تو کسی را نمیخواهم دلت هوای آغوشم کرده ؟ بیا که من خیلی وقت است دلم به هوای دیدنت بهانه آغوشت را کرده! ...

۱۶ ساعت پیش
23K
رمان قهوه قجری پارت55: «فرهاد» -تو میگی قبول کنم؟ لبخندی زد و پاش رو روی اون یکی پاش انداخت و گفت: -مگه نظر من برات مهمه؟! کلافه گفتم: -وقتی نظرت رو پرسیدم حتماً برام مهمه ...

رمان قهوه قجری پارت55: «فرهاد» -تو میگی قبول کنم؟ لبخندی زد و پاش رو روی اون یکی پاش انداخت و گفت: -مگه نظر من برات مهمه؟! کلافه گفتم: -وقتی نظرت رو پرسیدم حتماً برام مهمه دیگه! ابرویی بالا انداخت و گفت: -بستگی داره چجوری به قضیه نگاه کنی. مشکوک گفتم: ...

۱۶ ساعت پیش
29K
#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۰ (بعدا براتون ادامه مسابقه رو مینویسم الان فاز نمیده ;/) همچی زودگذشت...حتی نبودن های علی و انتظار های هر شب من که با خوندن پیاماش صبح میکردم شبمو .... امتحانا ترم دوم ...

#رمان_گرداب #نویسنده_خاموش #پارت۴۰ (بعدا براتون ادامه مسابقه رو مینویسم الان فاز نمیده ;/) همچی زودگذشت...حتی نبودن های علی و انتظار های هر شب من که با خوندن پیاماش صبح میکردم شبمو .... امتحانا ترم دوم هم شروع شد و یکی یکی ردشون کردم و عمومی ها رو زود تر تموم ...

۱۷ ساعت پیش
27K
نظرتون راجب متن؟! یاد گرفتم هیچگاه به کسی نگویم دوستت دارم چون میرود ..نمیخواهم بروی ..این دلیل همانند سوزنی لب هایم را میدوزد که سکوت اختیار کنم این سکوت باعث میشود شاهد دروغ هایت باشم ...

نظرتون راجب متن؟! یاد گرفتم هیچگاه به کسی نگویم دوستت دارم چون میرود ..نمیخواهم بروی ..این دلیل همانند سوزنی لب هایم را میدوزد که سکوت اختیار کنم این سکوت باعث میشود شاهد دروغ هایت باشم و سکوت کنم درحالی که درونم غوغاست چه کردی با من ای مسبب گناه سکوت! ...

۱۷ ساعت پیش
19K
نقشه‌های جهان به چه درد می‌خورند! نقشه‌ های تو‌را دوست دارم . که برای من می‌کشی خطوط مرزی و رودخانه‌ها،متروها، خانه‌ها نقشه‌ی کوچکت را دوست دارم که دیده‌بانان چهار سویش از برج مراقبت با صدای ...

نقشه‌های جهان به چه درد می‌خورند! نقشه‌ های تو‌را دوست دارم . که برای من می‌کشی خطوط مرزی و رودخانه‌ها،متروها، خانه‌ها نقشه‌ی کوچکت را دوست دارم که دیده‌بانان چهار سویش از برج مراقبت با صدای بلند با هم صحبت می‌کنند و من این‌سو تا آن‌سویش را با غلتی طی می‌کنم.. ...

۱۸ ساعت پیش
4K
نقشه‌های جهان به چه درد می‌خورند! نقشه‌ های تو‌را دوست دارم . که برای من می‌ڪشی خطوط مرزی و رودخانه‌ها،متروها، خانه‌ها نقشه‌ی کوچکت را دوست دارم که دیده‌بانان چهار سویش از برج مراقبت با صدای ...

نقشه‌های جهان به چه درد می‌خورند! نقشه‌ های تو‌را دوست دارم . که برای من می‌ڪشی خطوط مرزی و رودخانه‌ها،متروها، خانه‌ها نقشه‌ی کوچکت را دوست دارم که دیده‌بانان چهار سویش از برج مراقبت با صدای بلند با هم صحبت می‌کنند و من این‌ سو تا آن‌ سویش را با غَلتی ...

۱۹ ساعت پیش
4K
گفتم: می‌دونی دورترین آرزوم چیه؟! گفت: نه گفتم: یه جای بی‌آدمِ پُر پرنده بشینیم‌ و چای دارچین و شیرینی نخودی بخوریم. گفت: صبر کن، میریم گفتم:

گفتم: می‌دونی دورترین آرزوم چیه؟! گفت: نه گفتم: یه جای بی‌آدمِ پُر پرنده بشینیم‌ و چای دارچین و شیرینی نخودی بخوریم. گفت: صبر کن، میریم گفتم: "اگر چه صبر من از روی دوست ممکن نیست همی‌کنم به ضرورت چو صبر ماهی از آب" گفت: قشنگ بود. گفتم: بیا یه روز ...

۲۱ ساعت پیش
33K
#رمان_مثلث_برمودا پارت⑩ گفتم:نه چرا؟ -چون جواب پیامامو یا زنگامو نمیدی قطره اشکی ریخت ولی سرشو پایین گرفت وگفت:چرا؟ این دفعه حقیقتو گفتم داشت حالمو بهم میزد با این لوس بازیاش -چون خیلی لوسی چون بی ...

#رمان_مثلث_برمودا پارت⑩ گفتم:نه چرا؟ -چون جواب پیامامو یا زنگامو نمیدی قطره اشکی ریخت ولی سرشو پایین گرفت وگفت:چرا؟ این دفعه حقیقتو گفتم داشت حالمو بهم میزد با این لوس بازیاش -چون خیلی لوسی چون بی غیرتی چون منو بخاطر خودم نمیخوای چون خیلی اه اه آخرش تبدیل به داد شد ...

۲۱ ساعت پیش
25K
#پارت۳۵ #رمان_شیطان_زاده بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای 🔞 کلافه بودم و حوصلهٔ خودم را نداشتم چه برسد به این‌که به صحبت‌های او گوش دهم. بالاخره استاد به کلاس آمد و به محض شروع شدن ...

#پارت۳۵ #رمان_شیطان_زاده بدلیل سخنان باز کلامی مناسب بالای 🔞 کلافه بودم و حوصلهٔ خودم را نداشتم چه برسد به این‌که به صحبت‌های او گوش دهم. بالاخره استاد به کلاس آمد و به محض شروع شدن تدریس، سارا هم رضایت داد سکوت کند. آن روز که چیزی از درسی که استاد ...

۱ روز پیش
66K
#عشق_باطعم_تلخ #part148 قرار شد از فردا خرید عروسیمون رو شروع کنیم؛ این‌قدر ذوق داشتم که نگو داشتم، به پرهام می‌رسیدم، در مقابل تمام اون‌هایی که جدایی مارو می‌خواستن، موفق شده بودیم. صبح گروهی رفتیم پاساژ، ...

#عشق_باطعم_تلخ #part148 قرار شد از فردا خرید عروسیمون رو شروع کنیم؛ این‌قدر ذوق داشتم که نگو داشتم، به پرهام می‌رسیدم، در مقابل تمام اون‌هایی که جدایی مارو می‌خواستن، موفق شده بودیم. صبح گروهی رفتیم پاساژ، آرش و پرینازم بودند اول از لباس شروع کردیم بعد انگشتر و گردنبند ست برای ...

۱ روز پیش
35K
#عشق_باطعم_تلخ #part147 عصبی پوفی کشیدم. - اذیت نکن! وسط خیابون که خلوت بود، نشستم. - وسط خیابون نشستم، بزار ماشین‌ها زیرم کنن راحت شی. بلند خندید. - هر کاری من می‌گم بکنی، میام دنبالت. بلند ...

#عشق_باطعم_تلخ #part147 عصبی پوفی کشیدم. - اذیت نکن! وسط خیابون که خلوت بود، نشستم. - وسط خیابون نشستم، بزار ماشین‌ها زیرم کنن راحت شی. بلند خندید. - هر کاری من می‌گم بکنی، میام دنبالت. بلند شدم... - اگه دروغ بگی نیایی من می‌دونم و تو! - من و دورغ؟! خودت ...

۱ روز پیش
22K
#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_سوم در تمام این ماجرایی که برای امام حسین علیه السّلام اتّفاق افتاده، کجایش اوج مقتل است ⁉ ️ عمّان این‌طوری می‌گوید 👈 حضرت یک نگاهی کرد که دیگر چه مانده در دستش، صدای علی‌اصغر ...

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_سوم در تمام این ماجرایی که برای امام حسین علیه السّلام اتّفاق افتاده، کجایش اوج مقتل است ⁉ ️ عمّان این‌طوری می‌گوید 👈 حضرت یک نگاهی کرد که دیگر چه مانده در دستش، صدای علی‌اصغر را شنید، گفت این خودش است. امام حسین یک جمله گفته که این را هیچ‌جا ...

۱ روز پیش
31K
#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_سوم 🔰 علت دشمنی با سیدالشهدا 🔰 محور دوم بحث، اینکه 👈 چه چیزی باعث شد که یک عده جلوی حجت خدا اباعبدالله بایستند ❓ امام صادق در یک جمله در زیارت اربعین جمع‌بندی کردند ...

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_سوم 🔰 علت دشمنی با سیدالشهدا 🔰 محور دوم بحث، اینکه 👈 چه چیزی باعث شد که یک عده جلوی حجت خدا اباعبدالله بایستند ❓ امام صادق در یک جمله در زیارت اربعین جمع‌بندی کردند 👈 وَ قَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ باعَ حَظَّهُ بِالاْرْذَلِ الاَدْنی، وَ شَری ...

۱ روز پیش
21K