نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت ...

روی کاناپه ولو شده بودم و داشتم بوی قهوه ی کهنه که داغ شده بود را استشمام میکردم. صدای سکوت از همه جای خانه به گوش میرسید، حتی میشد صدای ذرات معلق موجود در کابینت را هم شنید! این ساعت از شب که در آن گیج میخوردم اصلا زمان خوبی ...

۹ ساعت پیش
29K
من سیبزمینی هستم #پارت_نهم حین خوردن ماکارونی مجتبی گفت که یه چیزی میخاد بهم بگه... وقتی اسرار کردم که چی گفت بعد غذا بهم میگه. عذا رو که خوردیم ظرفا رو جمع کردمو شستم. مجتبی ...

من سیبزمینی هستم #پارت_نهم حین خوردن ماکارونی مجتبی گفت که یه چیزی میخاد بهم بگه... وقتی اسرار کردم که چی گفت بعد غذا بهم میگه. عذا رو که خوردیم ظرفا رو جمع کردمو شستم. مجتبی هم توی هال با گوشیش ور میرفت. بعد شستن ظرفا رفتم و کنارش نشستم. پرسیدم ...

۱۴ ساعت پیش
35K
چون از علم اقتصاد سر درنمی آورم – پس فلان فلان اخوندها این یک حقیقت در جامعه می باشد که بسیاری افراد نه از سیاست چیزی سر در می آورند و نه از اقتصاد اما ...

چون از علم اقتصاد سر درنمی آورم – پس فلان فلان اخوندها این یک حقیقت در جامعه می باشد که بسیاری افراد نه از سیاست چیزی سر در می آورند و نه از اقتصاد اما اما چنان در برخی دورهمی های شان در خانه ها و یا جاهای دیگر از ...

۱۵ ساعت پیش
27K
#اشک حسرت #پارت ۱۷۶ آسمان : موهام خیسه با اخم برگشت نگام کرد سعید: آسمان مگه بچه ای اگه سرما بخوری چی - موهام رو خشک کردم فقط یکم پشت موهام خیسه کاپشنشو در اورد ...

#اشک حسرت #پارت ۱۷۶ آسمان : موهام خیسه با اخم برگشت نگام کرد سعید: آسمان مگه بچه ای اگه سرما بخوری چی - موهام رو خشک کردم فقط یکم پشت موهام خیسه کاپشنشو در اورد گذاشت رو پاهام خندیدم وگفتم : چقدر با مزه شدی سعید سعید:چطور ؟ لباس با ...

۱ روز پیش
79K
#رویای_غیرممکن #پارت19 #قسمت1 بعد از اینکه از اتاق بنگ شی هیوک دور شدیم؛ همه دخترا شروع کردن به جیغ و داد و بغلم کردن. لیسا تقریبا داد زد : وواااااییی بالاخره میتونی بیایی و با ...

#رویای_غیرممکن #پارت19 #قسمت1 بعد از اینکه از اتاق بنگ شی هیوک دور شدیم؛ همه دخترا شروع کردن به جیغ و داد و بغلم کردن. لیسا تقریبا داد زد : وواااااییی بالاخره میتونی بیایی و با ما زندگی کنیییی ههووورراااا!!!!. رزی هم جوری منو بغل کرده بود که به زور میتونستم ...

۱ روز پیش
100K
کپشن 👇 «تو فرشته داری؟» صداش هنوز تو گوشم پخش میشه. تو تاکسی دیدمش. پنج ، شش سالش بود. یه عروسک گرفته بود تو بغلش و داشت واسش لالایی می خوند.‌‌ مادرش داشت با تلفن ...

کپشن 👇 «تو فرشته داری؟» صداش هنوز تو گوشم پخش میشه. تو تاکسی دیدمش. پنج ، شش سالش بود. یه عروسک گرفته بود تو بغلش و داشت واسش لالایی می خوند.‌‌ مادرش داشت با تلفن حرف می‌زد و منم سرم تو گوشی بود. انقدر با عشق برای عروسکش لالایی می ...

۱ روز پیش
84K
❤ حمیرا یک ساعت بعد زنگ زد و گفت: ارغوان یه استخر تمیز نزدیک خونه ی ما باز شده . من پیاده ام میتونم برم. آدرس میدم تو بیا. گفتم باشه . نهار ، مامان ...

❤ حمیرا یک ساعت بعد زنگ زد و گفت: ارغوان یه استخر تمیز نزدیک خونه ی ما باز شده . من پیاده ام میتونم برم. آدرس میدم تو بیا. گفتم باشه . نهار ، مامان جانم کتلت پخته بود که الهی فداش بشم انقدر خوشمزه غذا میپره. بدون در نظر ...

۱ روز پیش
91K
🌹 🌹 من دوستت دارم دیونه #پارت۲۳ #-خانم رضایی بابای من فلجه مامان بزرگمم نمیتونه جابه جاش کنه بایدبرم... -براچندوقت؟؟ -چهار روز.. -باشه ولی حقوقتو کامل نمیگیری..مشکلی که نداری.. -نه ..میتونم برم؟؟ -بله بفرما...از اتاق ...

🌹 🌹 من دوستت دارم دیونه #پارت۲۳ #-خانم رضایی بابای من فلجه مامان بزرگمم نمیتونه جابه جاش کنه بایدبرم... -براچندوقت؟؟ -چهار روز.. -باشه ولی حقوقتو کامل نمیگیری..مشکلی که نداری.. -نه ..میتونم برم؟؟ -بله بفرما...از اتاق بیرون رفتم..نیلوفر جلوم قرارگرفت . -سلام آقای جهانبخش... -سلام. -راستش ..م..میخواستم بابت اون حرفا ازتون ...

۱ روز پیش
75K
رمان روی دیگر زندگی #پارت_پانزدهم لبخند دندون نمایی به روش زدم. آرشام چند مین بهم خیره شد و با لبخند گفت: _خنده هات خیلی دلبره ها و به دنبال حرفش اتاقو ترک کرد . با ...

رمان روی دیگر زندگی #پارت_پانزدهم لبخند دندون نمایی به روش زدم. آرشام چند مین بهم خیره شد و با لبخند گفت: _خنده هات خیلی دلبره ها و به دنبال حرفش اتاقو ترک کرد . با ذوق جیغ خفه ای زدمو دستامو به حالت هورا بالا و پایین میبردمو زیر لب ...

۱ روز پیش
62K
❤ ❤ دستمو زدم زیر چونه ام و استفهام امیز نگاهش کردم. اون همینجوری داشت حرف میزد و در مدح من جملات زیبا میگفت . دیگه حوصلم سر رفت و گفتم : خشایار چی میخوای ...

❤ ❤ دستمو زدم زیر چونه ام و استفهام امیز نگاهش کردم. اون همینجوری داشت حرف میزد و در مدح من جملات زیبا میگفت . دیگه حوصلم سر رفت و گفتم : خشایار چی میخوای ؟ سیخ نشست و گفت : به شهریار میگی فردا ماشینشو بده به من ؟ ...

۱ روز پیش
62K
از نهار ظهر انقدر سیر بودم که مامان برای شام صدام کرد نرفتم پایین و تو اتاقم موندم ! پای لب تاپم بودم که گوشیم روشن شد . حمیرا بود، دوست دوران راهنماییم که تا ...

از نهار ظهر انقدر سیر بودم که مامان برای شام صدام کرد نرفتم پایین و تو اتاقم موندم ! پای لب تاپم بودم که گوشیم روشن شد . حمیرا بود، دوست دوران راهنماییم که تا الان کنارم بود .نوشته بود : بیداری؟ _ آره . چطوری؟ +خوبم . چطور بود ...

۱ روز پیش
81K
۱ روز پیش
79K
پارت چهارم بک با اخم واضحی پرسید که جوابش یه پوزخند واضح تر شد. اون حتی اسم این یارویی که اورده بود تحویلش بده رو نمیدونست اون وقت طرف انقد رو داشت که داشت تحقیرش ...

پارت چهارم بک با اخم واضحی پرسید که جوابش یه پوزخند واضح تر شد. اون حتی اسم این یارویی که اورده بود تحویلش بده رو نمیدونست اون وقت طرف انقد رو داشت که داشت تحقیرش میکرد. -حواست باشه تو چشم کسی درنیای. سرت رو بنداز پایین کارت رو بکن. زدن ...

۱ روز پیش
56K
💖 کرامت امام رضا در حق دزد💖 تو تبریز و قبل انقلاب یه گروه تصمیم گرفتن برن پابوس امام رضا، رئیس کاروان چند روز قبل حرکت تو خواب دید که امام رضا فرمودند داری میای ...

💖 کرامت امام رضا در حق دزد💖 تو تبریز و قبل انقلاب یه گروه تصمیم گرفتن برن پابوس امام رضا، رئیس کاروان چند روز قبل حرکت تو خواب دید که امام رضا فرمودند داری میای ابراهیم جیب بر رو هم باخودت بیار. ((ابراهیم جیب بر کی بود؟؟؟؟: از اسمش معلومه ...

۱ روز پیش
122K
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین شهید سید علی موسوی، شهید شاه مراد بریموندی، شهید ناصر جهانی، شهید مهرعلی تندرو، شهید یوسف آبروشن، ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین شهید سید علی موسوی، شهید شاه مراد بریموندی، شهید ناصر جهانی، شهید مهرعلی تندرو، شهید یوسف آبروشن، شهید کاظم سجادیان، شهید قربان علی پورامینایی، شهید بختیار کلهر، شهید علی احسان کرباسی، شهید ...

۱ روز پیش
56K
#اشک حسرت #پارت ۱۷۳ آسمان : سعیدم اجب آدم بی احساسی بود هان مثلا اگه کنارم می موند وحرف می زدیم چی می شد پففف بی احساس رفتم کنار بچه ها سعید داشت چای می ...

#اشک حسرت #پارت ۱۷۳ آسمان : سعیدم اجب آدم بی احساسی بود هان مثلا اگه کنارم می موند وحرف می زدیم چی می شد پففف بی احساس رفتم کنار بچه ها سعید داشت چای می خورد اخمی کرد ونگام کردمی خواست کار خودمو تکرار کنه لبخند زدم وبا فاصله ازش ...

۲ روز پیش
116K
رمان: من گلابی نیستم ❤ پارت۱۰ مهدیس : آتش... که همون لحظه آتش اومد جلوی درو وقتی که مهدیسو دید کلی تعجب کردو گفت من : مهدیس تو اینجا چیکار میکنی ؟؟ مهدیس: وایییی آتش!! ...

رمان: من گلابی نیستم ❤ پارت۱۰ مهدیس : آتش... که همون لحظه آتش اومد جلوی درو وقتی که مهدیسو دید کلی تعجب کردو گفت من : مهدیس تو اینجا چیکار میکنی ؟؟ مهدیس: وایییی آتش!! بعدم بدو بدو پرید بغل آتش. منم همچین غیرتی شدم که نگووو!!😑 من : آهای ...

۲ روز پیش
149K
اولین قسمت پارت ارغوان واااای! چقدر شلوغه... من‌نمیدونم یه ختنه سرون انقدر بریز و بپاش و شلوغ کاری داره اخه؟ چقدرم که گرمه !! از بالای پله های خونه ی قدیمی عزیز جون تو حیاط ...

اولین قسمت پارت ارغوان واااای! چقدر شلوغه... من‌نمیدونم یه ختنه سرون انقدر بریز و بپاش و شلوغ کاری داره اخه؟ چقدرم که گرمه !! از بالای پله های خونه ی قدیمی عزیز جون تو حیاط رو نگاه کردم که همه مشغول بودن ! یه سری مشغول آبکش کردن برنج ! ...

۲ روز پیش
120K
┏━ 🕋 ﷽ 🕋 ━┓ #دین_واندیشه #راه های استجابت دعا #بخش_دوم در روایات اسلامی به عواملی به عنوان مقدمات استجابت دعا اشاره شده است که چند مورد آن را بیان می کنیم : 1- مقدمات ...

┏━ 🕋 ﷽ 🕋 ━┓ #دین_واندیشه #راه های استجابت دعا #بخش_دوم در روایات اسلامی به عواملی به عنوان مقدمات استجابت دعا اشاره شده است که چند مورد آن را بیان می کنیم : 1- مقدمات دعا باید با استغفار و نام بردن خداوند به اسماء حسنی و صلوات فرستادن بر ...

۲ روز پیش
58K