ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت بیست و دو #بی حجابی باعث چشم سفید بودن یه دختر نمیشه... دخترو پسر ...

#پارت بیست و دو #بی حجابی باعث چشم سفید بودن یه دختر نمیشه... دخترو پسر هیچ فرقی باهم ندارن
کلا اومدنم به این جا طرز زندگیمو عوض کرد و فکرمو خیلی باز کرد
استاد اومد سرکلاس و به خودم اومدم داشت درس میداد و منو امیلی داشتیم گوش میدادیم و جزوه مینوشتیم ....
***********************
حدودا یک ماه از دانشگاه میگذشت خیلی با امیلی صمیمی شده بودیم باهم میرفتیم و میومدیم
تو سلف دانشگاه نشسته بودیم و حرف میزدیم
من:امیلی هفته دیگه که کلا بخواطر کریسمس تعطیله خب کجا بریم؟
امیلی:من میگم بریم هاوایی من تاحالا چند بار رفتم خیلی جای خوشکلیه
من:موافقم بریم
امیلی:واااای میدونی چقده سر به سر استادا نزاشتم خسته شدم از این یکنواختی
من:چرا ؟
امیلی :رزا روزا همش مثل همه حوصلم سر رفته باید امروز یه کاری کنم
من:چیکار؟؟
امیلی :رزا عجب اعجوبه ای هستی خب باید فکر کنم....
من : باشه فکر کن
امیلی :فهمیدم پاشو بریم الان کلاس شروع میشه
من:باااااااااااشـــــــــــهـ
امیلی از بوفه دانشگاه یه بسته ادامس گرفت و رفتیم
اومدیم تو کلاس هیچ کس نبود
من:مگه نگفتی کلاس شروع شده
امیلی :من گفتم الان شروع میشه نگفتم شروع میشه
من:خب حالا که هیچ کس سر کلاس نیس
امیلی:خب عاقل اگه بود که نمیتونستم کاری رو انجام بدم
من:چیکار میخوای انجام بدی ؟
امیلی : حالا میفهمی
من نشستم جزومو بیرون آوردم و مطالعه کردم اصولا بچه درس خونی بودم و اروم خیـــــــــلی اروم و مظلوم بودم
بعد از ربع ساعت همه بچه ها اومدن تو کلاس و پنج دیقه بعدش استاد اومد یه چشم غره به امیلی رفتم
امیلی:ها چیه چرا اینجوری نگام میکنی؟
من :دقیقا ربع ساعت منو علاف مسخرهـ بازیات کردی!
امیلی :خب عاقل اگه یکی زود میومد تو کلاس که آبروم میرفت میفهمیدن من بودم
من:ایــــی خدا همه ی مریضا رو شفا بده
امیلی :از جمله تو
من:بی ادب
امیلی :خودتی  راستی یه فحش ایرانی یادم بده !
من:چی یادت بدم ؟؟؟؟
امیلی :یه چیزی که در حد ناموسی نباشه ولی مودبانه ام نباشه
من:امـمممممممممممممممم خب گودزیلا  ، بوزینه ،روانی ،ازگل،خاک برسر و... هنوز بگم؟
امیلی :نه ازگل و گودزیلاهه باحال بودن همینا خوبه
یه چیزی که باربد یادم داده بود اورانگوتان وافسار گسیخته بود که اینا رو هم بهش یاد دادم ولی همون دوتا رو پسندید
*******
استاد  سلام احوال پرسی کرد و درس رو شروع کرد و رفت نشست دوباره اومد درس بده که امیلی پقی زد زیر خنده و بعدش یکی یکی بقیه زدن زیر خنده منم هاج و واج نگاه امیلی میکردم یکی زد پس کله ام پشت استادو نشون دادو منم پقی زدم زیر خنده داشتم از خنده میمردم  استاد برگشت یه نگاه به ما کرد و گفت ســـــــــــــــــاکــــــــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــــ
به چی میخندین؟؟؟

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...