ویژه کنید
عکس و تصویر #پارت #دوم #زندگے مریم !! قسمت دوم هیچ وقت دردشونو نفهمیدم. همیشه یه سوژه برای ...

#پارت #دوم #زندگے مریم !!



قسمت دوم
هیچ وقت دردشونو نفهمیدم.
همیشه یه سوژه برای دعواهاشون داشتن .
منم این وسط از صدای دعواهای اونا سر سام میگرفتم . کلافه میشدم.
هیچ وقت طعم خوشبختی و آسایشو ندیدم.
تمام کودکی هام با دعوای پدر مادرم گذشت .
هر زمان که میومدم حرفی بزنم یا چیزی یخوام ، حوصلمو نداشتن .
سر خورده شده بودم و وقتایی که اتاقم تنها بودم با خودم حرف میزدم.
هر روز به هم گیر میدادن.
حتی سرما و گرمای هوا هم باعث دعواشون میشد.
به قول خودشون از اول زندگیشوم مشکل داشتن و فقط تنها وجود من باعث شده بود که تا این جا با هم زندگی کنن .
بالاخره من که هشت سالم شد تصمیم گرفتن جدا بشن.
چون دیگه واقعا نمیتونستن کنار هم زندگی کنن.
جالب اینکه سر اینکه من پیش کدومشون بمونم هم دعوا داشتن.
پدرم میگفت اگر تورا بیارم پیش خودم مادرت پررو میشه.
مادرمم میگفت اگر بیای پیش من پدرت خیلی آزاد میشه و هر غلطی دلش میخواد میکنه.
این وسط من فقط سکوت میکردم .
مثل توپ فوتبال منو پاس میدادن به هم که آخرشم دادگاه خودش حضانتمو به بابا سپرد . بابامم از لج مامانم میگفت :
_ مریم پیشم میمونه و با مریم به غلطام میرسم .
اما لج مامانم در نمیومد.
میگفت بابات همیشه اینجوری میگه که حرص منو در بیاره.
میدونم کاری به کارت نداره.
و از اینکه کنارشی اصلا ناراحت نیست.
مادرمم یکسال بعد از جدایی از پدرم با رئیس بانکشون ازدواج کرد و با هم رفتن خارج و چند سالی اونجا بودن و بعد دوباره برگشتن ایران .
تا قبل از اینکه از ایران بره هر هفته به دیدارم میومد ...

نظراتتونو برام بنویسید ^^💜

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...