نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

ماه من غصه چرا ؟! تو مرا داری و من ، هر شب و روز ، آرزویم همه خوشبختی توست 👤 قیصر امین پور

ماه من غصه چرا ؟! تو مرا داری و من ، هر شب و روز ، آرزویم همه خوشبختی توست 👤 قیصر امین پور

۳۹ دقیقه پیش
1K
سفر کردی کجا رفتی چرا تنها چرا بی من

سفر کردی کجا رفتی چرا تنها چرا بی من" نگفتی سخته دلتنگی نگفتی زوده این رفتن" به دنبال چه پایانی خلاف جاده ایستادی" چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی " چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم" کجای قصه بد بود کجای قصه بد کردم" تو خواستی ...

۴۴ دقیقه پیش
2K
حکایتِ بارانِ بی امان است این گونه که من دوستت می‌دارم ... شوریده وار و پریشان باریدن بر خزه ها و خیزاب‌ها به بی‌راهه و راه‌ها تاختن بی‌تاب ٬ بی‌قرار دریایی جستن و به سنگچین ...

حکایتِ بارانِ بی امان است این گونه که من دوستت می‌دارم ... شوریده وار و پریشان باریدن بر خزه ها و خیزاب‌ها به بی‌راهه و راه‌ها تاختن بی‌تاب ٬ بی‌قرار دریایی جستن و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن و تو را به یاد آوردن حکایت بارانی بی‌قرار است ...

۵۰ دقیقه پیش
3K
ولی من هرگز کسی که به خاطرم گریه کرده بود را ترک نمی‌کردم 👤 ایلهان برک

ولی من هرگز کسی که به خاطرم گریه کرده بود را ترک نمی‌کردم 👤 ایلهان برک

۵۸ دقیقه پیش
2K
پارت پنجاه و دو # چڪاوڪــ : که یه جیغ پدر مادر دار کشیدم ک سورن دستاشو گذاشت رو گوشش و داد زد : چتتتته باباااا کر شدم چکاوک : خب منم ترسیدم مث جن ...

پارت پنجاه و دو # چڪاوڪــ : که یه جیغ پدر مادر دار کشیدم ک سورن دستاشو گذاشت رو گوشش و داد زد : چتتتته باباااا کر شدم چکاوک : خب منم ترسیدم مث جن بو داده ظاهر میشی قلبم اومد تو دهنم سورن : تو زیادی رفته بودی تو ...

۵۹ دقیقه پیش
6K
چہ آرامشے در مـن است وقتے با منی و چہ آشوبیده ام بے تـــــو دور نشو .. مـرا از من نڪَیر من حوالے تو بودن را دوست دارم

چہ آرامشے در مـن است وقتے با منی و چہ آشوبیده ام بے تـــــو دور نشو .. مـرا از من نڪَیر من حوالے تو بودن را دوست دارم

۱ ساعت پیش
2K
از بودنت برایم عادتی ساختی که هرگز بی تو بودڹ را باور ندارم... همیشہ یادت در فکرم... مهرت در قلبم... و عطرت در لحظه هایم جاری ست ●•°✾🌷 ✾°•●

از بودنت برایم عادتی ساختی که هرگز بی تو بودڹ را باور ندارم... همیشہ یادت در فکرم... مهرت در قلبم... و عطرت در لحظه هایم جاری ست ●•°✾🌷 ✾°•●

۱ ساعت پیش
1K
بوی لاکِ قرمز، پتویِ تازه از خشکشویی آمده بویِ چند تارِ موی کوتاهِ جامانده در شانه ... بویِ کاغذهای مُچاله شده... شال های رنگی چروک و سقف ترک خورده! بویِ تندِ فکر کردن به تو ...

بوی لاکِ قرمز، پتویِ تازه از خشکشویی آمده بویِ چند تارِ موی کوتاهِ جامانده در شانه ... بویِ کاغذهای مُچاله شده... شال های رنگی چروک و سقف ترک خورده! بویِ تندِ فکر کردن به تو ....❤ پنجره را باز می کنم ... کاغذها را باد میبرد لاک قرمز می پرد ...

۱ ساعت پیش
2K
کنار آشیانه تو اشیانه می کنم... آشیانه را پر از ترانه می کنم... می پرسند برای چه زنده ای؟؟... من تو را برای زندگی بهانه می کنم...

کنار آشیانه تو اشیانه می کنم... آشیانه را پر از ترانه می کنم... می پرسند برای چه زنده ای؟؟... من تو را برای زندگی بهانه می کنم...

۱ ساعت پیش
947
پارت پنجاه و یک #چڪاوڪــ : برو فقط ریختت نبینم (وجدان : تو ک اصلا ریختمو ندیدی ک الان نخوای ببینی ) : با من بحث نکن برو گمشو کپه ی مرگتو بزار .بعد وجدان ...

پارت پنجاه و یک #چڪاوڪــ : برو فقط ریختت نبینم (وجدان : تو ک اصلا ریختمو ندیدی ک الان نخوای ببینی ) : با من بحث نکن برو گمشو کپه ی مرگتو بزار .بعد وجدان گورشو گم کرد منم دوباره از سر تا کمر رفتم تو کمد و هر چی ...

۱ ساعت پیش
8K
پاییز که می شود 🍂 دلم بد هوایت را میکند 🙄 به بودنت سخت محتاج میشوم و دلم برایت تنگ تر میشود 😔 راست می‌گویند که فصلِ عاشقی رسیده است 💕 و من هم عاشق ...

پاییز که می شود 🍂 دلم بد هوایت را میکند 🙄 به بودنت سخت محتاج میشوم و دلم برایت تنگ تر میشود 😔 راست می‌گویند که فصلِ عاشقی رسیده است 💕 و من هم عاشق تر از قبل 😻 در این هوایِ پاییزی دونفره ...فقط به یک « تو » ...

۱ ساعت پیش
4K
محبوب من من تنهایم بی تو هیچ کاری نمی توانم بکنم دیگر شعری هم نمی توانم بنویسم و این تنهایی تلخ است تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دستهای بریده به پیانو می نگرد. ...

محبوب من من تنهایم بی تو هیچ کاری نمی توانم بکنم دیگر شعری هم نمی توانم بنویسم و این تنهایی تلخ است تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دستهای بریده به پیانو می نگرد. #رسول_یونان

۱ ساعت پیش
2K
#لک _لک_ها #بخون کتاب، قصه خواستن و توانستن است. در روستایی دور افتاده که فقط شش بچه مدرسه ای دارد، روستایی که آنقدر آب شور دریا در هوا و آسمانش هست که هیچ دار و ...

#لک _لک_ها #بخون کتاب، قصه خواستن و توانستن است. در روستایی دور افتاده که فقط شش بچه مدرسه ای دارد، روستایی که آنقدر آب شور دریا در هوا و آسمانش هست که هیچ دار و درختی در زمینش نمانده، تنها دختر مدرسه فکر می کند چرا لک لکها در روستای ...

۱ ساعت پیش
6K
به آرامش می رسی ؛ اگر هیچ کس را برای چیزی که هست و کاری که می کند ، سرزنش نکنی . اگر آستانه ی تحملت را بالا ببری و بپذیری آدم ها متفاوت اند ...

به آرامش می رسی ؛ اگر هیچ کس را برای چیزی که هست و کاری که می کند ، سرزنش نکنی . اگر آستانه ی تحملت را بالا ببری و بپذیری آدم ها متفاوت اند و قرار نیست همه ، بابِ سلیقه ی تو باشند . بپذیری رفتار دیگران ، ...

۱ ساعت پیش
3K
من تو را مثل آخرین روز هفته... مثل پنج دقیقه خواب بیشتر... مثل یک صبحانه ی دورهمی... مثل بوی سنگک داغ... دوست دارم..ِِ🍃 ❤ من تو را مثل یک چای دنج و گرم... مثل یک ...

من تو را مثل آخرین روز هفته... مثل پنج دقیقه خواب بیشتر... مثل یک صبحانه ی دورهمی... مثل بوی سنگک داغ... دوست دارم..ِِ🍃 ❤ من تو را مثل یک چای دنج و گرم... مثل یک صندلی کنار شومینه... مثل یک کلبه ی چوبی در دل جنگل دوست دارم.🍃 ❤ ...

۱ ساعت پیش
2K
من که جز همنفسی با تو ندارم هوسی با وجود تو چرا دل بسپارم به کسی

من که جز همنفسی با تو ندارم هوسی با وجود تو چرا دل بسپارم به کسی

۱ ساعت پیش
1K
محبوب من من تنهایم بی تو هیچ کاری نمی توانم بکنم دیگر شعری هم نمی توانم بنویسم و این تنهایی تلخ است تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دستهای بریده به پیانو می نگرد. ...

محبوب من من تنهایم بی تو هیچ کاری نمی توانم بکنم دیگر شعری هم نمی توانم بنویسم و این تنهایی تلخ است تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دستهای بریده به پیانو می نگرد. #رسول_یونان

۱ ساعت پیش
1K
شاید من ضعیف بودم‌ شاید من راه ‌و رسمش را بلد نبودم من برایش هر چه که از عاشقی میدانستم گفتم و نوشتم من با چشم‌هایش زندگی کردم با نفسش نفس کشیدم خندید ،،، خندیدم ...

شاید من ضعیف بودم‌ شاید من راه ‌و رسمش را بلد نبودم من برایش هر چه که از عاشقی میدانستم گفتم و نوشتم من با چشم‌هایش زندگی کردم با نفسش نفس کشیدم خندید ،،، خندیدم غم داشت من به جایش گریه کردم دیگر عاشقی چگونه بود که من نمیدانستم راه ...

۱ ساعت پیش
3K
🔸 ️بعضی‌‌ها در فضای فتنه، این جمله «کن فی الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب» را بد می‌فهمند و خیال می‌کنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه ...

🔸 ️بعضی‌‌ها در فضای فتنه، این جمله «کن فی الفتنة کابن اللّبون لا ظهر فیرکب و لا ضرع فیحلب» را بد می‌فهمند و خیال می‌کنند معنایش این است که وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بکش کنار.. حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستی روشنگری ...

۱ ساعت پیش
6K
وقتی گفتم : دوستت دارم می دانستم که شورش کرده ام بر قبیله ام و به صدا در اورده ام شیپور رسوایی را ! می خواستم تخت ستم را واژگون کنم تا جنگل ها برویند ...

وقتی گفتم : دوستت دارم می دانستم که شورش کرده ام بر قبیله ام و به صدا در اورده ام شیپور رسوایی را ! می خواستم تخت ستم را واژگون کنم تا جنگل ها برویند دریا ها آبی تر شوند و ازاد گردند - تمام کودکان جهان اتمام عصر بربریت ...

۱ ساعت پیش
5K