ویژه کنید
عکس و تصویر #زوال_عشق🍃 #پارت_هفتاد_و_شیش🍃 #مهدیه_عسگری🍃 با صدای سلام و احوال پرسی اروم از کنار پرده اشپزخونه به ...

#زوال_عشق🍃 #پارت_هفتاد_و_شیش🍃 #مهدیه_عسگری🍃

با صدای سلام و احوال پرسی اروم از کنار پرده اشپزخونه به پذیرایی زل زدم....اشپزخونه جایی بود که از آشپزخونه به پذیرایی دید داشتی ولی از پذیرایی به اشپزخونه دید نداشتی.....

اول آقای حشمتی وارد شد....یه مرد قد بلند و چارشونه با موهای جوگندمی و چشمای درشت آبی.....خیلی مرد با شخصیتی بود.....

بعد سیمین خانوم وارد شد....یه زن ریزه میزه لاغر باپوست سفید و چشمای درشت قهوه ای که خیلی خوشگل بودن.....

بعدم خواهرش وارد شد که همسن خودم بود و فتوکپی سیمین خانوم بود و اسمش نازنین بود....

بعدم اصل کاری یعنی امیر وارد شد....امیر به عنوان یه مرد خیلی خوشگل بود....پوست گندمی و چشمای خوشحالت آبی خوشرنگ و دماغ قلمی و لبای متوسط و موهای لخت و پرپشت کوتاه مشکی که همیشه رو به بالا میزدشون.....

قد بلند و هیکل چارشونش و از آقای حشمتی به ارث برده بود و خودشم باشگاه میرفت و دیگه حسابی خوش هیکل شده بود.....یه دست کت و شلوار شیک مشکی هم تنش بود که حسابی بهش میومد...

چند دقیقه تو آشپزخونه بودم داشتم مگس می پروندم که با صدای مامان به خودم اومدم:هانا جان عزیزم چایی ها رو بیار.....

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...