ویژه کنید
عکس و تصویر #کامنت مثه همیشه در قفل یه برگه ../ورود ممنوع/.. من پشت اون دیواره خاکستری و ...

#کامنت
مثه همیشه در قفل
یه برگه ../ورود ممنوع/..
من پشت اون دیواره خاکستری و فقط حس کردم
ندیدم..لمس نکردم..اما شنیدم!
شنیدم صدای ارومه دختریو که شبا ناله میکرد..
نمیدونم چی میگفت ..ولی اون تنها ساکنه این بخشه تیمارستانه ...
میگن کسی که تو این اتاقه یه دیوانس!
تق تق
فقط سکوت از پشت دیوار..
خب مثه اینکه هنوز نمیخواد جواب بده ...
مثه هرشب تکیه به در دادم همونجوری اومدم پایین و نشستم ..
داشتم گیجه خواب میشدم اما هنو این زنجیر های در کمرمو اذیت میکرد،فضای چرک و کثیفی شده بود انگار تنها کسی ک اینجا رفت و امد داشت من بودم
ساعت 2:17 شب
صدای خراش یکی داشت روی چوب در دست میکشید..
فقط گوشمو به در چسبوندم یه صدای اروم..
نفهمیدم چی میگفت
گذشت.
هر شب بلند تر از قبل
من به این صداها عادت کردم
ینی یجور عشق بود تو وجودم کسی که اونور در بودو پرستش میکردم زندگیمو ازم گرفته بودو با خودش برده بود پشته در
هر روز اونجا بودم ک شاید حداقل باهام حرف بزنه
اما نه مخاطبش من نبودم..
دلم میخواست بامن باشه اون کسی که منو دلبنده این درو زنجیر کرده..
میخواستم درو بشکنم
هر کاری کردم نشد
مشتامو رو دیوار خورد کردم
از دستام خون میریخت
اشک.!
اشکم سرازیر شد گفتم د لنتی یه حرفی بزن
من چند ساله عاشقه یه زندانیم !یه روانـــی..
نمیخوای بگی دلت برام تنگ میشه یا ن؟
نمیخوای بدونی اونی که هر شب باصدات اروم میشه کیه؟
زجه زدم... فریاد ..اشک..
بگ...ب.گر...ه..می.ش.
صداش کم کم واضح میشد!
بلند تر ..
بلند تر..
خاکم کرد
مغزم هنگ و
دلم لرزید
گفت:بگو برگرده تا دیونه نباشم...
ب قلم @pouya_17000
#کپی_ممنوع

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...