نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#فصل_دوم #پارت_یازدهم #من_و_تنهایی دلم میخواست چشمامو ببندم ببینم بالاخره بهش رسیدم! ولی امکان نداشت :) اوهوم...زندگیم خیلی سخت شده :) دلم از همه چی گرفته.... چی میشه برم پیشِ مامان و بابام ؟ :) امیر ...

#فصل_دوم #پارت_یازدهم #من_و_تنهایی دلم میخواست چشمامو ببندم ببینم بالاخره بهش رسیدم! ولی امکان نداشت :) اوهوم...زندگیم خیلی سخت شده :) دلم از همه چی گرفته.... چی میشه برم پیشِ مامان و بابام ؟ :) امیر : مارال چیشده ؟ چرا گریه میکنی؟! تا به خودم اومدم دیدم امیر راست میگه ...

۱۳ ساعت پیش
30K
در من هزار حرف نگفته هزار درد نهفته هزاران هزار دریا هر لحظه در تپیدن و طغیانند در من هزار آهوی تشنه در خشکسال دشت پریشانند در من پرندگان مهاجر ترانه های سفر را در ...

در من هزار حرف نگفته هزار درد نهفته هزاران هزار دریا هر لحظه در تپیدن و طغیانند در من هزار آهوی تشنه در خشکسال دشت پریشانند در من پرندگان مهاجر ترانه های سفر را در باغ های سوخته می خوانند با من که در بهار خزانم قصه های فراوانی ست ...

۶ روز پیش
134K
خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم گاه و ...

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم گاه و بیگاه شقیقه ست و تفنگی که منم قرص ماهی که تو باشی و پلنگی که ...

۳ هفته پیش
138K
بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟ گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟ تو که ویرانه کننده است غمت می دانم خوردن غصّه و ویرانه شدن را بلدی؟ آنقدر سوخته قلبم که قلم ...

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟ گرمی ثانیه ای خانه شدن را بلدی؟ تو که ویرانه کننده است غمت می دانم خوردن غصّه و ویرانه شدن را بلدی؟ آنقدر سوخته قلبم که قلم می سوزد شمعِ گریان شده، پروانه شدن را بلدی؟ مرغ عشقی شده دل میل پریدن ...

۴ هفته پیش
24K
آغاز امامت حضرت #صاحب_الزمان ( #عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف ) مبارک باد😁 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 ...

آغاز امامت حضرت #صاحب_الزمان ( #عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف ) مبارک باد😁 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 #اللهم_عجل_الولیک_الفرج 🌹 🌸 ندیدم ...

۱۶ آبان 1398
30K
آغاز امامت حضرت #صاحب_الزمان ( #عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف ) مبارک باد😁 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 ...

آغاز امامت حضرت #صاحب_الزمان ( #عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف ) مبارک باد😁 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 🌻 #اللهم_عجل_الولیک_الفرج 🌹 🌸 به ...

۱۶ آبان 1398
65K
https://soundcloud.com/like-it-and-smile/1-1 زهر ترین زاویـــه ی شوکران مرگ ترین حقه ی جادوگران داغ ترین شهوت آتش زدن تهمت شاعر به سیاوش زدن هر که تو را دید زمین گیر شد سخت به جوش آمدو تبخیر شد ...

https://soundcloud.com/like... زهر ترین زاویـــه ی شوکران مرگ ترین حقه ی جادوگران داغ ترین شهوت آتش زدن تهمت شاعر به سیاوش زدن هر که تو را دید زمین گیر شد سخت به جوش آمدو تبخیر شد درد بزرگ سرطانی من کهنه ترین زخم جوانی من با تو ام ای شعر به ...

۱۲ آبان 1398
83K
دختری دیدم که تنها در خیابان غرق در افکار خود پایین و بالا میرود .... شاخه ای گل چیدم از یک بوته خار .... رفتم و گفتم : سلام ای مه لقا شیرین سخن ، ...

دختری دیدم که تنها در خیابان غرق در افکار خود پایین و بالا میرود .... شاخه ای گل چیدم از یک بوته خار .... رفتم و گفتم : سلام ای مه لقا شیرین سخن ، زیبا کلام ... گفتا علیک .... شاخه گل پیشکش کردم بدو گفتم که گل شرمنده ...

۱۳ مهر 1398
120K
بی معرفت دلم رو کنده از خودش وقتی که رفت ندید تنم سرد شده رسید به گوشم که به دنیا اومده الهی شکر واسه خودش مرد شده بی معرفت چقدر دعا کرده بودم که بعد ...

بی معرفت دلم رو کنده از خودش وقتی که رفت ندید تنم سرد شده رسید به گوشم که به دنیا اومده الهی شکر واسه خودش مرد شده بی معرفت چقدر دعا کرده بودم که بعد من عاشقه هیشکی نشه میشه مگه عشقه یکی جدا بشه تنهاش بذاره تنهایی پیر نشه ...

۸ مهر 1398
308K
‌دوستت دارد و از دور کنارش هستی روی دیوار اتاق و سَر ِکارش هستی آخرین شاعر ِ دیوانه تبارش هستی دل من ! ساده کنم ! دار و ندارش هستی ! دوستش داری و از ...

‌دوستت دارد و از دور کنارش هستی روی دیوار اتاق و سَر ِکارش هستی آخرین شاعر ِ دیوانه تبارش هستی دل من ! ساده کنم ! دار و ندارش هستی ! دوستش داری و از عاقبتش با خبری دوستش داری و باید که دل از او نبری دوستش داری و ...

۶ مهر 1398
22K
پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم داشتم یک عصر برمی گشتم از عبدالعظیم ازهمان بن بستِ باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم آرام ، گفتی: مستقیم! زل زدی در ...

پشت رُل ساعت حدوداً پنج شاید پنج و نیم داشتم یک عصر برمی گشتم از عبدالعظیم ازهمان بن بستِ باران خورده پیچیدم به چپ از کنارت رد شدم آرام ، گفتی: مستقیم! زل زدی در آینه اما مرا نشناختی این منم که روزگارم کرده با پیری گریم رادیو را باز ...

۵ مهر 1398
72K
جانم به فدایت آقای غریب و مظلوم من 😭 . میزند آتش به قلبم ماجرای نیزه ها دیده میشد محشری از لا به لای نیزه ها مصحفی که جای آن بر شانه های عرش بود ...

جانم به فدایت آقای غریب و مظلوم من 😭 . میزند آتش به قلبم ماجرای نیزه ها دیده میشد محشری از لا به لای نیزه ها مصحفی که جای آن بر شانه های عرش بود عاقبت تقطیع شد در کربلای نیزه ها نه، مکن باور اگر چه گفت عصر واقعه ...

۱۹ شهریور 1398
45K
#بخون😌

#بخون😌 "خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدین حافظ شیرازی" شاعر ایرانی بزرگ سده ی هشتم و یکی از سخنوران نامی جهان است. اکثر اشعار "حافظ" در قالب غزل می باشند و به "غزلیات حافظ" معروف است. شعر زیر یکی از غزلیات حافظ می باشد: مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید ...

۱۴ شهریور 1398
20K
نیام زند لبت جان بوسه خواه من است نگاه کن به نیازی که در نگاه من است ز دیده پرتو عشق ار برون زند چه کنم دلی چو آینه دارم همین گناه من است بماند ...

نیام زند لبت جان بوسه خواه من است نگاه کن به نیازی که در نگاه من است ز دیده پرتو عشق ار برون زند چه کنم دلی چو آینه دارم همین گناه من است بماند آن که به امید راه توشه رود منم که ذوق جمال تو زاد راه من ...

۲۸ مرداد 1398
24K
مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا سایه‌ی او گشتم و او، بُرد به خورشید مرا ... ❤ ️

مژده بده! مژده بده! یار پسندید مرا سایه‌ی او گشتم و او، بُرد به خورشید مرا ... ❤ ️

۲۵ مرداد 1398
3K
شبی تاریک و ظلمانی کشیدم در بغل زانو به آسمان نظر کردم به دنیای پر از اندوه من آن دم را نمی دانم چه کرد یکباره بر جانم غم و غصه و بی تابی که ...

شبی تاریک و ظلمانی کشیدم در بغل زانو به آسمان نظر کردم به دنیای پر از اندوه من آن دم را نمی دانم چه کرد یکباره بر جانم غم و غصه و بی تابی که طوفانی نمود دریا و طغیانش به هم کوبید دل رنجور و پر دردم چو پاره ...

۱۰ مرداد 1398
70K
بازم بسر زد امشب، ای گل هوایِ رویت پایی نمی دهد تا پر وا کنم به سویت گیرم قفس شکستم، وز دام و دانه جَستم کو بالِ آنکه خود را باز افکنم به کویت تاکی ...

بازم بسر زد امشب، ای گل هوایِ رویت پایی نمی دهد تا پر وا کنم به سویت گیرم قفس شکستم، وز دام و دانه جَستم کو بالِ آنکه خود را باز افکنم به کویت تاکی چو شمع گِریَم، ای گل درین شبِ تار؟ چون صبح، نوشخندی تا جان دهم به ...

۷ مرداد 1398
15K
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم لب باز نکردم به خروشی و فغانی ...

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم لب باز نکردم به خروشی و فغانی من محرم راز دل طوفانی خویشم یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمریست ...

۵ مرداد 1398
13K