ویژه کنید
عکس و تصویر چه کسی روی ِلبان ِتو شکر ریخته است؟ قهوه ی ِچشم ِتو را باز قجر ...

چه کسی روی ِلبان ِتو شکر ریخته است؟
قهوه ی ِچشم ِتو را باز قجر ریخته است؟

هدفش چیست از این تلخی و شیرینی ها؟
آنکه در "خیرُعمل" های تو شر ریخته است

عاشقت بوده خدا و به گمــانم قندیل
اشک ِاو بوده که از عصر ِحجر ریخته است

گونه‌ی ماه گُل انداخته با دستانت
از هر انگشت ِ تو صد گونه هنر ریخته است

مستی ِ چشم ِ تو باید که چنین غرق کند
بس که انگور به دریای ِخزر ریخته است

وای اگر خیره شود صاعقه‌ات میسوزم
روی کبریتِ نگاهِ تو خطر ریخته است

نیست قالیچه ای از موی ِتو ابریشم تر
پیش ِپایت چقدر شانه به سر ریخته است

فتح ِ اندام ِ تو با هیچ رقم ممکن نیست
اینهمه برف که بر کوه و کمر ریخته است

زل به هرکس بزنی کار ِدلش ساخته است
روی ِ خط ِ مژه های ِ تو تبر ریخته است

سالها هم بروی باز شنیـــدن داری
در صدایت نفس ِ مرغ ِ سحـر ریخته است

پُر شد از "ریخته" فنجان ِ ردیـف ِ غزلم
نوش ِجانت که فقط خون ِجگر ریخته است...

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...