نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

یاد کودکی هایم بخیر شیطنت دختربچه ای مرموز و کنجکاو با کفش های قرمز و براق تق تقی ! یاد چادر مادرم بخیر که بی اجازه تکه ای از آن را بریدم و برای عروسکم ...

یاد کودکی هایم بخیر شیطنت دختربچه ای مرموز و کنجکاو با کفش های قرمز و براق تق تقی ! یاد چادر مادرم بخیر که بی اجازه تکه ای از آن را بریدم و برای عروسکم لباس دوختم خانه ی دنج و آرامی که با بالش و رختخواب می ساختم قابلمه ...

۱ ساعت پیش
12K
این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد ...

این بار کمی دورتر از خانه ی شادلین این ها، زیر درختی پَت و پهن ماشین را پارک کرد. حوصله ای که برای کشیک دادن داشتند، ستودنی بود. توجه شادلین به بارمانی که مداوم داشبورد را زیر و رو می کرد جلب شد. _چی شده؟ _یه بسته قهوه داشتم اینجاها... ...

۱ روز پیش
48K
#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_چهارم 🌾 👈 هم چنین یکی از یاران امام صادق علیه السلام از آن حضرت نقل می کند که فرمود:🍃 رسول گرامی و علی علیهما السلام و فاطمه علیها السلام و همه ائمّه علیهم السلام ...

#فلسفه_زیارت_اربعین_قسمت_چهارم 🌾 👈 هم چنین یکی از یاران امام صادق علیه السلام از آن حضرت نقل می کند که فرمود:🍃 رسول گرامی و علی علیهما السلام و فاطمه علیها السلام و همه ائمّه علیهم السلام برای زوّار امام حسین علیه السلام دعا می کنند 🌾 👈 و نیز نقل می ...

۲ روز پیش
22K
من امروزی نیستم! هر چه فکر می کنم جای من اینجا نیست ، من باید سال ها قبل از این زندگی میکردم در آن روزهایی که لاکچری ترین خانه ها، خانه های حیاط دار بود ...

من امروزی نیستم! هر چه فکر می کنم جای من اینجا نیست ، من باید سال ها قبل از این زندگی میکردم در آن روزهایی که لاکچری ترین خانه ها، خانه های حیاط دار بود همان ها که حوض داشت و چند ماهی قرمز … روزهایی که سقف آرزوی مردان ...

۴ روز پیش
37K
هشت سالم بود، تابستان آن سال همه ی رویایم شده بود داشتن یک جوجه رنگی. تا آن روز برای داشتن هیچ چیزی آنقدر اصرار نکرده بودم. اطرافیانم مدام می گفتند به دردت نمی خورد، نمی ...

هشت سالم بود، تابستان آن سال همه ی رویایم شده بود داشتن یک جوجه رنگی. تا آن روز برای داشتن هیچ چیزی آنقدر اصرار نکرده بودم. اطرافیانم مدام می گفتند به دردت نمی خورد، نمی توانی نگهش داری، اما من گوشم بدهکار این حرف ها نبود، می خواستم جوجه رنگی ...

۴ روز پیش
48K
به نام دختری که برای پز دادن، عشقش را به یک ماشینِ گران قیمت فروخت. به نام پسر که برای ارضای حس شهوتش، از هیچ کاری برای دستمالی کردن دریغ نمیکند. به سلامتیِ فاحشه ای ...

به نام دختری که برای پز دادن، عشقش را به یک ماشینِ گران قیمت فروخت. به نام پسر که برای ارضای حس شهوتش، از هیچ کاری برای دستمالی کردن دریغ نمیکند. به سلامتیِ فاحشه ای که برای دو قِران پول و اسباب معیشت، تن فروشی میکند. به نام پیرمردی که ...

۴ روز پیش
25K
بیش از هر چیزِ دیگری در دنیا عاشقِ آدمهایی ام که شاید چندان پیچیده نباشند اما به ساده ترین چیزها ؛ با نگاه،حرف و کلماتِ متفاوت شان عمق می بخشند! مثلاً یک گلِ زیبای حالا ...

بیش از هر چیزِ دیگری در دنیا عاشقِ آدمهایی ام که شاید چندان پیچیده نباشند اما به ساده ترین چیزها ؛ با نگاه،حرف و کلماتِ متفاوت شان عمق می بخشند! مثلاً یک گلِ زیبای حالا از هر نوع اش به چشمِ تیزبینِ آنها فقط یک گلِ ساده نیست؛ شاهکارِ محضی ...

۴ روز پیش
18K
🍁 🍃 پاییز را دوست دارم ! بویِ

🍁 🍃 پاییز را دوست دارم ! بویِ "مهر" می دهد ... شبیه دخترکِ شاعری ست ؛ با موهایی بلند و موج دار ... دختری که دیوانه وار ، عاشقِ کسی شده و با شعرهایِ نارنجی اش ؛ برایِ یک شهر ، دلبری می کند ... دختری با چشم هایی ...

۶ روز پیش
27K
. کاش می شد برای همیشه رفت ؛ به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی ... هر صبح ، لا به لای بوی کاهگل ، زیر سایه ی درخت گردو نفس کشید ، آرامش ...

. کاش می شد برای همیشه رفت ؛ به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی ... هر صبح ، لا به لای بوی کاهگل ، زیر سایه ی درخت گردو نفس کشید ، آرامش گل های بنفشه را بغل کرد و با نوازش بالهای پروانه ، آرام شد . ...

۶ روز پیش
23K
داستانک : بین ماندن و رفتن مردد بود؛ اگر می رفت جای تمام زخم هایش، #مصیب هایش، #تنهایی هایش، #بغض های در گلو مانده اش، #گریه های شبانه اش،آن سالهای تاریکش، مرهم آرامش و امید ...

داستانک : بین ماندن و رفتن مردد بود؛ اگر می رفت جای تمام زخم هایش، #مصیب هایش، #تنهایی هایش، #بغض های در گلو مانده اش، #گریه های شبانه اش،آن سالهای تاریکش، مرهم آرامش و امید بود، بر روح مجروح سال های اسارتش. اکسیر نور بود ،بر جان زخمی زخم زبان ...

۶ روز پیش
62K
. عشق همیشه خوب است اما نه توهم اش امید همیشه خوب است اما نه واهی اش! من اما به اراده به تلاش معتقدم... به یک شروع تازه! حال دلت را به دست آدم ها ...

. عشق همیشه خوب است اما نه توهم اش امید همیشه خوب است اما نه واهی اش! من اما به اراده به تلاش معتقدم... به یک شروع تازه! حال دلت را به دست آدم ها نسپار نگذار افسار به دستشان به هرکجا کشانده شوی. اجازه نده رفت و آمدشان بشود ...

۱ هفته پیش
36K
من امروزی نیستم! هر چه فکر می کنم جای من اینجا نیست ، من باید سال ها قبل از این زندگی میکردم در آن روزهایی که لاکچری ترین خانه ها، خانه های حیاط دار بود ...

من امروزی نیستم! هر چه فکر می کنم جای من اینجا نیست ، من باید سال ها قبل از این زندگی میکردم در آن روزهایی که لاکچری ترین خانه ها، خانه های حیاط دار بود همان ها که حوض داشت و چند ماهی قرمز … روزهایی که سقف آرزوی مردان ...

۱ هفته پیش
58K
سر راهپیمایی اربعین که می رسه یه عده هم هستند وقتی دارن کوله بار سفرشون رو می بندن : رو به مادر و خواهرشون رو به همسر و دخترشون رو به بچه های کوچیک شون ...

سر راهپیمایی اربعین که می رسه یه عده هم هستند وقتی دارن کوله بار سفرشون رو می بندن : رو به مادر و خواهرشون رو به همسر و دخترشون رو به بچه های کوچیک شون ، می کنند میگن: این سفر سختی زیاد داره! راه طولانیه! کشور غریبه! میگن اوضاع ...

۱ هفته پیش
65K
می خواستم کتاب هایم را جمع و جور کنم و چند تایشان را بدهم به دختر عمویم ، رفتم به سال دوم لا به لای کتاب ها را می گشتم که اگر چیز اضافه ای ...

می خواستم کتاب هایم را جمع و جور کنم و چند تایشان را بدهم به دختر عمویم ، رفتم به سال دوم لا به لای کتاب ها را می گشتم که اگر چیز اضافه ای بود بگذارمش کنار ، لا به لای کتاب تاریخ هنر یک برگه نصفه و نیمه ...

۱ هفته پیش
51K
در آخر تو آدمین هستی. . . آدم ها به یک دلیل زندگیت را ترک میکنند و دلیل اش این است؛آنها رفتند چون می خواستند ترک کنند.اونا یه انتخاب داشتن و رفتن رو انتخاب کردن ...

در آخر تو آدمین هستی. . . آدم ها به یک دلیل زندگیت را ترک میکنند و دلیل اش این است؛آنها رفتند چون می خواستند ترک کنند.اونا یه انتخاب داشتن و رفتن رو انتخاب کردن خودت را برای هیچ چیز سرزنش نکن مخصوصا وقتی که داری اصل خود را زندگی ...

۱ هفته پیش
51K
پاورقی هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه به خیابانی فرعی ختم میشد به کوچه ای بن بست که انتهایش یک درب قدیمی و بزرگ و رنگ پریده قرار داشت. آسمان که تاریک روشن ...

پاورقی هشتاد و هشت قدم پایین تر از کافه به خیابانی فرعی ختم میشد به کوچه ای بن بست که انتهایش یک درب قدیمی و بزرگ و رنگ پریده قرار داشت. آسمان که تاریک روشن میشد از کافه میزدیم بیرون و میرفتیم به انتهای آن کوچه ی بن بست و ...

۱ هفته پیش
115K
دلم یک کافه می خواهد که مالِ خودم باشد... یک کافه با دیوارهایی پر از عکس های سیاه و سفید... عکسِ رقصیدن زن ها، وقتی باد لبۀ دامنشان را چین می دهد... عکسِ اندوه مردی ...

دلم یک کافه می خواهد که مالِ خودم باشد... یک کافه با دیوارهایی پر از عکس های سیاه و سفید... عکسِ رقصیدن زن ها، وقتی باد لبۀ دامنشان را چین می دهد... عکسِ اندوه مردی که زیر باران قدم می زند... عکسی از تنهایی یک کافه چی که دست زیرِ ...

۲ هفته پیش
97K
دلم گرفته . . . مثل هوای ابری شهری خاموش دلم تنگ است . . . مثل آسمان بی ستاره شبی زمستانی حال دلم خوب نیست . . . ای آرام جان لحظه لحظه های ...

دلم گرفته . . . مثل هوای ابری شهری خاموش دلم تنگ است . . . مثل آسمان بی ستاره شبی زمستانی حال دلم خوب نیست . . . ای آرام جان لحظه لحظه های تنهایی بیا تا کمی با تو صحبت کنم این روزها . . . خسته و ...

۲ هفته پیش
99K