ویژه کنید
عکس و تصویر می‌رفتیم احیا، می‌نشستیم در صحن خنک امام‌زاده صالح، چشمی‌تر می‌کردیم و استغاثه‌ای و چشم امیدی ...

می‌رفتیم احیا، می‌نشستیم در صحن خنک امام‌زاده صالح، چشمی‌تر می‌کردیم و استغاثه‌ای و چشم امیدی به دست یاری خدایی که آن وقت‌ها هنوز بود. استخوان سبک می‌کردیم به قول مادربزرگ، گریه می‌کردیم و استغفار می‌کردیم و به خدا و خودمان قول می‌دادیم کمتر گناه کنیم و می‌دانستیم سر قولمان نمی‌مانیم.
دلمان اما گرم بود به خدای مهربانی که همه بدی‌ها را مادرانه از یاد می‌برد و در سرنوشت سال بعدمان خوشی و برکت می‌نوشت.

کجا گم شدند آن دل‌های ساده مومن؟
آن خدای بخشنده کجا سفر کرد که برنگشت؟
کدام واقعه رخ داد که زائران ساکت تاریکی شدیم، بی هیچ هراسی از بدترین فرداها؟
روحمان کجا قطع نخاع شد که دیگر نه دلمان لرزید و نه صورتمان تر شد؟
کدام توفان گل‌های سرخ امید را از دلمان چید؟
بعد از کدام جنون کشف کردیم زخمی که باشی کسی به کمکت نمی‌آید و خدا حتا اگر بیاید، نه به تو، که به زخمت کمک خواهد کرد؟

من دلم برایت تنگ شده خدا...
بیا امشب برویم منِ آن وقت‌ها را پیدا کنیم که از تو ناامید نشده بود، تویِ آن وقت‌ها را پیدا کنیم که سرد و عبوس و ساکت نبودی، با هم بنشینیم به تماشای معاشقه گرمشان. حالش را داری؟
یا نه، چای دم کنم، بنشینیم در همین تاریک، از تنهایی حرف بزنیم؟
یا همین عیسای مصلوب بمانم که زیر لب با درد زمزمه می‌کند ایلی، ایلی، لما سبقتنی؟
پدر، چرا تنهایم گذاشتی...
آن وقت‌ها یک جای دعا نوشته بود یا رفیق من لا رفیق له. بی رفیق نمانی خدا خوشگله، بی رفیق نمانی...
همیشه روی من حساب کن، حتا حالا که پاک از هم ناامید شده‌ایم...

📝 ️ #حمید_سلیمی
#بخون #شب_قدر #عبادت #طاعت #بندگی #دعا #مناجات #خدا #پروردگار #بخشش #عکس_نوشته

کانال تلگرام 🌸 مهر بانو ۲۰۱۸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAEZCXhtYKvSlLlU1Cw

اینستاگرام و تلگرام من: @MehrBanooo_2018

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...