ویژه کنید
عکس و تصویر فیک +18 عشق در قالب هوس *پارت یک* چهره ی آتیشینی که روی سینه ش ...

فیک +18 عشق در قالب هوس *پارت یک*
چهره ی آتیشینی که روی سینه ش کوبیده میشد اتش درونش رو برافروخته تر میکرد ، آه ها و فریاد هایی که میزد توسط هیچکس شنیده نمیشد ، آخ میکشید و هجوم وحشیانه ی اون لعنتیا رو تحمل میکرد ! سرش رو به عقب میفرستاد و چشم هاش رو با درد میبست بی توجه به تنش که مدام عقب و جلو میشد...! دیگه کم اورده بود و جز صدای نفس های خودش هیچ صدایی رو نمیشنید ...این کابوس باید یروزی تموم میشد !
با ترس ز خواب پرید و به رو تختی چنگ انداخت ، تمام صورت و بدنش عرق کرده بود و توان نفس کشیدن نداشت ، چنگش رو از پتو جدا کرد و با ولع تنگ ابی که کنار تختش بود رو بالا کشید ، هنوز هم بدنش از ترس میلرزید...! از لا به لای در نگاهی به بیرون از اتاق انداخت ، چانیول توی اتاق خودش راحت خوابیده بود نفس عمیقی کشید و روی تخت دراز شد ! فکر کردن به حوادث گذشته ارامش امروزش رو ازش گرفته بود...کم کم به خواب ارام رفت...


با صدای چان ، دستی که زیر سرش بود بیرون اورد و چشمای خمار نیمه بازش رو به قیافه ی مضطرب چان انداخت
_بک...عزیزم...؟
انگار بهش شوک متصل شده باشه روی تخت نشست ، پیشونیش از عرق خیس شده بود
_چ..چ..چخبره؟؟؟!
_آروم باش عزیزم...
دست چان جلو اومد تا روی شونه ی بک قرار بگیره اما بک با لرزشی که به شونه ش داد از زیر دست چان فرار کرد و زانوهاش رو به اغوش کشید
_و...ولم کن...! ولم کن...
چان با نگرانی جلو تر رفت و کنار بک نشست
_بازم خواب دیدی؟
چونه ی بک شروع کرد به لرزیدن
_خ...خواب نه...ک...کابوس!!!
دست نوازشگر چانیول روی موهای بلوند بکهیون قرار گرفت ، عجیب اینبار بکهیون عقب نشینی نکرد ! این دست ها مایه ارامش بود نه عذاب...
_باید ببرمت دکتر...با من میای؟
از ترس به دیوار چسبید و با قیافه ای وحشت زده گفت
_نه..چانیول....نـــــــــه!!
چانیول با لحن ارومی گفت
_باشه عزیزم...اروم باش! هرچی تو بگی...
بکهیون که اروم شده بود دست هاش رو از دور زانوهاش باز کرد
_بریم کمپانی...همین الان هم خیلی دیر شده
چان این رو گفت و بدون اینکه منتظر حرفی از طرف بک بمونه از اتاق بیرون رفت و در رو پشت سرش بست ، نمیخواست برای بک ازار و اذیت ایجاد کنه...چانیول باید برای همیشه بعنوان یه منبع ارامش برای بک زندگی میکرد و بس..چان باید کسی میبود که در مواقع سختی کنار بک باشه و این موقعیت سخت ترین موقعیت بوجود اومده بود...

***
_سهون....
سهون کنجکاوانه به طرف چانیول برگشت ، چان به اتاق دنس اومده بود تا با سهون صحبت کنه
_بله هیونگ؟
اخم های چان درهم شد
_باید باهات حرف بزنم
سهون سری تکون داد و باهم به گوشه ای رفتن. سهون به قیافه ی نگران چان خیره بود ، گفت
_اتفاقی افتاده هیونگ؟
چان ملتمسانه دست سهون رو در دست گرفت
_بکهیون...اون پسر خیلی حالش بده!
سهون با حالت ناراحتی گفت
_بخاطر همون اتفاقات؟!
چانیول با اخم سری به نشونه ی مثبت تکون داد
_باید یکاری بکنم سهونا...نمیتونم دست روی دست بزارم و عذاب کشیدنش رو ببینم! توی خواب ناله میکنه و مدام کمک میخواد...وقتی بیدار میشه تنش عرق کرده و از زمین و زمان میترسه! این ترس باید از بین بره...
_هوینگ...باید یه دکتر اون رو مداوا کنه
چان سری به نشونه ی منفی تکون داد
_اون نمیخواد بره دکتر!
سهون لب هاش رو روی هم فشار داد و به فکر فرورفت کمی بعد گفت
_لازم نیست خودش حضور داشته باشه ..میتونیم خودمون با یه دکتر درمورد هیونگ صحبت کنیم
اخم های چانیول قوی تر شد
_مطمئنی؟
_راه دیگه ای وجود نداره هیونگ....باید انجامش بدیم
چانیول لب پایینش رو گاز گرفت و دستش رو محکم به شونه ی سهون زد
_ممنونم مکنه...روی کمکت حساب میکنم...بهتره همین امروز با دکتر ملاقات کنیم

***
هردو متعجب به دهن دکتر چشم دوخته بودن
_منظورت چیه دکتر؟؟! ما درست متوجه نشدیم...واقعا چطور..؟؟؟
دکتر دستاش رو بهم گره کرد و به صندلی تکیه داد
_اون نیاز به یه رابطه عاشقانه داره...یه رابطه ی ج*ن*سی دوستانه
سهون سرش رو پایین انداخته بود
چانیول فریاد زد
_نمیفهمم دکتر ! نمیفهمم....
دکتر اخم کرد
_باید بفهمی پسر ، اگه میخوای خوب بشه باید بفهمی...
_نه...من نمیتونم اون رو از خودم متنفر کنم...سخته دکتر ! شما باید بفهمید....
_ببینید پسرا...اگه میخواید دوستتون خوب بشه باید این کارو براش انجام بدید ، اون الان باید با ترسش مواجه بشه...باید یه ذهنیت دیگه از اون رابطه در ذهنش به وجود بیاد...ترس نه ! باید بجای اون رابطه ی ترسناک یه رابطه ی عاشقانه جایگزینش بشه
_ولی دکتر...اگه نشد چی؟؟؟؟
_میشه چانیولا...باید تلاشتو انجام بدی پسر....اون خوب میشه...اما ممکنه زمان ببره!
.
.
.


ادامه دارد
فیک *عشق در قالب هوس* ن.س:کیم مین کی
اگه دوسش داشتید و خواستید فیک رو دنبال کنید باید به سایتم برید چون زیاد روی دیدن ویسگونو ندارم
http://exotopnine.avablog.ir

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...