نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

نامه ای سرگشاده از طرف عضو کوچکی از جامعه بزرگ عینکی ها برادران و خواهران گرامی عینک طبی یک وسیله ی شخصی و پزشکی صرفا جهت بهبود بینایی فرد کم بیناست و هدف از ساخت ...

نامه ای سرگشاده از طرف عضو کوچکی از جامعه بزرگ عینکی ها برادران و خواهران گرامی عینک طبی یک وسیله ی شخصی و پزشکی صرفا جهت بهبود بینایی فرد کم بیناست و هدف از ساخت ان هیچ ارتباطی با سلفی و عکاسی و غیره ندارد فرد عینکی فردی عجیب و ...

۴۰ دقیقه پیش
5K
#پارت_چهاردهم قسمت چهاردهم. ولی من خوشم نمیومد مثل سیمین برای یه پسر هی چشم و ابرو بیام تا بلکه رامم بشه . دلم میخواست خودش به سمت جذب بشه . اونروزها چون کل کلم با ...

#پارت_چهاردهم قسمت چهاردهم. ولی من خوشم نمیومد مثل سیمین برای یه پسر هی چشم و ابرو بیام تا بلکه رامم بشه . دلم میخواست خودش به سمت جذب بشه . اونروزها چون کل کلم با نگار کمتر شده بود ، بابا هم بیشتر به من توجه میکرد و حرفم و ...

۱ ساعت پیش
8K
همه چیز از همین شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد ...

همه چیز از همین شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد و نگاه از ستاره ها برنمی‌داشت... آن روزها زندگی برایم جز حالِ یکنواختی چیزی نداشت. ...

۲ روز پیش
42K
یک داستان واقعی سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی ...

یک داستان واقعی سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع ...

۲ روز پیش
101K
همه چیز از همان شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد ...

همه چیز از همان شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد و نگاه از ستاره ها برنمی‌داشت... آن روزها زندگی برایم جز حالِ یکنواختی چیزی نداشت. ...

۴ روز پیش
75K
*گل یخ* *محمد* کوچلوی دوست داشتنی من چه اخمی هم کرده بود - فرشته جان - بله دست به موهاش کشیدم پشت کرد بهم - ببین بچه ای برگشت با مشت زد به بازوم خندیدم ...

*گل یخ* *محمد* کوچلوی دوست داشتنی من چه اخمی هم کرده بود - فرشته جان - بله دست به موهاش کشیدم پشت کرد بهم - ببین بچه ای برگشت با مشت زد به بازوم خندیدم جیغ زد - نخند می زنمت هان - بزن یکم آروم باش تا حرف بزنیم ...

۵ روز پیش
147K
مصاحبه‌ی 'WHAT_A_TMT' چانیول و سهون به همراه گکو و آهنگساز کی لیم قسمت سوم لینک : https://www.youtube.com/watch?v=TT5thK5ivqo کی لیم: به هر حال بهتون بگم که گکو واقعا در بازی فوتبال کامپیوتر خییلی بده😂 چانیول: منم ...

مصاحبه‌ی 'WHAT_A_TMT' چانیول و سهون به همراه گکو و آهنگساز کی لیم قسمت سوم لینک : https://www.youtube.com/wat... کی لیم: به هر حال بهتون بگم که گکو واقعا در بازی فوتبال کامپیوتر خییلی بده😂 چانیول: منم میخواستم همینو بگم. کی لیم: اون واقعا خیلی بد بازی میکنه اما مدام میخواد بازی ...

۵ روز پیش
164K
ادامه قسمت دوم (آخر) گکو: موضوع این‌ آهنگ موردی که من فکر میکنم که خیلی از مردم باهاش ارتباط برقرار میکنن و همینطور حس بین چانیول و سهون چیزی دیگه ای بود که ما واقعا ...

ادامه قسمت دوم (آخر) گکو: موضوع این‌ آهنگ موردی که من فکر میکنم که خیلی از مردم باهاش ارتباط برقرار میکنن و همینطور حس بین چانیول و سهون چیزی دیگه ای بود که ما واقعا روش تمرکز کردیم. کگو: آهنگی که چانیول روش کار کرد بعد از تنظیم مجدد واقعا ...

۵ روز پیش
92K
مصاحبه‌ی 'WHAT_A_TMT' #چانیول و #سهون به همراه گکو و آهنگساز کی لیم قسمت دوم لینک : https://www.youtube.com/watch?v=sAzsdDpjE1I گکو : وقتی که قرار شد با کی لیم کار کنیم اون با یه عالمه ایده جالب پیش ...

مصاحبه‌ی 'WHAT_A_TMT' #چانیول و #سهون به همراه گکو و آهنگساز کی لیم قسمت دوم لینک : https://www.youtube.com/wat... گکو : وقتی که قرار شد با کی لیم کار کنیم اون با یه عالمه ایده جالب پیش ما اومد و من میتونیم اینو بگم که چانیول و سهون برای این کار خیلی ...

۵ روز پیش
92K
ادامه قسمت اول (آخر) ❓ گکو و کی لیم چه احساسی از کارگردان با سچان دارن؟ سهون: ما دربار‌ی آلبوم خیلی حرف زدیم. گکو: پس ما باید درباره ی این حرف بزنیم که از کار ...

ادامه قسمت اول (آخر) ❓ گکو و کی لیم چه احساسی از کارگردان با سچان دارن؟ سهون: ما دربار‌ی آلبوم خیلی حرف زدیم. گکو: پس ما باید درباره ی این حرف بزنیم که از کار کردن با چانیول و سهون چه حسی داشتیم؟ چانیول: من به این موضوع اشاره نکردم ...

۵ روز پیش
66K
(خونه امیـر) 👑 👑 👑 👑 👑 👑 صدای امیر از پشت ایفون میاد که میگه:بیا بالا ناناجی وارد اپارتمان میشم میرم سمت اسانسو خوبه حداقل اینجا اسانسورش درسته (طبقه ی چهارم_واحد دوازدهم) امیر:به چارچوب ...

(خونه امیـر) 👑 👑 👑 👑 👑 👑 صدای امیر از پشت ایفون میاد که میگه:بیا بالا ناناجی وارد اپارتمان میشم میرم سمت اسانسو خوبه حداقل اینجا اسانسورش درسته (طبقه ی چهارم_واحد دوازدهم) امیر:به چارچوب در تکیه داده و یه فنجون نسکافه دستشه،طبق معمول تا من رو میبینه بهم چشمک ...

۵ روز پیش
79K
#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 2 ⏳ 🔪 💉 ❌ شب هفدهم این داستان: بازماندگان همه از ماشین پیاده می شوند راننده روبه بقیه می‌کند و می گوید فاصله مون تا اون نور بیش تر از یه مایله....هوا ...

#رمان.ترسناک #بی_صدا_بمیر 2 ⏳ 🔪 💉 ❌ شب هفدهم این داستان: بازماندگان همه از ماشین پیاده می شوند راننده روبه بقیه می‌کند و می گوید فاصله مون تا اون نور بیش تر از یه مایله....هوا تاریکه از هم دور نباشین دایره ای شکل حرکت می کنیم تا کنار هم باشیم ...

۶ روز پیش
125K
#پارت صدو پنجاه و هفت.... #کارن... چشمام رو که باز کرردم روی تخت یه دست لباس مردونه یه دست لباس مجلسی ابی زنونه بود واقعا ست خوشکلی بود ... من: اووووووه چه کردی دختر ...سایز ...

#پارت صدو پنجاه و هفت.... #کارن... چشمام رو که باز کرردم روی تخت یه دست لباس مردونه یه دست لباس مجلسی ابی زنونه بود واقعا ست خوشکلی بود ... من: اووووووه چه کردی دختر ...سایز منو از کجا میدونستی... جانان: از رو لباسات نگاه کردم حالا میخوای بپوش ببین اندازه ...

۶ روز پیش
123K
#پارت صدو پنجاه و شش... #جانان... گفت که خودش میشه همه کسم اون روز کلی حالم خوب شد کامین دو هفته ی دیگه عروسیشونه و الان مشغول کارای عروسی هستن این وسط همه کمکشون میکنیم ...

#پارت صدو پنجاه و شش... #جانان... گفت که خودش میشه همه کسم اون روز کلی حالم خوب شد کامین دو هفته ی دیگه عروسیشونه و الان مشغول کارای عروسی هستن این وسط همه کمکشون میکنیم و هر یه گوشه کارا رورفته منم چون تونستم بعد از تلاش فراوان این زبون ...

۶ روز پیش
129K
#the_moon_is_for_me #part_2 #سوم_شخص 14/دسامبر/2018 *ساعت 9:30 صبح* با صدای زنگ گوشیش از خواب بیدار شد . به شماره نگاه کرد

#the_moon_is_for_me #part_2 #سوم_شخص 14/دسامبر/2018 *ساعت 9:30 صبح* با صدای زنگ گوشیش از خواب بیدار شد . به شماره نگاه کرد "مخاصب ناشناس" شماره رو خوند .برا کره بود . یهو تعجب کرد و جواب داد. _بله. +سلام عزیزم . خوبی؟ _چیکار داری. +زنگ زدم حالتو بپرسم. _ته یئوووووون. مگه نگفتم ...

۱ هفته پیش
72K
‌‌همه چیز از همان شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد ...

‌‌همه چیز از همان شب های کشدار تابستان شروع شد وقتی همسایه جدید طبقه ی بالایی بیخوابی به سرش می‌زد و نیمه شب می‌ایستاد در بالکن اتاق اش و یک موسیقی را مدام گوش می‌داد و نگاه از ستاره ها برنمی‌داشت... آن روزها زندگی برایم جز حالِ یکنواختی چیزی نداشت. ...

۱ هفته پیش
84K
🔴 شاید ۲۰ سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانهای شهر، دخترانی را مشاهده کند که آن سالها مردم شاید آنها را در سالن های عروسی هم نمی دیدند... دخترانی بزک ...

🔴 شاید ۲۰ سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانهای شهر، دخترانی را مشاهده کند که آن سالها مردم شاید آنها را در سالن های عروسی هم نمی دیدند... دخترانی بزک کرده با موهای پف کرده و بیرون ریخته و مانتوهایی کوتاه و تنگ و شلوارهایی ...

۱ هفته پیش
125K
تیره تر از مشکی/پارت هشتم #یونگی در اتاق کار جانگ کوک و جیمین باز بود.وارد شدم.جیمین رو دیدم که داشت با یکی حرف میزد.طرف پشتش به من بود.منتظر موندم برگرده ک ببینم کیه که یهو.... ...

تیره تر از مشکی/پارت هشتم #یونگی در اتاق کار جانگ کوک و جیمین باز بود.وارد شدم.جیمین رو دیدم که داشت با یکی حرف میزد.طرف پشتش به من بود.منتظر موندم برگرده ک ببینم کیه که یهو.... یهو قطره اشکی از چشم جیمین ریخت.ملت گریه میکنن شبی عن میشن تو چق باحال ...

۲ هفته پیش
160K
#معجزه_عشق #prt_61 **** نیاز: خوب چ پیشنهادی برای بازی دارین ؟! هستی : شجاعت و حقیقت ب نظرم بدک نیس کامیلا : نهه بابا ، جونم در اومد از بس شجاعت و حقیقت بازی کردم ...

#معجزه_عشق #prt_61 **** نیاز: خوب چ پیشنهادی برای بازی دارین ؟! هستی : شجاعت و حقیقت ب نظرم بدک نیس کامیلا : نهه بابا ، جونم در اومد از بس شجاعت و حقیقت بازی کردم .. گزینه ی دیگه ای نیس ؟! نیاز : بزار برم از نجوا بپرسم .. ...

۲ هفته پیش
163K
#معجزه_عشق #prt_57 **** مارک : تنهاش گذاشتم و رفتم روی مبلی ک جلوی تلوزیون بود خودمو روش پرت کردم ..خیلی دلم میخواس بهش کمک کنم ولی خوب ب من چ من ی پسرم ... *پسرا ...

#معجزه_عشق #prt_57 **** مارک : تنهاش گذاشتم و رفتم روی مبلی ک جلوی تلوزیون بود خودمو روش پرت کردم ..خیلی دلم میخواس بهش کمک کنم ولی خوب ب من چ من ی پسرم ... *پسرا در کمپانی* Jyp:خوب، خوب کردین ک اومدین جه بوم : بعد از دریافت تماستون سریع ...

۲ هفته پیش
91K