نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

با تمام فروتنی دوستت دارم ببین حتی دستم را دوست دارم زیرا که زمانی آن هم مال تو بود پس انگار می توان هر چه را که زمانی از آنِ آدمی بود، ترک کرد و ...

با تمام فروتنی دوستت دارم ببین حتی دستم را دوست دارم زیرا که زمانی آن هم مال تو بود پس انگار می توان هر چه را که زمانی از آنِ آدمی بود، ترک کرد و بدون حتی نگاهی به پشت سر، رفت و انگار می‌توان میان خاک سرد ماند

۱ ساعت پیش
1K
لبهای تو اعلان خطر داشت برایم از بس نمکین بود ضرر داشت برایم یک بوسه گرفتم ز لبت سوخت لبانم این عشق فروزنده حذر داشت برایم چشمان تو را خوب نظر کردم و دیدم رنگی ...

لبهای تو اعلان خطر داشت برایم از بس نمکین بود ضرر داشت برایم یک بوسه گرفتم ز لبت سوخت لبانم این عشق فروزنده حذر داشت برایم چشمان تو را خوب نظر کردم و دیدم رنگی به قشنگی خزر داشت برایم گفتی که به جز غم چه ثمر داشته این عشق ...

۱ ساعت پیش
978
پنهانم کن در خوابهایت بگذار با زبان ملحفه ها با تو حرف بزنم و صدا در ما غریزه ای باشد که سرکوب می شود _مثل سالهای برف و پنجره که زمستانهای زیادی را در حسرت ...

پنهانم کن در خوابهایت بگذار با زبان ملحفه ها با تو حرف بزنم و صدا در ما غریزه ای باشد که سرکوب می شود _مثل سالهای برف و پنجره که زمستانهای زیادی را در حسرت بارش دستهات به پنجرگی گذراندم_ پیدایم کن چون رویایی بی انتها _غافل از اینکه این ...

۱ ساعت پیش
1K
سـازِ صبحم کوکه از مضراب تار موی تو می نوازم زندگی رو نت به نت با بوی تو جَلد بـومِ مهربونی تَم عزیـز ، سنگم نـزن میزنم پَـر ، تا بسـوزم در هـوای کویِ تو ...

سـازِ صبحم کوکه از مضراب تار موی تو می نوازم زندگی رو نت به نت با بوی تو جَلد بـومِ مهربونی تَم عزیـز ، سنگم نـزن میزنم پَـر ، تا بسـوزم در هـوای کویِ تو چشماتو وا کن که خورشیدت بتابه باز برام کهکشـونم روشنـه از قرص مـاهِ روی تو ...

۱ ساعت پیش
3K
روز اولی که میرفتم سرکار ، توی دفتر مدیر ، گلدونای خیلی کوچیکی بود ، از این گلدون مینیاتوریا ...خیلی دلم میخواست بهشون آب بدم ، یه لیوانو آب کردم و رفتم سمتشون ، با ...

روز اولی که میرفتم سرکار ، توی دفتر مدیر ، گلدونای خیلی کوچیکی بود ، از این گلدون مینیاتوریا ...خیلی دلم میخواست بهشون آب بدم ، یه لیوانو آب کردم و رفتم سمتشون ، با لبخند روشون دست کشیدمو یهو جا خوردم ، گلا مصنوعی بودن ... ولی خب اینقد ...

۲ ساعت پیش
2K
تیره تر از مشکی/پارت نوزدهم #جیمین کام عمیقی از سیگار ت دستم گرفتم.... لعنتی...اعصابم بهم ریخته بود.... تا جانگ کوک پیدا نشه قطعا اگه برم سمتش پسم میزنه....پس جانگ کوک باید پیدا بشه... خودم میدم ...

تیره تر از مشکی/پارت نوزدهم #جیمین کام عمیقی از سیگار ت دستم گرفتم.... لعنتی...اعصابم بهم ریخته بود.... تا جانگ کوک پیدا نشه قطعا اگه برم سمتش پسم میزنه....پس جانگ کوک باید پیدا بشه... خودم میدم آدمای بابا پیداش کنن... سیگارمو تو جاسیگاری خاموش کردم.بلند شدم یه تی شرت مشکی که ...

۲ ساعت پیش
7K
ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته‌است هنوز؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه ...

ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته‌است هنوز؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آفتابی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می‌بینم دیوار است آه این سخت سیاه آن چنان نزدیک است که چو بر می‌کشم ...

۲ ساعت پیش
5K
گاهی فقط بیخیال باش ... وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی روزت را برایِ عذابِ داشتن ها و افسوسِ نداشتن ها خراب نکن ! دنیا همین است ؛ همه ی بادهای آن موافق ، ...

گاهی فقط بیخیال باش ... وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی روزت را برایِ عذابِ داشتن ها و افسوسِ نداشتن ها خراب نکن ! دنیا همین است ؛ همه ی بادهای آن موافق ، همه ی اتفاقات آن دلنشین ، و همه ی روزهای آن خوب نیست ! اینجا ...

۳ ساعت پیش
5K
‏من حمآلم ، این جسم مستاصل را از صبح تا شب حمل میکنم ، این جسمی ڪه هیچ تعلقۍ به من ندارد را باید بعد از مردݩ تکه تکه کنید و هر تکه را به ...

‏من حمآلم ، این جسم مستاصل را از صبح تا شب حمل میکنم ، این جسمی ڪه هیچ تعلقۍ به من ندارد را باید بعد از مردݩ تکه تکه کنید و هر تکه را به دورترین نقطه ممکن برسانید، میخواهم که بعد مُردن، از خودم به دور زندگی کنم!

۳ ساعت پیش
2K
#رمان_ماتادور_پارت_22 #قسمت_۲ رهام یهو انگشتشو کرد تو چشمو صورتشو اورد نزدیک و گفت:ببین رفیق،ما مگه ماتادور نیسیم؟من ،تو،امیر،اتش،همیشه برنده اصلی ماییم ،پس غصه اشو نخور،فلا چند روز بدون عشقت باش ،اول باید با امیر اشتیتون ...

#رمان_ماتادور_پارت_22 #قسمت_۲ رهام یهو انگشتشو کرد تو چشمو صورتشو اورد نزدیک و گفت:ببین رفیق،ما مگه ماتادور نیسیم؟من ،تو،امیر،اتش،همیشه برنده اصلی ماییم ،پس غصه اشو نخور،فلا چند روز بدون عشقت باش ،اول باید با امیر اشتیتون بدیم،گرچه بعید میدونم امیر قهر کرده باشه چون اصولا اهل این کارا نیس _رهام،دارم میگم ...

۳ ساعت پیش
9K
#رمان_ماتادور_پارت_22 #قسمت_۱ رهام:خب،خیلی عالی شد آتش:میشه یه پیشنهاد بدی رهام،که الان باید چیکار کنیم رهام:شاید بهتر باشه شما یه چیزی بگی آقا ابتین _اون سوویچو پس بدین به امییییییییییییر آتش:مثلا بانکه،چاله میدون که نیس صداتو ...

#رمان_ماتادور_پارت_22 #قسمت_۱ رهام:خب،خیلی عالی شد آتش:میشه یه پیشنهاد بدی رهام،که الان باید چیکار کنیم رهام:شاید بهتر باشه شما یه چیزی بگی آقا ابتین _اون سوویچو پس بدین به امییییییییییییر آتش:مثلا بانکه،چاله میدون که نیس صداتو انداختی پشت سرت مث گاو داد میزنی _نوع رفتار من به خودم مربوطه آتش:ولی اصولا ...

۳ ساعت پیش
11K
وقتی داشتم با داریوش‌خان سیگار می‌کشیدم، نگاهم به نقاشی افتاد و پرسیدم: «داریوش‌خان، این نقاشی اثر کیه؟» خیره شد به نقاشی و بعد به خانم فتوره‌چی که توی آشپزخانه بود نگاه کرد و بعد هم ...

وقتی داشتم با داریوش‌خان سیگار می‌کشیدم، نگاهم به نقاشی افتاد و پرسیدم: «داریوش‌خان، این نقاشی اثر کیه؟» خیره شد به نقاشی و بعد به خانم فتوره‌چی که توی آشپزخانه بود نگاه کرد و بعد هم نگاهش را دوخت به من و گفت: «عکس مهتابه. خودم کشیدمش.» منظورش خانم فتوره‌چی بود. ...

۳ ساعت پیش
6K
*گل یخ* *محمد* خوابالود در رو باز کردم مامان با ترس گفت : چرا درو باز نمی کنی مردم از ترس - مگه چی شده ؟! - می دونی ساعت چنده - چنده - تو ...

*گل یخ* *محمد* خوابالود در رو باز کردم مامان با ترس گفت : چرا درو باز نمی کنی مردم از ترس - مگه چی شده ؟! - می دونی ساعت چنده - چنده - تو چرا اینجوری فرشته کجاست - تو اتاق - اونم خوابه - آره - محمد ...مستی ...

۴ ساعت پیش
17K
*گل یخ* *فرشته* با گریه محمد کنار زدم عصبی شد وگفت : بسه دیگه - ولم کن بهش چنگ زدم صورتم آتیش گرفت - قصد آزار منو داری ... گریه می کردم دستمو گذاشتم رو ...

*گل یخ* *فرشته* با گریه محمد کنار زدم عصبی شد وگفت : بسه دیگه - ولم کن بهش چنگ زدم صورتم آتیش گرفت - قصد آزار منو داری ... گریه می کردم دستمو گذاشتم رو صورتم لبه ای تخت نشسته بود وسیگار می کشید جرات نمی کردم حرف بزنم آروم ...

۴ ساعت پیش
17K
*گل یخ* *فرشته* همراه زن عمو رفتیم صرافی می خواست طلاهاش عوض کنه عمو یه سرویس اورد وبه من دادپر نگین قرمز ازش تشکر کردم خیلی قشنگ بود بعدم رفتیم خیابون زن عمو می خواست ...

*گل یخ* *فرشته* همراه زن عمو رفتیم صرافی می خواست طلاهاش عوض کنه عمو یه سرویس اورد وبه من دادپر نگین قرمز ازش تشکر کردم خیلی قشنگ بود بعدم رفتیم خیابون زن عمو می خواست برای من خرید کنه انصافا خیلی هم خوش سلیقه بود می دونست محمد رنگ قرمز ...

۴ ساعت پیش
19K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 56* چند قدم رفتم عقب تر کف اتاق کلی رو تختـــــی خونی بود ، پرستاره صورت وحشت زد منو که دید نگـــــاه به داخل اتاق کرد و جیغ کشیــد دستشو ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 56* چند قدم رفتم عقب تر کف اتاق کلی رو تختـــــی خونی بود ، پرستاره صورت وحشت زد منو که دید نگـــــاه به داخل اتاق کرد و جیغ کشیــد دستشو گذاشت روی دهانش و دوید از سالن بیرون ، دنبالــش پا تند کردم رفتم ، ...

۴ ساعت پیش
20K
*گل یخ* *محمد* از گل فروشی اومدم بیرون سوار ماشین شدم رفتم خونه مامان به استقبالم اومد با دیدن گل تو دستم لبخند زد به همه سلام کردم ورفتم پیش فرشته ودخترکوچلوی محیا -خوبی - ...

*گل یخ* *محمد* از گل فروشی اومدم بیرون سوار ماشین شدم رفتم خونه مامان به استقبالم اومد با دیدن گل تو دستم لبخند زد به همه سلام کردم ورفتم پیش فرشته ودخترکوچلوی محیا -خوبی - تو چطوری محمد نگران شدیم - خوبم گل رووگرفتم طرفش با لبخند گرفت - خوشگله ...

۴ ساعت پیش
22K
چون عهده نمی شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دل شیدا را می نوش به نور ای ماه که ماه بسیار بتابد و نیابد ما را من هیچ ندانم که مرا آنکه ...

چون عهده نمی شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دل شیدا را می نوش به نور ای ماه که ماه بسیار بتابد و نیابد ما را من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت جامی و بتی و بربطی بر لبِ ...

۵ ساعت پیش
7K
#پارت صدو هفتادو سه.... #کارن... از بیمارستان اومدم خونه خیلی خسته بود امروز واقعا اون عمل اورژانسی خستم کرده بود سرم پایین بود اومد داخل سالن که باصدای سلام جانان کنارم سرم رو اوردم بالا ...

#پارت صدو هفتادو سه.... #کارن... از بیمارستان اومدم خونه خیلی خسته بود امروز واقعا اون عمل اورژانسی خستم کرده بود سرم پایین بود اومد داخل سالن که باصدای سلام جانان کنارم سرم رو اوردم بالا که.... جانان توی اون سویشرت و شلوار عروسکی با موی خرگوشی واقعا شبیه دحتر بچه ...

۵ ساعت پیش
22K
تو اگر ناز کنی ناز کشیدن بلدم ناز از چشم پر از عشوه خریدن بلدم قفس خسته دلی های من عاشق را باز کن تا که ببینی که پریدن بلدم لب تو باغ انار است ...

تو اگر ناز کنی ناز کشیدن بلدم ناز از چشم پر از عشوه خریدن بلدم قفس خسته دلی های من عاشق را باز کن تا که ببینی که پریدن بلدم لب تو باغ انار است به شوق آوردم میوه ی عشق ز لبخند تو چیدن بلدم خنده کن تا بشوی ...

۵ ساعت پیش
7K