نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

‍ #داستانهای_شاهنامه #سیاوش روزی طوس به همراه گودرز و گیو به نخچیرگاه رفتند چشمشان به زیبارویی افتاد . طوس به او گفت : چه کسی تو را به این بیشه آورد؟ دختر گفت: دیشب پدر ...

‍ #داستانهای_شاهنامه #سیاوش روزی طوس به همراه گودرز و گیو به نخچیرگاه رفتند چشمشان به زیبارویی افتاد . طوس به او گفت : چه کسی تو را به این بیشه آورد؟ دختر گفت: دیشب پدر مرا زد و من خانه را رها کردم‌ . . طوس و گیو هر دو ...

۱ ساعت پیش
11K
https://m.soundcloud.com/alikhandro-s-nchez/toomor-2 زندگی یک چمدان است که می آوریش بار و بندیل سبک می کنی و می بریش خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه ...

https://m.soundcloud.com/al... زندگی یک چمدان است که می آوریش بار و بندیل سبک می کنی و می بریش خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم دسته کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم گاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم ...

۱ ساعت پیش
10K
از بچگی عاشق موتور بودم هنوز موتورِ آبیِ پدربزرگ یادم است و لحظه شماری برای آخر هفته‌ها که روی موتورِ خاموش بنشینم و فقط گاز بدهم، که با دهانم صدای موتور در بیاورم و توی ...

از بچگی عاشق موتور بودم هنوز موتورِ آبیِ پدربزرگ یادم است و لحظه شماری برای آخر هفته‌ها که روی موتورِ خاموش بنشینم و فقط گاز بدهم، که با دهانم صدای موتور در بیاورم و توی خیال لابلای ماشین‌ها ویراژ بدهم. بزرگتر که شدم تصویر این آرزو هر بار که عزیز ...

۱ ساعت پیش
14K
#پارت۴۵ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال -می‌گی چی‌کار کنم سارا؟ شب تو خیابون بخوابم؟ -نه، بیا پیش خودم. منم تنهام. -دیگه چی؟ به حد کافی بهت زحمت دادم. چشم‌غره‌ای به من رفت و گفت: -جان ...

#پارت۴۵ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال -می‌گی چی‌کار کنم سارا؟ شب تو خیابون بخوابم؟ -نه، بیا پیش خودم. منم تنهام. -دیگه چی؟ به حد کافی بهت زحمت دادم. چشم‌غره‌ای به من رفت و گفت: -جان مادرت این تعارف‌ها رو کنار بذار. نیای ناراحت می‌شم. -آخه مادرم اجازه نمی‌ده، من هیچ‌وقت ...

۳ ساعت پیش
43K
#پارت۴۳ #رمان_شیطان_زاده 🔞 مازیار نیز با غرور کاذبی برگ‌هایی که روی ماشین ریخته بود را کنار زد که خاله سمیرا مشکوک پرسید: -ماشین خودته خاله؟ مازیار چشمک ریزی به من زد و خطاب به خاله‌اش ...

#پارت۴۳ #رمان_شیطان_زاده 🔞 مازیار نیز با غرور کاذبی برگ‌هایی که روی ماشین ریخته بود را کنار زد که خاله سمیرا مشکوک پرسید: -ماشین خودته خاله؟ مازیار چشمک ریزی به من زد و خطاب به خاله‌اش گفت: -آره. کادوی نامزدی از طرف پدرزن عزیزم. حالا نوبت من بود که چشم‌هایم گرد ...

۳ ساعت پیش
34K
#پارت۴۲ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر حوصله‌ام سر رفته بود که گوشی‌ام را از کیفم بیرون آوردم و مشغول بازی شدم. ناگهان جمع در سکوت فرو رفت. گوشی را کمی پایین آوردم که متوجه ...

#پارت۴۲ #رمان_شیطان_زاده مناسب بالای ۱۸ سال آن‌قدر حوصله‌ام سر رفته بود که گوشی‌ام را از کیفم بیرون آوردم و مشغول بازی شدم. ناگهان جمع در سکوت فرو رفت. گوشی را کمی پایین آوردم که متوجه شدم همه با تعجب نگاهم می‌کنند. نگاه پرسشگرم را به مازیار دوختم؛ با آن‌که رگه‌هایی ...

۳ ساعت پیش
32K
پارت۴۱ #رمان_شیطان_زاده به دلیل جملات باز کلامی مناسب بالای 🔞 تا رسیدن به رستوران مورد نظر، سکوت در فضای ماشین حکم‌فرما بود. مازیار ماشین را داخل پارکینگ کنار دویست و شش نقره‌ای رنگی پارک کرد ...

پارت۴۱ #رمان_شیطان_زاده به دلیل جملات باز کلامی مناسب بالای 🔞 تا رسیدن به رستوران مورد نظر، سکوت در فضای ماشین حکم‌فرما بود. مازیار ماشین را داخل پارکینگ کنار دویست و شش نقره‌ای رنگی پارک کرد و پیاده شد. من هم پیاده شدم و در آینهٔ ماشین مشغول درست کردن شالم ...

۳ ساعت پیش
31K
با چه حقّی از منِ شوریده سر ، دل می بری ؟ قصد جانم کرده ای با ناوک افسونگری ؟ زیر چشمی گر نگاهت می کنم تقصیر چیست ؟ طرّه هایت غمزه ها دارند زیر ...

با چه حقّی از منِ شوریده سر ، دل می بری ؟ قصد جانم کرده ای با ناوک افسونگری ؟ زیر چشمی گر نگاهت می کنم تقصیر چیست ؟ طرّه هایت غمزه ها دارند زیر روسری بیش در این شهر دیدم دلبرانِ خوش عذار ای سیه چشمِ کمند ابرو ، ...

۹ ساعت پیش
6K
🔴 🆕 با چه رویی دم از رفراندوم می‌زنید؟ برای برجام یا تورمی که سر سفره مردم بردید؟ آقای روحانی در حالی ادعای همه‌پرسی و رفراندوم می‌کند که میانگین تورم در دولت او ۳۲ برابر ...

🔴 🆕 با چه رویی دم از رفراندوم می‌زنید؟ برای برجام یا تورمی که سر سفره مردم بردید؟ آقای روحانی در حالی ادعای همه‌پرسی و رفراندوم می‌کند که میانگین تورم در دولت او ۳۲ برابر میانگین رشد اقتصادی بوده است! روزنامه فرهیختگان با طرح این موضوع نوشت: خوب یا بد، ...

۱۰ ساعت پیش
26K
دمِ رفتن آنقدر عجله داشتی که در را پشت سرت نبستی؛ در باز ماند و

دمِ رفتن آنقدر عجله داشتی که در را پشت سرت نبستی؛ در باز ماند و" تنهایی" چمدان به دست خودش را در خانه چپاند . اوایل روی خوش نشانش نمی دادم. عکس هایت را به در و دیوار خانه می چسباندم، صدای ضبط شده ات را روزی صد بار گوش ...

۱۱ ساعت پیش
17K
امان از این جماعت حرف های یک عده ی معدود در جامعه که از بد روزگار رسانه دارند و مردم آنها را میشناسند پر است از تناقض ! دو رویی ! و منفعت طلبی ! ...

امان از این جماعت حرف های یک عده ی معدود در جامعه که از بد روزگار رسانه دارند و مردم آنها را میشناسند پر است از تناقض ! دو رویی ! و منفعت طلبی ! دیروز مهدی ترابی بازیکن تیم فوتبال پرسپولیس بعد از گل زدنش پیراهن خود را نشان ...

۱۲ ساعت پیش
42K
چند روزی بود بدجور لنز چشمای مبارک خانجانم روی قد و شکل و قیافه من زوم شده بود، و هرچند دقیقه یکبار صدایش بلند میشد که دخترجان این چه طرز راه رفتن است ، حرف ...

چند روزی بود بدجور لنز چشمای مبارک خانجانم روی قد و شکل و قیافه من زوم شده بود، و هرچند دقیقه یکبار صدایش بلند میشد که دخترجان این چه طرز راه رفتن است ، حرف زدنت چرا اینقدر ناز دارد و ... و وای به روزی که خانجانم روی یکی ...

۱۲ ساعت پیش
47K
༻‌‌‌‌♥ ️༺ دیدار ما هرچند دورادور زیباست ! دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست ! هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز ، از تو چه پنهان ؟ درد دل با طور زیباست ! دنیا ...

༻‌‌‌‌♥ ️༺ دیدار ما هرچند دورادور زیباست ! دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست ! هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز ، از تو چه پنهان ؟ درد دل با طور زیباست ! دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده ؛ باور بکن بعضی گره ها ، کور زیباست ...

۱ روز پیش
16K
منتظر آسانسور ایستاده بودیم، سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگ‌تر بود و جدیدتر به نظر می‌آمد، سفت ...

منتظر آسانسور ایستاده بودیم، سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگ‌تر بود و جدیدتر به نظر می‌آمد، سفت و محکم بین انگشتانش خودنمایی می‌کرد، آن یکی که کوچک‌تر بود و قدیمی‌تر، روی زمین ...

۱ روز پیش
19K
منتظر آسانسور ایستاده بودیم، سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگ‌تر بود و جدیدتر به نظر می‌آمد، سفت ...

منتظر آسانسور ایستاده بودیم، سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگ‌تر بود و جدیدتر به نظر می‌آمد، سفت و محکم بین انگشتانش خودنمایی می‌کرد، آن یکی که کوچک‌تر بود و قدیمی‌تر، روی زمین ...

۱ روز پیش
18K
#داستانهای_شاهنامه #رزم_رستم_و_سهراب سهراب عزم جنگ کرد و تا قلب سپاه کاووس رفت اورا باتحقیر خطاب کرد رستم ببر بیان پوشید. رستم به نزدیک سهراب رسید گفت: و تقاضای جنگ تن به تن کرد و گفت ...

#داستانهای_شاهنامه #رزم_رستم_و_سهراب سهراب عزم جنگ کرد و تا قلب سپاه کاووس رفت اورا باتحقیر خطاب کرد رستم ببر بیان پوشید. رستم به نزدیک سهراب رسید گفت: و تقاضای جنگ تن به تن کرد و گفت : تو فرسوده ای و توان جنگ با مرا نداری . رستم گفت: آرام باش ...

۱ روز پیش
66K
مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت . پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله . پسر ...

مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت . پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله . پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت ...

۱ روز پیش
26K
دیدار ما هرچند دورادور زیباست ! دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست ! هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز ، از تو چه پنهان ؟ درد دل با طور زیباست ! دنیا همیشه دل ...

دیدار ما هرچند دورادور زیباست ! دیگر پذیرفتم که ماه از دور زیباست ! هرچند موسایت نخواهم شد ولی باز ، از تو چه پنهان ؟ درد دل با طور زیباست ! دنیا همیشه دل به خواه ما نبوده ؛ باور بکن بعضی گره ها ، کور زیباست ! بس ...

۱ روز پیش
12K
📜 : . پرسیدی عشق چیست؟ برایت نوشتم عشق، عصیان است؛ عصیانی علیه اندوه. وقتی عاشق می‌شویم، با اینکه می‌دانیم فراق و جدایی از راه خواهد رسید، اما بدان بی‌توجهیم؛ یک فریب خودخواستهٔ تلخ و ...

📜 : . پرسیدی عشق چیست؟ برایت نوشتم عشق، عصیان است؛ عصیانی علیه اندوه. وقتی عاشق می‌شویم، با اینکه می‌دانیم فراق و جدایی از راه خواهد رسید، اما بدان بی‌توجهیم؛ یک فریب خودخواستهٔ تلخ و شیرین. یک شوق ناگزیر، همانند آن لحظه‌های شیرین کودکی، که پس از کُشتی گرفتن با ...

۲ روز پیش
24K
#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه 📌 آری، پیامبر صلی الله علیه و آله، در هیچ مجلسی شرکت نمی کردند، مگر آنکه مردمان را با جمله هایی همانند آنچه بیان شد، توجه می دادند. (1) ✋ ...به نظر می‌رسد رسول ...

#روزشمار_شهادت_رسول_اکرم_صل_الله_علیه 📌 آری، پیامبر صلی الله علیه و آله، در هیچ مجلسی شرکت نمی کردند، مگر آنکه مردمان را با جمله هایی همانند آنچه بیان شد، توجه می دادند. (1) ✋ ...به نظر می‌رسد رسول خدا صلی الله علیه و آله، در طی ماه محرم سال آخر عمر شریفشان، بارها ...

۲ روز پیش
31K