نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#پارت_3 #فصل_2 #رمان_اقای_سریع ... یک هفته بعد ... +بله -اقا احسان؟ +خودمم داداش...ماشینو اوردی؟ -اره اقا...همونجایی که گفتی هستم +خیلی ممنون چشم خودمو میرسونم از قبل لباس پوشیده و اماده بودم تا برم ماشینمو تحویل ...

#پارت_3 #فصل_2 #رمان_اقای_سریع ... یک هفته بعد ... +بله -اقا احسان؟ +خودمم داداش...ماشینو اوردی؟ -اره اقا...همونجایی که گفتی هستم +خیلی ممنون چشم خودمو میرسونم از قبل لباس پوشیده و اماده بودم تا برم ماشینمو تحویل بگیرم از اتاق بیرون رفتم و کتونیامو چنگ زدم -کجا میری از جا پریدم و ...

۲ دقیقه پیش
312
زن و شوهری داخل تاکسی شدند، پس از دقایقی #راننده_تاکسی به مرد گفت : به خانم‌تان بگویید، رنگ #آرایش خود را عوض کند، من از این رنگ خوشم نمی‌آید! #مرد عصبانی شد و چندین فحش ...

زن و شوهری داخل تاکسی شدند، پس از دقایقی #راننده_تاکسی به مرد گفت : به خانم‌تان بگویید، رنگ #آرایش خود را عوض کند، من از این رنگ خوشم نمی‌آید! #مرد عصبانی شد و چندین فحش و ناسزا نثار راننده‌ی تاکسی کرد و گفت : چرا به #ناموس مردم نگاه می‌کنی، ...

۱۶ دقیقه پیش
2K
مثانه عصبی منظور از مثانه عصبی چیست ؟ در این مقاله می خواهیم در مورد کارکرد مثانه و وعواملی که سبب ایجاد مثانه عصبی می شود توضیح دهیم . کارکرد مثانه چیست؟ هر فردی دو ...

مثانه عصبی منظور از مثانه عصبی چیست ؟ در این مقاله می خواهیم در مورد کارکرد مثانه و وعواملی که سبب ایجاد مثانه عصبی می شود توضیح دهیم . کارکرد مثانه چیست؟ هر فردی دو کلیه دارد که نقش کلیه ها به عنوان دیالیزور است یعنی مواد سمی را از ...

۲ ساعت پیش
11K
. از سینما زدیم بیرون دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت. بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم. پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود. ...

. از سینما زدیم بیرون دیر وقت بود و به رسم عادت یک ساعتی بازیِ مان گرفت. بداهه دیالوگ میگفتیم و دعوا میکردیم و میخندیدیم و داد میکشیدیم. پایان بازی هایمان هم همیشه باز بود. سرخوشانه چرخ میخوردیم که ساعت از سه بامداد گذشت و چیزی به اذان نمانده بود. ...

۵ ساعت پیش
28K
#مصاحبه_باخدا 💢 خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟ پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید. خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که ...

#مصاحبه_باخدا 💢 خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟ پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید. خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟ 🔹 من سؤال کردم: چه چیزی در آدم ها شما ...

۷ ساعت پیش
25K
زن و شوهری داخل تاکسی شدند، پس از دقایقی #راننده_تاکسی به مرد گفت : به خانم‌تان بگویید، رنگ #آرایش خود را عوض کند، من از این رنگ خوشم نمی‌آید! #مرد عصبانی شد و چندین فحش ...

زن و شوهری داخل تاکسی شدند، پس از دقایقی #راننده_تاکسی به مرد گفت : به خانم‌تان بگویید، رنگ #آرایش خود را عوض کند، من از این رنگ خوشم نمی‌آید! #مرد عصبانی شد و چندین فحش و ناسزا نثار راننده‌ی تاکسی کرد و گفت : چرا به #ناموس مردم نگاه می‌کنی، ...

۱۰ ساعت پیش
16K
زن و شوهری داخل تاکسی شدند، پس از دقایقی #راننده_تاکسی به مرد گفت : به خانم‌تان بگویید، رنگ #آرایش خود را عوض کند، من از این رنگ خوشم نمی‌آید! #مرد عصبانی شد و چندین فحش ...

زن و شوهری داخل تاکسی شدند، پس از دقایقی #راننده_تاکسی به مرد گفت : به خانم‌تان بگویید، رنگ #آرایش خود را عوض کند، من از این رنگ خوشم نمی‌آید! #مرد عصبانی شد و چندین فحش و ناسزا نثار راننده‌ی تاکسی کرد و گفت : چرا به #ناموس مردم نگاه می‌کنی، ...

۱۱ ساعت پیش
20K
. ما فقط دوست معمولی بودیم! وقتی شب به شب بیدار می ماندیم به پای هم توی صفحه های مجازی لعنتی تا خوابمان بگیرد لابلای حرف زدن های بی‌خودمان از روزمرگی های بیخودترمان دوست معمولی ...

. ما فقط دوست معمولی بودیم! وقتی شب به شب بیدار می ماندیم به پای هم توی صفحه های مجازی لعنتی تا خوابمان بگیرد لابلای حرف زدن های بی‌خودمان از روزمرگی های بیخودترمان دوست معمولی بودیم! . وقتی اولین بار توی سرازیری ولیعصر قرار گذاشتیم و دیدمش و خیز برداشت ...

۲۰ ساعت پیش
47K
مردها به عشق که مبتلا میشوند ترسو میشوند... از آینده میترسند، از کسی که بهتر از آنها باشد، از کسی که حرف زدن را بهتر بلد باشد، از کسی که جیبش پر پول تر باشد، ...

مردها به عشق که مبتلا میشوند ترسو میشوند... از آینده میترسند، از کسی که بهتر از آنها باشد، از کسی که حرف زدن را بهتر بلد باشد، از کسی که جیبش پر پول تر باشد، از کسی که یکهو از راه برسد و حرفی را که آنها یک عمر دل ...

۲۱ ساعت پیش
13K
موجودات باهوشی که از کمربند اورین امده اند. از کتب باستانی مایا چهار نسخه مهم در کتابخانه نگهداری میشود. این نسخ به نام کدکس شناخته میشوند. کدکس پاریس حاوی پیشگوییهاست, کدکس مادرید طالع بینی کوکبی ...

موجودات باهوشی که از کمربند اورین امده اند. از کتب باستانی مایا چهار نسخه مهم در کتابخانه نگهداری میشود. این نسخ به نام کدکس شناخته میشوند. کدکس پاریس حاوی پیشگوییهاست, کدکس مادرید طالع بینی کوکبی است و کودکس درسدن حاوی روابط ریاضی و ستاره شناسی است. کدکس چهارم نیز در ...

۲۲ ساعت پیش
20K
شهدا ذره ای ادعا در کارشان نبود تا توانستن عاقبت بخیری را از خدا بخرند شهید مهدی باکری فرمانده دلیر لشکر 31 عاشورا ، بر اثر اصابت تیر ، از ناحیه کتف مجروح شده بود. ...

شهدا ذره ای ادعا در کارشان نبود تا توانستن عاقبت بخیری را از خدا بخرند شهید مهدی باکری فرمانده دلیر لشکر 31 عاشورا ، بر اثر اصابت تیر ، از ناحیه کتف مجروح شده بود. یک روز تصمیم گرفت برای سرکشی و کسب اطلاع از انبارهای لشکر بازدید کند مسئول ...

۲۳ ساعت پیش
20K
مرد ها را میشناسی؟!! همان چهارشانه ی قوی و آن بمِ مردانه ی دوست داشتنی، که همیشه حریفِ درِ محکمِ شیشه ی مربا،سنگینی کیسه های خرید، جابجا کردنِ مبل های خانه و غُرغُرهای زنانه هستند، ...

مرد ها را میشناسی؟!! همان چهارشانه ی قوی و آن بمِ مردانه ی دوست داشتنی، که همیشه حریفِ درِ محکمِ شیشه ی مربا،سنگینی کیسه های خرید، جابجا کردنِ مبل های خانه و غُرغُرهای زنانه هستند، که خوب میدانند کِی دلت هوسِ شیرینی ناپلئونی میکند تا برایت بخرند،یا کی دلت قدم ...

۱ روز پیش
47K
معجزه جان ! چقدر حیف که نمی شود اسمت رامیان این سطرها بیاورم ... همه می خوانند خُب ... همه می فهمند خُب ... این ها آرزویشان است یکی مثل تو بیاید حالشان را خوب ...

معجزه جان ! چقدر حیف که نمی شود اسمت رامیان این سطرها بیاورم ... همه می خوانند خُب ... همه می فهمند خُب ... این ها آرزویشان است یکی مثل تو بیاید حالشان را خوب کند ... درست شبیهِ حالِ خوبِ این روزهایِ من ... ! پیدایت کنند بیچاره ام ...

۱ روز پیش
15K
فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت5* دودستمو گذاشتم رو صورتم و زیر لب گفتم :نه ....نه ....نه چنگ انداخت بین موهام دستشو مشت کرد و سرم رو کشید عقب برد نزدیک صورتش و تو صورتم داد ...

فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت5* دودستمو گذاشتم رو صورتم و زیر لب گفتم :نه ....نه ....نه چنگ انداخت بین موهام دستشو مشت کرد و سرم رو کشید عقب برد نزدیک صورتش و تو صورتم داد زد : فقط حرف های منو گوش میکنی فهمیدی ؟ جوابش رو ندادم که گفت ...

۱ روز پیش
61K
اخرین باری که از ته دل خندیدم همین دیشب بود... چقدر خوبه که اخرین از ته دل خندیدنم رو یادم هست ولی خودت بهتر از هرکسی میدونی که منو فقط تو میتونی بخنذونی برقصونی شادم ...

اخرین باری که از ته دل خندیدم همین دیشب بود... چقدر خوبه که اخرین از ته دل خندیدنم رو یادم هست ولی خودت بهتر از هرکسی میدونی که منو فقط تو میتونی بخنذونی برقصونی شادم کنی... تو فقط میتونی دستامو بگیری یک عالمه ارامش بذاری وسط حال خرابم بشی مسکن ...

۱ روز پیش
33K
*شیرین* ...... شما دوتا یه وقت خسته نشید نفس : ما که نکشیدیم بخوایم برای بازدید کنندگان گرامی توضیح بدیم مخصوصا اون تابلو آخریه اون پسره یه ساعته داره نگاه تابلو می کنه فکر کنم ...

*شیرین* ...... شما دوتا یه وقت خسته نشید نفس : ما که نکشیدیم بخوایم برای بازدید کنندگان گرامی توضیح بدیم مخصوصا اون تابلو آخریه اون پسره یه ساعته داره نگاه تابلو می کنه فکر کنم گیج شده بدبخت برو به دادش برس - دستت درد نکنه نفس خانم به سمت ...

۱ روز پیش
92K
همین که آقاجان از دهان لق خواهرکوچکم شنید من با فروختن گوشواره ام یک ساز خریده ام، کمربندش را برداشت و توی حیاط دنبالم افتاد که گیس بریده کدام عاقلی طلا را می‌دهد دادار دودور ...

همین که آقاجان از دهان لق خواهرکوچکم شنید من با فروختن گوشواره ام یک ساز خریده ام، کمربندش را برداشت و توی حیاط دنبالم افتاد که گیس بریده کدام عاقلی طلا را می‌دهد دادار دودور میخرد؟ ننه جان هم پشت آقام درآمد و همینطور که چنگ می انداخت به صورتش ...

۱ روز پیش
25K
پارت 22 از اتاق پرو بیرون اومدم و رفتم روبه روی دنیل که با، باکلاسی ذاتیش پا روی پا گذاشته و همه رو تماشا میکرد ایستادم و با خنده ی شیرینی گفتم: _ خوشگله؟ دنیل ...

پارت 22 از اتاق پرو بیرون اومدم و رفتم روبه روی دنیل که با، باکلاسی ذاتیش پا روی پا گذاشته و همه رو تماشا میکرد ایستادم و با خنده ی شیرینی گفتم: _ خوشگله؟ دنیل که خنده ی من رو دید گفت؛ _ اول خنده ات... بعدا خودت... بعدا شاید ...

۱ روز پیش
99K