ویژه کنید
عکس و تصویر رمان سیگارقلبی پارت هشتاد و هشت: -دلیلش دقیقاً همین بود؛ مازیار یه عاشق معمولی نبود. ...

رمان سیگارقلبی
پارت هشتاد و هشت:
-دلیلش دقیقاً همین بود؛ مازیار یه عاشق معمولی نبود.
-منظورتون چیه؟
-مازیار مثل بقیه نبود، میشه گفت عاشق آتوسا نبود.
-یعنی چی؟ شما خودتون گفتید عاشقش بود!
-عاشق بود اما مثل بقیه آدما که میگن عاشقیم نبود، اون مجنون آتوسا بود نه عاشقش.
-یعنی خیلی عاشقش بود؟
-بی‌نهایت.....همش برای آتوسا کادو می‌خرید اما آتوسا اصلاً محلی نمی‌داد. چند بار وسط خیابون داد زد سرش که نمی‌خوامت. اما مازیار ول کنش نبود.
-مازیار آتوسا رو اذیت هم می‌کرد؟
-نه اتفاقاً برعکس، خیلی هم دل نازک بود در قبالش؛ آتوسا که داد می‌زد سرش آروم می‌گفت داد نزن صدات می‌گیره.
-اگه انقدر با آتوسا خوب بود پس چرا آتوسا پسش می‌زد؟
-به چند دلیل، یکیش اینکه آتوسا اصلاً عاشقش نبود. پسش می‌زد تا مثلاً مازیار بیخیالش بشه چون از یه طرف هم عذاب وجدان داشت، اما اون هر چی می‌گذشت عاشق تر می‌شد.
-مازیار بخاطر آتوسا خودکشی کرد؟
-آره.....وقتی مازیار خودکشی کرد آتوسا نابود شد. می‌شد گفت سخت ترین روزای زندگیش از همون موقع شروع شد.
-چرا سخت ترین؟
-تقریباً همون موقع ها بود که آتوسا فهمید نریمان هم داره بهش خیانت می‌کنه.
-آتوسا عاشق نریمان بود؟
-بود.....عاشقش بود.....اما نریمان از اول هم عاشق آتوسا نبود و به اصرار خانوادش تن به این ازدواج داده بود.
-نریمان از اول عاشق مرجان بود؟
-نه بعداً عاشقش شد.....یادمه آتوسا همیشه می‌گفت کسی عاشقت است اما تو عاشقش نیستی...... کسی که عاشقش هستی عاشق تو نیست...... کسی که هم او عاشق توست و هم تو عاشق اویی دست تقدیر نمی‌گذارد مال هم باشید.
-ماهان کیه؟
-ماهان دوست مازیار بود، دوست صمیمیش، من هیچوقت ماهان رو ندیدم اما آتوسا می‌گفت اخلاق خیلی خاصی داره.
-یعنی چجوری؟
-می‌گفت خیلی کم حرفه و فقط با مازیار خیلی گرم می‌گیره.
-ماهان هم دبیر زبان بود؟
-نه، ماهان مهندس کامپیوتر بود. یه بار سیستم من خراب شد مازیار گفت زنگ بزنیم دوستم ماهان بیاد درستش کنه اما وقتی زنگ زدن قبول نکرد و گفت خودشو سرگرم کارای پیش پا افتاده نمی‌کنه.
-برای چی پیش پا افتاده؟ مگه مهندس کامپیوتر نبود؟!
-بود اما نه مثل همه مهندسا، ماهان یه هکر بود. یه هکر حرفه‌ای. مازیار می‌گفت سیستمی نیست که بخواد و نتونه هک کنه.
-میترا کی بود؟
-خواهر ماهان بود.
-چرا می‌خواست از آتوسا انتقام بگیره؟
-چون میترا عاشق مازیار بود، البته یه عشق معمولی نه مثل عشق مازیار به آتوسا.
-مرگ مازیار تقصیر آتوسا بود؟
-آتوسا هیچوقت فکر نمی‌کرد مازیار خودکشی کنه.
-چه اتفاقی بینشون افتاد؟
-مازیار یه روز اومد سراغ آتوسا و گفت نمی‌تونه بدون اون زندگی بکنه. آتوسا هم طبق معمول مازیار رو از سر خودش باز کرد اما این دفعه مازیار گفت اگه با من ازدواج نکنی خودمو می‌کشم، آتوسا فکر می‌کرد داره می‌ترسونتش برای همین جدی نگرفت و دوباره پسش زد. اما....اما دو روز بعد فهمیدیم خودکشی کرده.
-آتوسا از مرگ مازیار ناراحت شد؟
-بی نهایت.....چون ارکیده و ترانه درگیر خواهر مازیار بودند خبری از حال بد آتوسا نداشتند و آتوسا چند شب پیش من می‌موند، تا صبح همش کابوس می‌دید و جیغ می‌زد و صبح می‌گفت همش مازیار داشته با اشک و خشم نگاش می‌کرده.
نفس عمیقی کشید و چند ثانیه سکوت کرد اما دوباره سوالاتش رو شروع کرد:
-اگه نریمان عاشق آتوسا نبود پس چرا داره دنبال قاتل آتوسا می‌گرده؟
-نریمان اوایل عقدشون اصلا رابطه خوبی با آتوسا نداشت حتی چند بارم آتوسا رو کتک زده بود اما این آخرا دیگه باهم کنار اومده بودن، آتوسا می‌خواست ازش جدا بشه و فقط یه دوست معمولی باشند. اما نریمان هیچوقت نگفت به من که چرا داره دنبال قاتل آتوسا می‌گرده. همیشه میاد سراغ من و فقط میگه نگران نباش مرگ قاتل آتوسا نزدیکه.
دستاشو تو هم گره کرد و روی زانو هاش گذاشت و خم شد و گفت:
-به نظر شما که از همه نزدیکتر به آتوسا بودید سیگارقلبی کیه؟
نفس عمیقی کشیدم و گفتم:
-به نظر من کار کسی جز میترا نمی‌تونه باشه، البته مطمئنم ماهان هم داره بهش کمک می‌کنه. چون این پیام هایی که هیچ ردی ازشون نمی‌مونه فقط از یه هکری قابل مثل ماهان برمیاد.
سری تکون داد و ضبط سوت رو خاموش کرد و گفت:

نظر فراموش نشه #سیگارقلبی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

ادامه‌ی دیدگاه ها
Loading...