ویژه کنید
عکس و تصویر به خانواده ام گفتم نمیتونم صبرکنم😔 پدرم گفت برودرپناه خدا ومادرم هم گفت تورا به ...

به خانواده ام گفتم نمیتونم صبرکنم😔 پدرم گفت برودرپناه خدا ومادرم هم گفت تورا به حضرت زینب (س)امانت میسپرم🌹 منم خیلی خوشحال شدم☺ ️ وگفتم منم میرم از حضرت زینب(س)برای شما صبرمیخوام🌹

🌺 وحاضربه انجام هرکاری درراه ولایت واهلبیت بود نزدیک ایام محرم که میشدوقتی از سرکاربرمیگشت خونه زود اماده میشد ومیرفت تا کارهای محرم رو برای عزاداری امام حسین(ع)اماده کنن🌺
#فرزندبزرگ و اول خانواده ومجردبود.
🌺 موقع راهسپاری با پدرم ومادر ومن روبوسی کرد😘 اما موقع روبوسی درگوش من گفت من میرم اما دیگه برنخواهم گشت😔 مواظب بابا ومامان باش😭

( #برادر_شهید)

🌺 روزی از سوریه به من زنگ زد📞 گفتم کجا هستی رسیدین؟برای اینکه اطلاعات شنود نشه😶 گفت اره داریم قوطی های حلبی رودرست میکنیم( رسیدیم توحلب هستیم)

( #برادر_شهید)

🌺 باتوجه به توضیحات دوست شهید که ایشون هم جانباز شدن ومجروح هستن: #شب اومدن گفتن که راننده تانک شما رودادن محورعملیاتی دیگری ماهم اومدیم گفتیم ما #راننده تانک نداریم از اون ور #شهید محمدرضافخیمی به پاایستاد وگفت #محمدرضانمرده که صبح من میام باهاتون( زمانی که گفت من میام حدودیکساعت بود از محور اومده بود عقب و24ساعت باید استراحت میکرد)😔 #نزدیک های اذان صبح بود بیدارشده بود و #دعای عهدمیخوند(توخونه هم همیشه نیم ساعت قبل بیدارمیشد ودعای عهدمیخوند) #اذان که گفت نماز رو خوندیم شروع به عملیات کردیم وتا نزدیکی های اذان ظهرآتش روسرالنصره ریختیم
( #برادر_شهید)

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...