نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#بخش دوم مصطفی گفت: «من هم فکر نمی کردم یک دختر لبنانی بتواند شمع و معنایش را به این خوبی درک کند.» پرسیدم: « این را کی کشیده؟ من خیلی دوست دارم ببینمش، آشنا شوم.» ...

#بخش دوم مصطفی گفت: «من هم فکر نمی کردم یک دختر لبنانی بتواند شمع و معنایش را به این خوبی درک کند.» پرسیدم: « این را کی کشیده؟ من خیلی دوست دارم ببینمش، آشنا شوم.» مصطفی گفت «من.» بیشتر از لحظه ای که چشمم به لبخندش و چهره اش افتاده ...

۳۵ دقیقه پیش
7K
#بخش اول اسم چمران برایم با جنگ همراه بود، فکر می کردم نمی توانم بروم او را ببینم. از طرف دیگر پدرم ناراحتی قلبی پیدا کرده بود و من خیلی ناراحت بودم. سید غروی یک ...

#بخش اول اسم چمران برایم با جنگ همراه بود، فکر می کردم نمی توانم بروم او را ببینم. از طرف دیگر پدرم ناراحتی قلبی پیدا کرده بود و من خیلی ناراحت بودم. سید غروی یک شب برای عیادت بابا آمد خانه مان و موقع رفتن دم در تقویمی از سازمان ...

۴۱ دقیقه پیش
9K
دوستت دارم ولی تقدیر چیز دیگری است خواب می بینم تو را،تعبیر چیز دیگری است در خیابان بار ها می بینمت، از راه دور پیشتر می آیم و تصویر چیز دیگری است کوه بودم، دوریت ...

دوستت دارم ولی تقدیر چیز دیگری است خواب می بینم تو را،تعبیر چیز دیگری است در خیابان بار ها می بینمت، از راه دور پیشتر می آیم و تصویر چیز دیگری است کوه بودم، دوریت کاه از وجودم ساخته در قفس افتادن یک شیر چیز دیگری است عاشقی طعم خوشی ...

۴۸ دقیقه پیش
4K
از یک جایی به بعد یاد میگیری که دیگر خودت را درگیرِ
عکس بلند

از یک جایی به بعد یاد میگیری که دیگر خودت را درگیرِ "دوستت دارم" های بی سرو ته هیچ آدمی نکنی، دوستت دارم هایی که مثل تکیه کلام دائما وردِ زبان اند و مخاطب هایش هر روز عوض میشوند، از یک جایی به بعد میفهمی فکر کردن به آدمی که ...

۵۵ دقیقه پیش
5K
آرزو می کنم توی آخرین روزهای فصل بهار اگه فارغید ، عاشق بشید و اگه عاشقید ، عاشق تر... آرزو میکنم چشماتون از شادی برق بزنه لبتون پر از خنده باشه و هر صبح از ...

آرزو می کنم توی آخرین روزهای فصل بهار اگه فارغید ، عاشق بشید و اگه عاشقید ، عاشق تر... آرزو میکنم چشماتون از شادی برق بزنه لبتون پر از خنده باشه و هر صبح از هیجانِ شروعِ یک روزِ جدید، به وجد وسرور بیاین آرزو میکنم لحظه های زندگی تون ...

۱ ساعت پیش
5K
⚠ ️ هشدار کبد چرب شاید باور نکنید ولی کبد چرب تو جامعه اپیدمی شده و تقریبا تو هر خانواده حداقل یک نفر به کبد چرب مبتلاست و نمیدونن. سن خاصی هم نداره. اینطوری نیس ...

⚠ ️ هشدار کبد چرب شاید باور نکنید ولی کبد چرب تو جامعه اپیدمی شده و تقریبا تو هر خانواده حداقل یک نفر به کبد چرب مبتلاست و نمیدونن. سن خاصی هم نداره. اینطوری نیس که بگین این بیماری پیرمردها و پیرزنهاس. حتی بچه ها هم ممکنه کبدشون چرب باشه. ...

۲ ساعت پیش
9K
خیلی قشنگه👌 دلگیر مباش..! از مرغانی که نزد تو دانه خوردند و نزد همسایه تخم گذاشتند ایمان داشته باش روزی بوی کبابشان به مشامت خواهد رسید صبور باش،صبر اوج احترام،به حکمت خداست دنیا دو روزه،یک ...

خیلی قشنگه👌 دلگیر مباش..! از مرغانی که نزد تو دانه خوردند و نزد همسایه تخم گذاشتند ایمان داشته باش روزی بوی کبابشان به مشامت خواهد رسید صبور باش،صبر اوج احترام،به حکمت خداست دنیا دو روزه،یک روز با تو،یک روز بر علیه تو ،پس ناامید نشو، زمان زود میگذرد،بی بی ها ...

۲ ساعت پیش
13K
از چشم های تو فقط یک جفت در دنیا وجود دارد تک و بی نظیر؛ دست نیافتنی و بی انتها؛ تو بیا... تمام تیله های سیاه دنیا را نشان من بده تمامِ چاله هایِ عمیق ...

از چشم های تو فقط یک جفت در دنیا وجود دارد تک و بی نظیر؛ دست نیافتنی و بی انتها؛ تو بیا... تمام تیله های سیاه دنیا را نشان من بده تمامِ چاله هایِ عمیق را هم؛ عاشق هیچ کدام نمی شوم حتی اگر کپی برابر اصل باشند.

۲ ساعت پیش
3K
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است سردار شهید سید جلال حبیب‌الله‌پور از رزمندگان ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السلام علیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها السلام علیک ایها الشهداء و الصدیقین #توجه: استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است سردار شهید سید جلال حبیب‌الله‌پور از رزمندگان لشکر عملیاتی 25 کربلای مازندران روز دوشنبه 31 فروردین‌ماه 1394 در سوریه میدان دفاع از ...

۳ ساعت پیش
19K
*شیرین* .......... متحیر به قصر رو به روم نگاه کردم وگفتم : قصر نشین هستن محمود خندید وگفت : همیشه همین بوده - دارندگی برازندگی محمود : مشکلش چیه - هیچی محمود : شیرین خنده ...

*شیرین* .......... متحیر به قصر رو به روم نگاه کردم وگفتم : قصر نشین هستن محمود خندید وگفت : همیشه همین بوده - دارندگی برازندگی محمود : مشکلش چیه - هیچی محمود : شیرین خنده ای مصنوعی کردم رفتیم داخل ترجیح دادم به چیزی نگاه نکنم پریوش بغلم کرد و ...

۶ ساعت پیش
35K
*شیرین* ........ متعجب محمود رو نگاه کردم وگفتم : چه بی خبر اومدم بیرون خیلی بهم بر خورده بود پس چرادمحمود به من چیزی نگفته بود محمود : شیرین بدون توجه بهش به آسمون نگاه ...

*شیرین* ........ متعجب محمود رو نگاه کردم وگفتم : چه بی خبر اومدم بیرون خیلی بهم بر خورده بود پس چرادمحمود به من چیزی نگفته بود محمود : شیرین بدون توجه بهش به آسمون نگاه کردم محمود : می خواستم سوپرایز بشی نمی دونستم ناراحت میشی - من غریبه بودم...مهم ...

۷ ساعت پیش
56K
#پارت شصت و هشت.... #جانان... هنوز گیج خواب بودم .....اصلا این کارن این وقت اینجا چه کار میکنه....اه ولش کن ....همین طوری گیج خواب به سمت اتاقم رفتم اومد خودم رو بندازم روی تخت که ...

#پارت شصت و هشت.... #جانان... هنوز گیج خواب بودم .....اصلا این کارن این وقت اینجا چه کار میکنه....اه ولش کن ....همین طوری گیج خواب به سمت اتاقم رفتم اومد خودم رو بندازم روی تخت که خودم رو توی ایینه دیدم..... من......من....این شکلی....وای نه......ای جانان الهی زلیل شی دختر....من این شکلی ...

۷ ساعت پیش
51K
*مریم* ........... فرزام: بیا دراز بکش خسته ای دراز کشیدم به بالش تکیه داد لبخند زد وگفت : می دونی مریم از وقتی یاد دارم تو توی قلبم بودی خیلی دوست داشتم هر وقت میومدم ...

*مریم* ........... فرزام: بیا دراز بکش خسته ای دراز کشیدم به بالش تکیه داد لبخند زد وگفت : می دونی مریم از وقتی یاد دارم تو توی قلبم بودی خیلی دوست داشتم هر وقت میومدم خونتون وخودتو از من قایم می کردی بیشتر دوست داشتم از وقتی خیلی کوچلو بودی ...

۸ ساعت پیش
50K
*مریم* ........ بعد از شام که کلی فرزام شیطنت کرد وخندیدیم قرار شدبا مهمونا عکس بگیریم عکس های اصلی رو تو باغ بردیا گرفتیم بیشتر عکس ها رو با نفس وشیرین گرفتیم وچقدر خندیدیم میز ...

*مریم* ........ بعد از شام که کلی فرزام شیطنت کرد وخندیدیم قرار شدبا مهمونا عکس بگیریم عکس های اصلی رو تو باغ بردیا گرفتیم بیشتر عکس ها رو با نفس وشیرین گرفتیم وچقدر خندیدیم میز روبه رومون شد پر کادو که فرزام می گفت مهمونها میان کادوهاشون میدن وما باز ...

۸ ساعت پیش
63K
#پارت شصت و هفت... #جانان.... زود بود ولی هر چی زود تر کارم تموم شه بیشتر واسه خودم میتونم ازاد باشم.... رفتم اشپز خونه خوب حالا چی بپزم.... فک کنم زرشک پلو خوب باشه....نه...خوب خورشت ...

#پارت شصت و هفت... #جانان.... زود بود ولی هر چی زود تر کارم تموم شه بیشتر واسه خودم میتونم ازاد باشم.... رفتم اشپز خونه خوب حالا چی بپزم.... فک کنم زرشک پلو خوب باشه....نه...خوب خورشت قیمه..... اره همین خوبه خورشت قیمه درست میکنم.... مشغول شدم ... ....... هوف بالا خره ...

۸ ساعت پیش
44K
#پارت شصت و شیش.... #جانان.... رفتم در اتاق کامین از اون جایی که اقا خوابش سنگین تشریف داره دیگه در نزدم و رفتم تو .....ای خدا...بیا نگاش کن پسر گنده بر عکس خوابیده....هی خداهی... من: ...

#پارت شصت و شیش.... #جانان.... رفتم در اتاق کامین از اون جایی که اقا خوابش سنگین تشریف داره دیگه در نزدم و رفتم تو .....ای خدا...بیا نگاش کن پسر گنده بر عکس خوابیده....هی خداهی... من: هی کامین....کامین بلند شو.....هوی....اه کامین بپاش دیگه... کامین با صدایی گرفته که خنده توش موج ...

۹ ساعت پیش
47K
#درد_نوشته چه بدانم ؛ چه ندانم #شهدا میبینند... گاه در حال گناهم؛ شهدا #میبینند...😭 بی تفاوت شدم و عین #خیالم هم نیست ... بوی #نان میدهد آهم شهدا میبینند... غافلم که همه عمر گره خورده ...

#درد_نوشته چه بدانم ؛ چه ندانم #شهدا میبینند... گاه در حال گناهم؛ شهدا #میبینند...😭 بی تفاوت شدم و عین #خیالم هم نیست ... بوی #نان میدهد آهم شهدا میبینند... غافلم که همه عمر گره خورده بهم .... تیر #شیطان و نگاهم ؛ شهدا میبینند...💔 از خدا دور شدم دور خودم ...

۱۰ ساعت پیش
8K
#پارت شصت و پنج.... #جانان.... کامین: چرا فک کنم بمونن حالا شامی که درست کردی کافیه.... من: فک نکنم .... کامین: میخوای غذا سفارش بدم بیارن.... من: نه نمیخواد الان خودم به چیزی درستس میکنم.... ...

#پارت شصت و پنج.... #جانان.... کامین: چرا فک کنم بمونن حالا شامی که درست کردی کافیه.... من: فک نکنم .... کامین: میخوای غذا سفارش بدم بیارن.... من: نه نمیخواد الان خودم به چیزی درستس میکنم.... میگم به نظرت استنبولی درست کنم.... کامین: امممم زود حاضر میشه.... من: اره زود حاضر ...

۱۰ ساعت پیش
54K
#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 8* من دارم چیزی رو میبینم که برام قابل حضم نیست خدای من ..... این چرا اینجوری تو خونه میگـــرده ،انگار اینجا حموم هست ، تیشرت که تنش نیست با ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت 8* من دارم چیزی رو میبینم که برام قابل حضم نیست خدای من ..... این چرا اینجوری تو خونه میگـــرده ،انگار اینجا حموم هست ، تیشرت که تنش نیست با شورت مایو ، تمام عضلاتش زده بیرون حالا چیزای منحرفاتی اِهم ،اهومش بماند، هوداد : ...

۱۲ ساعت پیش
45K
#پارت_70 . #بهت_میرسم از هم گشوده شدن که جیسون اخمی کرد و سریع پشتش کرد سمت ایزابلا و خاست از در خارج بشود ک صدای بی حس و حال ایزابلا به گوشش خورد:صبر کن... . ...

#پارت_70 . #بهت_میرسم از هم گشوده شدن که جیسون اخمی کرد و سریع پشتش کرد سمت ایزابلا و خاست از در خارج بشود ک صدای بی حس و حال ایزابلا به گوشش خورد:صبر کن... . #ایزابلا . با چشم های بی حسم به مردی که پشت به من ایستاده بود ...

۱۲ ساعت پیش
36K