نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

به نام خدا بر اساس آموزه های قرآن ، هاروت و ماروت دو فرشته بودند که در عصر حکومت حضرت سلیمان علیه السلام به زمین آمدند تا علم جادو را به شیوه صحیح به مردم ...

به نام خدا بر اساس آموزه های قرآن ، هاروت و ماروت دو فرشته بودند که در عصر حکومت حضرت سلیمان علیه السلام به زمین آمدند تا علم جادو را به شیوه صحیح به مردم بیاموزند. دلنوشته زیر قسمت اول از دلنوشته ای است که هر چند اصل آن ریشه ...

۷ ساعت پیش
35K
#غروب که می شود،ناگهان ته دلمان سنگین می گردد؛ ناخود آگاه دلمان #تنگ می شود ، می گیرد ، #غم باد می کند! نمی دانیم چرا ؟ ولی همین که آخرین سوسوی #خورشید از چشمانمان ...

#غروب که می شود،ناگهان ته دلمان سنگین می گردد؛ ناخود آگاه دلمان #تنگ می شود ، می گیرد ، #غم باد می کند! نمی دانیم چرا ؟ ولی همین که آخرین سوسوی #خورشید از چشمانمان می گریزد بیشتر #حس اش می کنیم . شاید #دلتنگ کسی هستیم...دلتنگ جایی...و شاید دقیقا ...

۱۶ ساعت پیش
19K
اشک حسرت پارت۹۱ سعید : پانیذ یه عطرم برداشت که من حساب کردم و رفتیم مغازه عروسک فروشی کلی ذوق می کرد واقعا خیلی بچه بود با لبخند نگاهش کردم ویه عروسک موش خوشگل پشمی ...

اشک حسرت پارت۹۱ سعید : پانیذ یه عطرم برداشت که من حساب کردم و رفتیم مغازه عروسک فروشی کلی ذوق می کرد واقعا خیلی بچه بود با لبخند نگاهش کردم ویه عروسک موش خوشگل پشمی برداشتم وبراش خریدم خیلی ذوق کرد وفروشنده بهش می خندید حمید زنگ زد ورفتیم کنارشون ...

۱۸ ساعت پیش
52K
تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست ...

تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست شده بودم و همینطور هر روز قرار بعد مدرسه و قدم زدن تو کوچه پس ...

۲۰ ساعت پیش
100K
#چشمانت را ببند و فکر کن! به‌ دونده ای که با مشکلی در پایش و با اینکه می داند هیچ شانسی برای برنده شدن ندارد در مسابقه دو شرکت می کند چون قول قهرمانی به ...

#چشمانت را ببند و فکر کن! به‌ دونده ای که با مشکلی در پایش و با اینکه می داند هیچ شانسی برای برنده شدن ندارد در مسابقه دو شرکت می کند چون قول قهرمانی به فرزندش داده! یا تصور کن... ماهیگیری را که با اینکه می داند دریا طوفانی ست ...

۱ روز پیش
11K
فروش حراجی پوشاک مردانه و زنانه در پیج زیر https://www.instagram.com/marketnex 🙍 ‍‍ 24 راز حالت دادن مو . 🔶 ترفندهای حرفه‌ای برای حالت دادن مو 🔸 برای اینکه با اسپری‌های حالت دهنده، موهایتان خشک نشود ...

فروش حراجی پوشاک مردانه و زنانه در پیج زیر https://www.instagram.com/m... 🙍 ‍‍ 24 راز حالت دادن مو . 🔶 ترفندهای حرفه‌ای برای حالت دادن مو 🔸 برای اینکه با اسپری‌های حالت دهنده، موهایتان خشک نشود و به همدیگر نچسبد، راه ساده ای وجود دارد. چند قطره روغن مو را کف ...

۱ روز پیش
58K
باور کنید دنیا هنوز هم زیبایی های خودش را دارد... درب اتاقت را باز کن و مادرت را در حال آشپزی ببین که بوی قرمه سبزی جا افتاده اش تمام خانه را گرفته برو و ...

باور کنید دنیا هنوز هم زیبایی های خودش را دارد... درب اتاقت را باز کن و مادرت را در حال آشپزی ببین که بوی قرمه سبزی جا افتاده اش تمام خانه را گرفته برو و دستانش را ببوس و لبخندش را ببین... تو را به خدا همان لبخند مادرت زیبایی ...

۱ روز پیش
46K
تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان ... در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام ... میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را ... میدانم که کسی صدای ...

تنها ، بی همزبان ، خسته و یک سکوت بی پایان ... در آغوش تنهایی ، آرام اما از درون نا آرام ... میخوانم همراه با سکوت ترانه دلتنگی را ... میدانم که کسی صدای مرا نمیشنود ، اما چاره نیست باید سکوت این لحظه ها را با فریادی بی ...

۱ روز پیش
49K
رفته ای از نگاه من ، مانده ولی هوای تو دم به دقیقه می رسد به گوش من صدای تو کوچه ی ذهن من شده محل رفت و آمدت رفته ای و نبرده ای خاطره ...

رفته ای از نگاه من ، مانده ولی هوای تو دم به دقیقه می رسد به گوش من صدای تو کوچه ی ذهن من شده محل رفت و آمدت رفته ای و نبرده ای خاطره را چرا چرا لعنتِ بر منی که شد یک نظر آشنای تو سکوت کرده ام ...

۱ روز پیش
29K
خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری ...

خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری که حتی از روی کلام و نحوه گفتارم ، برخوردم با دیگران و نحوه تعاملم ...

۱ روز پیش
60K
#پارت_74 . سمت اتاقش راه افتاد ک باز به سرش نزد هوس بوسه ای...تا از کف ندهد اراده اش را...تا هم خاب نشود با دختری که بیهوش بود و بی خبر... . دست برد دکمه ...

#پارت_74 . سمت اتاقش راه افتاد ک باز به سرش نزد هوس بوسه ای...تا از کف ندهد اراده اش را...تا هم خاب نشود با دختری که بیهوش بود و بی خبر... . دست برد دکمه های لباسش را یکی پس از دیگری باز کرد و از تنش خارج کرد...با همان ...

۱ روز پیش
92K
#رمان_نه‌نگو‌نمیشه‌باتو‌پارت‌بیست‌‌وپنجم میچا: راستش ناراحت شدم برای پونی حداقل من یونگی رو میدیدم اما... خب پونی خیلی بچه تر از این حرفاست اون نسبت به سنش افکار کیوتو بچه گونه ای داره ...که دلم میخواد ازش ...

#رمان_نه‌نگو‌نمیشه‌باتو‌پارت‌بیست‌‌وپنجم میچا: راستش ناراحت شدم برای پونی حداقل من یونگی رو میدیدم اما... خب پونی خیلی بچه تر از این حرفاست اون نسبت به سنش افکار کیوتو بچه گونه ای داره ...که دلم میخواد ازش مراقبت کنم..راستش از موقعی که دلش بشکنه میترسم... زنگ درو زدم و در باز شد ...

۱ روز پیش
56K
در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است . خدا به من گفت:🍃
عکس بلند

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است . خدا به من گفت:🍃 "غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار . شادی هایت را درون جعبه طلایی" به حرف خدا گوش کردم.✔ شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها می گذاشتم .✔ جعبه طلایی روز ...

۲ روز پیش
38K
‌ دلم عاشقانه ای به سبک فیلم دلشکسته میخواهد، تو آن مَرد مؤمن خجالتی باشی که پیراهن های یقه دیپلٌمات میپوشد و همیشه تَه ریش دارد، رنگ تسبیح هایش را با انگشترش سِت میکند و ...

‌ دلم عاشقانه ای به سبک فیلم دلشکسته میخواهد، تو آن مَرد مؤمن خجالتی باشی که پیراهن های یقه دیپلٌمات میپوشد و همیشه تَه ریش دارد، رنگ تسبیح هایش را با انگشترش سِت میکند و خوب بودنش به همه ثابت شده است من آن دخترِ بدقِلق و حاضرجواب که به ...

۳ روز پیش
50K
دلتنگی یعنی ... در روزمره های زندگی ... یک لحظه ... به خودت می آیی و ماتت میبرد ... اطرافت را نگاهی میکنی و میبینی ... همه چیز آنجوری که باید باشد نیست ... انگار ...

دلتنگی یعنی ... در روزمره های زندگی ... یک لحظه ... به خودت می آیی و ماتت میبرد ... اطرافت را نگاهی میکنی و میبینی ... همه چیز آنجوری که باید باشد نیست ... انگار یک چیزی کم است ... چیزی که جزوی از وجودت بوده و قدرش را ندانسته ...

۳ روز پیش
16K
#دلنوشته کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم.... باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند.... کاش می توانستم ...

#دلنوشته کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم.... باورم نمیشود که از من اینهمه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند.... کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم.... کاش میتوانستم بوسه ای بر ...

۳ روز پیش
27K
#اشک حسرت #پارت ۶۶ سعید : - داداش چرااومدی بیرون - یکم گرمم شده بود متعجب نگاهم کرد - سهیل مادرو می برم شما هر کجا می خواید برید سهیل: داداش زخم های صورتت با ...

#اشک حسرت #پارت ۶۶ سعید : - داداش چرااومدی بیرون - یکم گرمم شده بود متعجب نگاهم کرد - سهیل مادرو می برم شما هر کجا می خواید برید سهیل: داداش زخم های صورتت با آیدین ارتباطی داره ؟ - سهیل می دونی اگه می خواستم حرف بزنم دیروز حرف ...

۳ روز پیش
61K
پارت ۶ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سرفه کردن های ناره اعصاب سهون رو به شدت خورد کرده بود ولی چاره ای نداشت . اون دختر ولش نمی کرد واقعا میخواست اون ...

پارت ۶ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سرفه کردن های ناره اعصاب سهون رو به شدت خورد کرده بود ولی چاره ای نداشت . اون دختر ولش نمی کرد واقعا میخواست اون کسی باشه که همراهیش میکنه . سهون هم به کمر توی چادر خودش دراز کشیده ...

۵ روز پیش
67K
#رویای_غیرممکن #پارت7 (نیم ساعت بعد) نفر چهارم هم رفت و منم واسه دادن فلشم که قرار بود چک بشه که فقط آهنگه و تقلب نمیکنم، به پشت صحنه رفتم و اونجا وایستادم و منتظر بودم ...

#رویای_غیرممکن #پارت7 (نیم ساعت بعد) نفر چهارم هم رفت و منم واسه دادن فلشم که قرار بود چک بشه که فقط آهنگه و تقلب نمیکنم، به پشت صحنه رفتم و اونجا وایستادم و منتظر بودم تا اجرای نفر چهارم هم تموم بشه و داور ها نظرشون رو راجب اجراش بگن. ...

۵ روز پیش
58K
خیابان تاریک بود اما به تاریکی دلش سکوت شب بر شهر فرمانروایی میکرد اما او هم همین سکوت را میخواست برای دردش که از سن او بزرگ بود دیگر مرد شده بود به نزدیک پارک ...

خیابان تاریک بود اما به تاریکی دلش سکوت شب بر شهر فرمانروایی میکرد اما او هم همین سکوت را میخواست برای دردش که از سن او بزرگ بود دیگر مرد شده بود به نزدیک پارک رفت روی نیمکت سرد نشست نفسش را بیرون داد و چشم هایش را بست که ...

۵ روز پیش
67K