ویژه کنید
عکس و تصویر تو روز شهادت درسته عزاداری ثواب داره ولی بیاید یه کاری بکنیم اون دنیا رومون ...

تو روز شهادت درسته عزاداری ثواب داره ولی بیاید یه کاری بکنیم اون دنیا رومون بشه بگیم مسلمونیم تا ببرنمون بهشت یکی از اون کارا اینکه به سفارشاتشون عمل کنیم اگه حوصله ندارید حدیث پیدا کنید من براتون کپی کردم چهل تا حدیث از امام موسی کاظم هرکی حداقل به سه تاش عمل کنه انشالله اون دنیا همنشین دوازده امام بشه این دنیام به هرچی می خواد به خیر خوبی برسه
. قَالَ علیه‌السلام: یَنْبَغِی لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لَا یَسْتَبْطِئَهُ‏ فِی رِزْقِهِ وَ لَا یَتَّهِمَهُ فِی قَضَائِهِ. (کافی، جلد۲، صفحه۶۱)

فرمود: بر آن کس که از جانب خدا خرد ورزد [و عقلش به فرمان حق باشد] سزاست که خدا را در روزی‌رسانی کندکار نپندارد و او را در قضایش متّهم نسازد [و بر او گمان بد نبرد].

 

۲. وَ قَالَ رَجُلٌ‏ سَأَلْتُهُ عَنِ الْیقِینِ فَقَالَ علیه‌السلام یتَوَکلُ عَلَی اللَّهِ وَ یسَلِّمُ لِلَّهِ وَ یرْضَی بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ یفَوِّضُ إِلَی اللَّهِ.(بحارالانوار،جلد۷۵، صفحه ۳۱۹)

مردی گفت: از امام کاظم علیه‌السلام در مورد یقین پرسیدم، فرمود: بر خدا توکل کند و فرمانبردار خدا باشد و به قضا و خواسته الهی راضی باشد و [کار خویش را] به خدا بسپارد.

 

۳. قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ یحْیی کتَبْتُ إِلَیهِ فِی دُعَاءٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ مُنْتَهَی عِلْمِهِ فَکتَبَ علیه‌السلام لَا تَقُولَنَّ مُنْتَهَی عِلْمِهِ فَإِنَّهُ لَیسَ لِعِلْمِهِ مُنْتَهًی وَ لَکنْ قُلْ مُنْتَهَی رِضَاهُ.(کافی، جلد۱، صفحه۱۰۷)

عبداللَّه‌بن‌یحیی گفت: در دعایی به امام کاظم علیه‌السلام نوشتم: «سپاس خدای را به نهایت علم او». امام علیه‌السلام [در جواب‏] نوشت: نباید بگویی: «به نهایت علم او»؛ چراکه برای علم خداوند نهایتی نیست، ولی بگو: به نهایت خشنودی او.

 

۴. سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْجَوَادِ فَقَالَ علیه‌السلام إِنَّ لِکلَامِک وَجْهَینِ فَإِنْ کنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْمَخْلُوقِینَ فَإِنَّ الْجَوَادَ الَّذِی یؤَدِّی مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیهِ وَ الْبَخِیلَ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ وَ إِنْ کنْتَ تَعْنِی الْخَالِقَ فَهُوَ الْجَوَادُ إِنْ أَعْطَی وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَاک أَعْطَاک مَا لَیسَ لَک وَ إِنْ مَنَعَک مَنَعَک مَا لَیسَ لَک.(کافی، جلد۴، صفحه۳۹)

مردی از امام کاظم علیه‌السلام درباره [معنی‏] جواد پرسید. امام علیه‌السلام فرمود: سخن تو دو صورت دارد. اگر درباره آفریدگان می‏پرسی، به‌درستی‌ که جواد و بخشنده کسی است که آنچه خداوند بر او واجب نموده را ادا کند و بخیل کسی است که از ادای آنچه خداوند بر او واجب نموده مضایقه کند. ولی اگر مقصود تو آفریدگار است، او اگر عطا کند جواد و بخشنده است و اگر مضایقه کند [نیز] جواد و بخشنده است؛ زیرا او اگر به تو عطا کند، آنچه را که برای تو نیست عطا نموده و اگر مضایقه کند، آنچه را که برای تو نیست مضایقه نموده است.

 

۵. قَالَ علیه‌السلام لِبَعْضِ شِیعَتِهِ: أَی فُلَانُ اتَّقِ اللَّهَ وَ قُلِ الْحَقَّ وَ إِنْ کانَ فِیهِ هَلَاکک فَإِنَّ فِیهِ نَجَاتَک أَی فُلَانُ اتَّقِ اللَّهَ وَ دَعِ الْبَاطِلَ وَ إِنْ کانَ فِیهِ نَجَاتُک فَإِنَّ فِیهِ هَلَاکک.(تحف العقول، صفحه۴۰۸)

به یکی از شیعیان خویش فرمود: ای فلانی! از خدا پروا دار و حق را بگو هر چند هلاکت تو در آن باشد که بی‏گمان نجات تو در آن است. ای فلان! از خدا، پروا دار و باطل را ترک کن هر چند نجات تو در آن باشد که بی‏گمان هلاکت تو در آن است.

 

۶. قَالَ علیه‌السلام:‏ إِیاک أَنْ تَمْنَعَ فِی طَاعَةِ اللَّهِ فَتُنْفِقُ مِثْلَیهِ فِی مَعْصِیةِ اللَّهِ.(بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه۳۲۰)

فرمود: بپرهیز از اینکه در راه طاعت خدا از دارایی خویش مضایقه کنی، که دو برابرش را در نافرمانی خدا خرج کنی.

 

۷. قَالَ علیه‌السلام: الْمُؤْمِنُ مِثْلُ کفَّتَی الْمِیزَانِ کلَّمَا زِیدَ فِی إِیمَانِهِ زِیدَ فِی بَلَائِهِ.( بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه۳۲۰)

فرمود: مؤمن همانند دو کفه ترازوست؛ هر چه ایمانش فزونی یابد، بلایش نیز بیشتر شود.

 

۸. قَالَ علیه‌السلام عِنْدَ قَبْرٍ حَضَرَهُ: إِنَّ شَیئاً هَذَا آخِرُهُ لَحَقِیقٌ أَنْ یزْهَدَ فِی أَوَّلِهِ وَ إِنَّ شَیئاً هَذَا أَوَّلُهُ لَحَقِیقٌ أَنْ یخَافَ آخِرُهُ.(تحف العقول، صفحه۴۰۸)

بر سر قبری حضور یافت و فرمود: به‌راستی، چیزی که پایانش این باشد سزاست که از ابتدایش مورد بی‏علاقگی قرار گیرد و چیزی که ابتدایش این است سزاست که از پایانش بیمناک باشند.

 

۹. قَالَ علیه‌السلام:‏ اشْتَدَّتْ مَئُونَةُ الدُّنْیا وَ الدِّینِ فَأَمَّا مَئُونَةُ الدُّنْیا فَإِنَّک لَا تَمُدُّ یدَک إِلَی شَی‏ءٍ مِنْهَا إِلَّا وَجَدْتَ فَاجِراً قَدْ سَبَقَک إِلَیهِ وَ أَمَّا مَئُونَةُ الْآخِرَةِ فَإِنَّک لَا تَجِدُ أَعْوَاناً یعِینُونَک عَلَیهِ.(بحارالانوار، جلد۱۰، صفحه ۲۴۶)

فرمود: دستاورد دنیا و دین [آخرت‏]، دشوار شده است. امّا دستاورد دنیا؛ بر چیزی از آن دست دراز نکنی جز آنکه تبهکاری را یابی که در دست‌درازی بر آن، بر تو پیشی گرفته است و امّا دستاورد دین؛ یارانی را نیابی که تو را در آن کمک کنند.

 

۱۰. قَالَ علیه‌السلام:‏ أَرْبَعَةٌ مِنَ الْوَسْوَاسِ أَکلُ الطِّینِ وَ فَتُّ الطِّینِ وَ تَقْلِیمُ الْأَظْفَارِ بِالْأَسْنَانِ وَ أَکلُ اللِّحْیةِ وَ ثَلَاثٌ یجْلِینَ الْبَصَرَ النَّظَرُ إِلَی الْخُضْرَةِ وَ النَّظَرُ إِلَی الْمَاءِ الْجَارِی وَ النَّظَرُ إِلَی الْوَجْهِ الْحَسَنِ.( بحارالانوار، جلد۱۰، صفحه ۲۴۶)

فرمو‌د: چهار [کار] از وسوسه باشد: خوردن گل، ریزریز کردن گل، چیدن ناخن‏ها با دندان و ریش جویدن. و سه [چیز] به دیده روشنی بخشد: نگریستن به سبزه و نگریستن به آب روان و نگریستن به روی زیبا.

 

۱۱. قَالَ علیه‌السلام: لَیسَ حُسْنُ الْجِوَارِ کفَّ الْأَذَی وَ لَکنَّ حُسْنَ الْجِوَارِ الصَّبْرُ عَلَی الْأَذَی.(کافی، جلد۲، صفحه ۶۶۷)

فرمود: خوش‌همسایگی [تنها] خودداری از آزار رسانی [به همسایه‏] نیست، بلکه خوش‌همسایگی صبر بر آزار [از جانب همسایه] است.

 

۱۲. قَالَ علیه‌السلام: لَا تُذْهِبِ الْحِشْمَةَ بَینَک وَ بَینَ أَخِیک وَ أَبْقِ مِنْهَا فَإِنَّ ذَهَابَهَا ذَهَابُ الْحَیاءِ.(کافی، جلد۲،‌ صفحه۶۷۲)

فرمود: احترام بین خویش و برادرت را از میان مبر و اندکی از آن را باقی گذار؛ چرا که از میان رفتن احترام در واقع از میان رفتن حیاست.

 

۱۳. قَالَ علیه‌السلام لِبَعْضِ وُلْدِه‏: إِیاک وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یذْهَبُ بِنُورِ إِیمَانِک وَ یسْتَخِفُّ مُرُوَّتَک وَ إِیاک وَ الضَّجَرَ وَ الْکسَلَ فَإِنَّهُمَا یمْنَعَانِ حَظَّک مِنَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ.(وسائل الشیعة، جلد۱۶، صفحه۲۳)

به یکی از فرزندانش فرمود: از شوخی دوری گزین؛ زیرا نور ایمانت را از بین می‌برد و از جوانمردی تو می‌کاهد و از بی‏قراری و تنبلی بپرهیز؛ زیرا آن دو، تو را از نصیب دنیا و آخرت، باز دارند.

 

۱۴. قَالَ علیه‌السلام: إِذَا کانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ مِنَ الْحَقِّ لَمْ یحِلَّ لِأَحَدٍ أَنْ یظُنَّ بِأَحَدٍ خَیراً حَتَّی یعْرِفَ ذَلِک مِنْهُ.(کافی، جلد۵، صفحه۲۹۸)

فرمود: آن هنگام که ستم بر حق چیره آمد و بیشتر شد، برای هیچ کس جایز نباشد که به کسی نیک گمان باشد تا آن زمان که به نیکی او آگاهی یابد.

 

۱۵. قَالَ علیه‌السلام: اجْتَهِدُوا فِی أَنْ یکونَ زَمَانُکمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةً لِمُنَاجَاةِ اللَّهِ وَ سَاعَةً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَةً لِمُعَاشَرَةِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یعَرِّفُونَکمْ عُیوبَکمْ وَ یخْلِصُونَ لَکمْ فِی الْبَاطِنِ وَ سَاعَةً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکمْ فِی غَیرِ مُحَرَّمٍ وَ بِهَذِهِ السَّاعَة تَقْدِرُونَ عَلَی الثَّلَاثِ سَاعَاتٍ.(تحف العقول، صفحه۴۰۹)

فرمود: تلاش کنید که وقت شما چهار ساعت باشد: ساعتی برای مناجات با خدا، ساعتی برای کار زندگی، ساعتی برای معاشرت با برادران و اشخاص مورد اعتماد که شما را از عیب‏هایتان آگاه نمایند و از دل با شما خالص و یک رو باشند و ساعتی که در آن برای لذت‏های غیر حرام خویش خلوت کنید و با این ساعت، برای سه ساعت دیگر نیرو می‏یابید.

 

۱۶. قَالَ علیه‌السلام: تَفَقَّهُوا فِی دِینِ اللَّهِ فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِیرَةِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَةِ وَ السَّبَبُ إِلَی الْمَنَازِلِ الرَّفِیعَةِ وَ الرُّتَبِ الْجَلِیلَةِ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیا وَ فَضْلُ الْفَقِیهِ عَلَی الْعَابِدِ کفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَی الْکوَاکبِ وَ مَنْ لَمْ یتَفَقَّهْ فِی دِینِهِ لَمْ یرْضَ اللَّهُ لَهُ عَمَلًا.(بحارالانوار، جلد۱۰، صفحه۲۴۷)

فرمود: دین خدا را بشناسید که دین‏شناسی کلید بینش و کمال عبادت است و راه رسیدن به جایگاه‏های بلند و مراتب ستبر و با عظمت در دین و دنیاست و برتری دین‏شناس بر عابد همانند برتری خورشید بر ستارگان است و هر کس دینش را نشناسد، خدا از هیچ کردار او خرسند نباشد.

 

۱۷. قَالَ علیه‌السلام: کلَّمَا أَحْدَثَ النَّاسُ مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَمْ یکونُوا یعْمَلُونَ أَحْدَثَ اللَّهُ لَهُمْ مِنَ الْبَلَاءِ مَا لَمْ یکونُوا یعُدُّونَ.(بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۲۲)

فرمود: هر گاه که مردم گناهان تازه‏ای پدید آورند که پیش از این، آن را انجام نمی‏دادند، خداوند گرفتاری‏های تازه‏ای بر ایشان پدید آورد که آن را حساب نمی‏کردند.

 

۱۸. رَأَی علیه‌السلام رَجُلَینِ یتَسَابَّانِ فَقَالَ: الْبَادِئُ أَظْلَمُ وَ وِزْرُهُ وَ وِزْرُ صَاحِبِهِ عَلَیهِ مَا لَمْ یعْتَدِ الْمَظْلُومُ. (بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۲۴)

امام کاظم علیه‌السلام دو مرد را دید که به همدیگر دشنام می‏دهند. پس فرمود: شروع‏کننده، ستمگرتر است و بار گناه خویش و بار گناه دوستش را تا آن زمان که مظلوم تجاوز نکند، بر دوش می‏کشد.

 

۱۹. قَالَ علیه‌السلام: ینَادِی مُنَادٍ یوْمَ الْقِیامَةِ أَلَا مَنْ کانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ أَجْرٌ فَلْیَقُمْ فَلَا یقُومُ إِلَّا مَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّه‏.( بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۲۴)

فرمود: روز قیامت ندا دهنده‏ای ندا سر دهد: هان! هر کس که بر عهده خدا پاداشی دارد بپا خیزد، پس کسی برنخیزد جز آن کس که بخشوده است و اصلاح نموده است؛ پس پاداش او بر عهده خداست.

 

۲۰. قَالَ علیه‌السلام: السَّخِی الْحَسَنُ الْخُلُقِ فِی کنَفِ اللَّهِ لَا یتَخَلَّی اللَّهُ عَنْهُ حَتَّی یُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیاً إِلَّا سَخِیاً وَ مَا زَالَ أَبِی یوصِینِی بِالسَّخَاءِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ حَتَّی مَضَی. (بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۲۴)

فرمود: سخاوتمند نیک‌رفتار در حفاظت و حمایت خداست، او را وانگذارد تا به بهشت وارد کند و خداوند پیامبری را مبعوث نکرد جز آنکه سخاوت‌پیشه بود و همواره پدرم مرا به سخاوت و نیک‌رفتاری سفارش می‏فرمود تا اینکه درگذشت.

 

۲۱. قَالَ علیه‌السلام: عَوْنُک لِلضَّعِیفِ مِنْ أَفْضَلِ الصَّدَقَةِ.( بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۲۶)

فرمود: یاری‌رسانی تو، به ناتوان از برترین صدقه‏هاست.

 

۲۲. قَالَ علیه‌السلام: الْمُصِیبَةُ لِلصَّابِرِ وَاحِدَةٌ وَ لِلْجَازِعِ اثْنَتَانِ.( بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۲۶)

فرمود: مصیبت برای شکیبا یکی است و برای بی‏قرار دوتاست.

 

۲۳. قال علیه‌السلام: إِنَّ الْعَاقِلَ اللَّبِیبَ مَنْ تَرَک مَا لَا طَاقَةَ لَهُ بِهِ وَ أَکثَرُ الصَّوَابِ فِی خِلَافِ الْهَوَی وَ مَنْ طَالَ أَمَلُهُ سَاءَ عَمَلُهُ‏. (بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۱۵)

فرمود: خردمند تیزهوش، فردی است که آنچه را تاب و توان ندارد واگذارد. و بیشتر درستی در مخالفت هوی و هوس نهفته است، و هر کس آرزویش دراز است کردارش نیز بد باشد.

 

۲۴. قال علیه‌السلام: إِیاک وَ الطَّمَعَ وَ عَلَیک بِالْیأْسِ مِمَّا فِی أَیدِی النَّاسِ وَ أَمِتِ الطَّمَعَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ فَإِنَّ الطَّمَعَ مِفْتَاحٌ لِلذُّلِّ وَ اخْتِلَاسُ الْعَقْلِ وَ اخْتِلَاقُ الْمُرُوَّاتِ وَ تَدْنِیسُ الْعِرْضِ وَ الذَّهَابُ بِالْعِلْم‏ وَ عَلَیک بِالاعْتِصَامِ بِرَبِّک وَ التَّوَکلِ عَلَیهِ وَ جَاهِدْ نَفْسَک لِتَرُدَّهَا عَنْ هَوَاهَا فَإِنَّهُ وَاجِبٌ عَلَیک کجِهَادِ عَدُوِّک‏.( بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۱۵)

فرمود: از طمع بپرهیز، چشم امید از دست مردم برگیر، طمع از مخلوق را در دل بمیران، که طمع کلید ذلت و رباینده عقل، و فرسایشگر جوانمردی‌هاست، شرف را لکه‏دار کند، دانش را ببرد. و بر تو باد به پناه بردن به خدا و توکل بر او. با نفس پیکار کن تا از هوس بازش داری؛ زیرا این پیکار همچون جهاد با دشمن، بر تو واجب است.

 

۲۵. قال علیه‌السلام: أَنَّ اللَّهَ لَمْ یرْفَعِ الْمُتَوَاضِعِینَ بِقَدْرِ تَوَاضُعِهِمْ وَ لَکنْ رَفَعَهُمْ بِقَدْرِ عَظَمَتِهِ وَ مَجْدِهِ. (بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۱۴)

فرمود: خدا متواضعان را بقدر تواضعشان بالا نبرد، بلکه در خور مجد و عظمت خود بالا برد.

 

۲۶. قال علیه‌السلام: ینْبَغِی لِلْعَاقِلِ إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَنْ یسْتَحْیی مِنَ اللَّه‏. (بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۱۳)

فرمود: شایسته فرد عاقل است که چون کاری را انجام می‌دهد، از خداوند حیا کند.

 

۲۷. قال علیه‌السلام: مَنْ تَعَظَّمَ فِی نَفْسِهِ لَعَنَتْهُ مَلَائِکةُ السَّمَاءِ وَ مَلَائِکةُ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَکبَّرَ عَلَی إِخْوَانِهِ وَ اسْتَطَالَ عَلَیهِمْ فَقَدْ ضَادَّ اللَّهَ. (بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۱۳)

فرمود: هر که خود را بزرگ بیند، فرشتگان آسمان‌ها و زمین لعنتش کنند، و هر که بر برادرانش تکبر کند و بزرگی فروشد، با خدا ضدیت کرده است.

 

۲۸. قال علیه‌السلام: أَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَی دَاوُدَ یا دَاوُدُحَذِّرْ وَ أَنْذِرْ أَصْحَابَک عَنْ حُبِّ الشَّهَوَاتِ فَإِنَّ الْمُعَلَّقَةَ قُلُوبُهُمْ بِشَهَوَاتِ الدُّنْیا قُلُوبُهُمْ مَحْجُوبَةٌ عَنِّی‏. (بحارالنوار،جلد۷۵، صفحه ۳۱۳)

فرمود: خداوند متعال به حضرت داود وحی کرد: ای داود، اصحاب خود را از دلباختگی شهوت‌ها برحذر دار و (از عواقب آن) بیم ده؛ چراکه آنها که دل به لذت‌ها بسته‏اند، قلوبشان از من محجوب و پوشیده است.

 

۲۹. قال علیه‌السلام: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله إِذَا رَأَیتُمُ الْمُؤْمِنَ صَمُوتاً فَادْنُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ یُلْقِی الْحِکمَةَ وَ الْمُؤْمِنُ قَلِیلُ الْکلَامِ کثِیرُ الْعَمَلِ وَ الْمُنَافِقُ کثِیرُ الْکلَامِ قَلِیلُ الْعَمَل.‏ (تحف العقول، صفحه ۳۹۷)

فرمود: اگر مؤمنی را ساکت و کم‌حرف دیدید به وی نزدیک شوید که حکمت می‏افشاند. مؤمن کم‌حرف و پرکار است. و منافق پُرحرف و کم‌کار.

 

۳۰. قال علیه‌السلام: لَا خَیرَ فِی الْعَیشِ إِلَّا لِرَجُلَینِ لِمُسْتَمِعٍ وَاعٍ وَ عَالِمٍ نَاطِق.‏( تحف العقول، صفحه ۳۹۷)

فرمود: زندگی جز برای دو کس خیری ندارد: شنونده نگهدار، و عالمی زباندار.

 

۳۱. قال علیه‌السلام: لَیسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کلِّ یوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ مِنْهُ وَ إِنْ عَمِلَ سَیئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیه‏. (ارشاد القلوب، جلد۱، صفحه۱۸۲)

فرمود: آن که هر روز به حساب خود نرسد، از ما نیست؛ تا اگر نیکی کرده بیفزاید، و اگر بد کرده از خدا آمرزش خواهد و به‌سوی او توبه کند.

 

۳۲. قال علیه‌السلام: قَالَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ عَظَمَتِی وَ قُدْرَتِی وَ بَهَائِی وَ عُلُوِّی فِی مَکانِی لَا یؤْثِرُ عَبْدٌ هَوَای عَلَی هَوَاهُ إِلَّا جَعَلْتُ الْغِنَی فِی نَفْسِهِ وَ هَمَّهُ فِی آخِرَتِهِ وَ کفَفْتُ عَلَیهِ فِی ضَیعَتِهِ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ کنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ کلِّ تَاجِر. (بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه۳۱۰)

فرمود: خدای عز و جل فرموده: «به عزت و جلالم، به عظمت و قدرتم، به بها و بلندی مقامم، هیچ بنده خواست مرا بر خواست خود ترجیح ندهد جز آنکه بی‏نیازیش را در دلش قرار دهم، و همتش را در آخرتش، و زندگی و معاشش را برای او گرد آورم، و آسمان و زمین را ضامن روزیش گردانم، و در پس تجارت هر تاجری، پشتیبان او باشم».

 

۳۳. قال علیه‌السلام: قَوْلُ اللَّهِ «هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ» جَرَتْ فِی الْمُؤْمِنِ وَ الْکافِرِ وَ الْبَرِّ وَالْفَاجِرِ مَنْ صُنِعَ إِلَیهِ مَعْرُوفٌ فَعَلَیهِ أَنْ یکافِئَ بِهِ وَ لَیسَتِ الْمُکافَأَةُ أَنْ تَصْنَعَ کمَا صَنَعَ حَتَّی تری فَضْلَک فَإِنْ صَنَعْتَ کمَا صَنَعَ فَلَهُ الْفَضْلُ بِالابْتِدَاء. (بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه۳۱۱)

فرمود: گفتار خداوند که «آیا پاداش نیکی، جز نیکی است؟» [رحمان: ۶۰] درباره مؤمن و کافر، نیک و بد، همه جاری است. هر که به او احسانی شود، باید تلافی کند، و تلافی این نیست که همان کنی که او کرده، مگر اینکه مزیت و زیادی خود را [نسبت به عمل او] ببینی، ولی اگر نیکی تو هم به اندازه نیکی او باشد، او بر تو امتیاز دارد به‌سبب اینکه او آغازکننده عمل بوده است.

 

۳۴. قال علیه‌السلام: لَا یکونُ الرَّجُلُ مُؤْمِناً حَتَّی یکونَ خَائِفاً رَاجِیاً وَ لَا یکونُ خَائِفاً رَاجِیاً حَتَّی یکونَ عَامِلًا لِمَا یخَافُ وَ یرْجُو. (بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه۳۱۰)

فرمود: مرد، مؤمن نیست مگر اینکه بیمناک امیدوار باشد و بیمناک امیدوار نیست مگر بدان چه از آن می‌هراسد و به آن امید دارد، عمل کند.

 

۳۵. قال علیه‌السلام: الْحَیاءُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْإِیمَانُ فِی الْجَنَّةِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَ الْجَفَاءُ فِی النَّار. (وسائل الشیعة، جلد۱۶، صفحه ۳۶)

فرمود: حیا از ایمان است، و ایمان در بهشت است و بی‌شرمی از جفاست، و جفا در دوزخ.

 

۳۶. قال علیه‌السلام: أَفْضَلُ مَا یتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ إِلَی اللَّهِ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ بِهِ الصَّلَاةُ وَ بِرُّ الْوَالِدَینِ وَ تَرْکُ الْحَسَدِ وَ الْعُجْبِ وَ الْفَخْر. (بحارالانوار، جلد۷۵، صفحه۳۰۶)

فرمود: بهترین وسیله تقرب بنده به خدا، پس از معرفت او، نماز، نیکی به پدر و مادر، و وانهادن حسد، خودبینی و فخرفروشی است.

 

۳۷. قال علیه‌السلام: مَنْ کفَّ نَفْسَهُ عَنْ أَعْرَاضِ النَّاسِ أَقَالَهُ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ مَنْ کفَّ غَضَبَهُ عَنِ النَّاسِ کفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یوْمَ الْقِیامَة. (کافی،‌جلد۲، صفحه۳۰۵)

فرمود: هر که خود را از تعرض به آبروی مردم نگه دارد، خداوند در قیامت از لغزش‌هایش بگذرد، و هر که خشم خود را از مردم باز دارد، خدا در قیامت خشمش را از او نگه دارد.

 

۳۸. قال علیه‌السلام: إِنَّ الْعَاقِلَ لَا یحَدِّثُ مَنْ یخَافُ تَکذِیبَهُ وَ لَا یسْأَلُ مَنْ یخَافُ مَنْعَهُ وَ لَا یعِدُ مَا لَا یقْدِرُ عَلَیهِ وَ لَا یرْجُو مَا یعَنَّفُ بِرَجَائِهِ وَ لَا یتَقَدَّمُ عَلَی مَا یخَافُ الْعَجْزَ عَنْهُ (کافی،‌جلد۱، صفحه۲۰)

فرمود: عاقل با کسی که می‌ترسد تکذیبش کند، سخن نگوید؛ و از آن که می‌ترسد دریغ کند، درخواست ننماید؛ و آنچه را نمی‌تواند، وعده ندهد و امیدی که مایه سرزنش است (طمع‌های خام)، در دل نپرورد و به کاری که می‌ترسد در آن بماند، اقدام نکند.

 

۳۹. قال علیه‌السلام: مَنْ أَرَادَ الْغِنَی بِلَا مَالٍ وَ رَاحَةَ الْقَلْبِ مِنَ الْحَسَدِ وَ السَّلَامَةَ فِی الدِّینِ فَلْیتَضَرَّعْ إِلَی اللَّهِ فِی مَسْأَلَتِهِ بِأَنْ یکمِّلَ عَقْلَهُ فَمَنْ عَقَلَ قَنِعَ بِمَا یکفِیهِ وَ مَنْ قَنِعَ بِمَا یکفِیهِ اسْتَغْنَی وَ مَنْ لَمْ یقْنَعْ بِمَا یکفِیهِ لَمْ یدْرِک الْغِنَی أَبَدا. (کافی،‌جلد۱، صفحه۱۸)

فرمود: هر که توانگری بی‏مال و آسودگی از حسد و سلامت دین خواهد، متضرعانه از خدا درخواست کند که عقلش را کامل کند، که هر کس عقل دارد به حد کفاف بسازد، و هر که به مقدار کفایت قناعت نماید بی‏نیاز شود، و هر که به حد کفایت نسازد، هرگز بی‏نیاز نشود.

 

۴۰. قال علیه‌السلام: إِنَّ الْعُقَلَاءَ تَرَکوا فُضُولَ الدُّنْیا فَکیفَ الذُّنُوبُ وَ تَرْک الدُّنْیا مِنَ الْفَضْلِ وَ تَرْک الذُّنُوبِ مِنَ الْفَرْض‏. ( کافی،‌جلد۱، صفحه۳۷)

فرمود: خردمندان، زائد بر حاجت را نیز ترک کنند تا چه رسد به گناهان، با آنکه ترک زوائد فضیلت است و ترک گناه واجب.

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
Loading...