نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت16* نه ..... لباس هاکان خونی بود و یقه اش پاره شده بود ، جیغ کشیدم و افتادم دیگه هیچی نفهمیدم .... #هشت ساعت بعد صداهای مبهمی به گوشم میرسید ، ...

#_فرمـ👑 ـانروای مغرور 🔱 *پارت16* نه ..... لباس هاکان خونی بود و یقه اش پاره شده بود ، جیغ کشیدم و افتادم دیگه هیچی نفهمیدم .... #هشت ساعت بعد صداهای مبهمی به گوشم میرسید ، صداهای دور و ورم رو واضح نمی شنیدم ، پلک هام سنگین شده بود جــــوری ...

۲۶ دقیقه پیش
5K
*شیرین* بر عکس مریم و بهار که خیلی رو خرید حساس بودن من اینجوری نبودم از اولم خواستم خریدی بجز لباس جشن وطبق رسوم که خریدن طلا حرف اول می زد چیزی نخواستم پریوش خودش ...

*شیرین* بر عکس مریم و بهار که خیلی رو خرید حساس بودن من اینجوری نبودم از اولم خواستم خریدی بجز لباس جشن وطبق رسوم که خریدن طلا حرف اول می زد چیزی نخواستم پریوش خودش طلا انتخواب کرد انقدرم خوش سلیقه بود جای حرفی نموند حلقه به سلیقه بردیا بود ...

۲۸ دقیقه پیش
6K
به دور و ورت دقت که کنی میبینی هممون یه مشت آدمیم که تک تکمون در به در دنبال یه راه واسه خوب شدنه زندگیمونیم، یه مشت آدمیم که جون به جونمونم کنن که حالمون ...

به دور و ورت دقت که کنی میبینی هممون یه مشت آدمیم که تک تکمون در به در دنبال یه راه واسه خوب شدنه زندگیمونیم، یه مشت آدمیم که جون به جونمونم کنن که حالمون خوب باشه باز ساعت از اون چهار تا صفر لنتی که میگذره بدبختیامون خراب میشن ...

۵۰ دقیقه پیش
3K
✨ دلخور می شویم ... و حتی یکبار به زبان نمی‌آوریم.... تغییر می‌کنیم، کم می‌خندیم، کوتاه حرف می‌زنیم، بی توجهی می‌کنیم.... نمی‌دانند این کوتاه گفتن ها و اخم کردن ها نتیجه‌ی همان نگفتن هاست! در ...

✨ دلخور می شویم ... و حتی یکبار به زبان نمی‌آوریم.... تغییر می‌کنیم، کم می‌خندیم، کوتاه حرف می‌زنیم، بی توجهی می‌کنیم.... نمی‌دانند این کوتاه گفتن ها و اخم کردن ها نتیجه‌ی همان نگفتن هاست! در نتیجه سرد می‌شوند، ترکمان می‌کنند، فکر می‌کنند دوستشان نداریم... ما می‌مانیم و یک عالمه دلخوری ...

۵۲ دقیقه پیش
2K
میان تمام نداشتن هایت، روز شمار من به تولدت رسید تنها عدد ثبت شده در حافظه من مرور تمام خاطرات ، عاجزانه خواستن تو از خدا دیرگاهیست میگذرد عادت تمام لحظه های من شده ای ...

میان تمام نداشتن هایت، روز شمار من به تولدت رسید تنها عدد ثبت شده در حافظه من مرور تمام خاطرات ، عاجزانه خواستن تو از خدا دیرگاهیست میگذرد عادت تمام لحظه های من شده ای هزار سال است که کوله بار نبودنت ، برشانه های تنهاییم سنگینی می کند... شب ...

۱ ساعت پیش
6K
آغاز کن تمام خودت را برای من پایان بده به غربت بی انتهای من سرکش ترین سروده ی شبهای شعر باش فانوس شو به تیرگی از ابتدای من با من بیا به هر چه که ...

آغاز کن تمام خودت را برای من پایان بده به غربت بی انتهای من سرکش ترین سروده ی شبهای شعر باش فانوس شو به تیرگی از ابتدای من با من بیا به هر چه که باید به پا کنی دستم بگیر و پا نکش از ماجرای من یکبار هم تصور ...

۱ ساعت پیش
7K
هر تار مویت یک غزل یا یک ترانه یک جاده صعب العبور بی کرانه وقتی نگاهت میکنم هر بار، در من شعری قیام می کند با این بهانه خورشید را دیدم پریشان در خیابان دنبال ...

هر تار مویت یک غزل یا یک ترانه یک جاده صعب العبور بی کرانه وقتی نگاهت میکنم هر بار، در من شعری قیام می کند با این بهانه خورشید را دیدم پریشان در خیابان دنبال تو می گشت هر خانه به خانه دیشب غزل خواندی، رباعی گفت؛ ای کاش من ...

۱ ساعت پیش
7K
خیس میشم با تو هرشب زیر بارونی که نیست دستتو محکم گرفتم تو خیابونی که نیست باشم و عاشقم نباشم کار آسونی که نیست عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست من خدایی با تو ...

خیس میشم با تو هرشب زیر بارونی که نیست دستتو محکم گرفتم تو خیابونی که نیست باشم و عاشقم نباشم کار آسونی که نیست عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست من خدایی با تو اینجا از تو می سازم که نیست باید هر شب روی رازی پرده بندازم که ...

۱ ساعت پیش
5K
آدمش را که پیدا کردید همه را کنار بزنید و برایش جا باز کنید مغز و قلبتان را از همه چیز خالی کنید و هیچ ترازویی برای مقایسه باقی نگذارید! آنوقت اجازه بدهید اجازه بدهید ...

آدمش را که پیدا کردید همه را کنار بزنید و برایش جا باز کنید مغز و قلبتان را از همه چیز خالی کنید و هیچ ترازویی برای مقایسه باقی نگذارید! آنوقت اجازه بدهید اجازه بدهید به چشم هایتان خیره شود اجازه بدهید دستانتان را ببوسد اجازه بدهید هرچقدر که دلش ...

۱ ساعت پیش
3K
#آخرین پست به نام خدایی که در لحظه های تنهایی اشک چشمانم را روی گونه هایم جاری می کند امشب می خوام برای اشکام بنویسم که یکی یکی روی گونه هام حس میشن.می خوام از ...

#آخرین پست به نام خدایی که در لحظه های تنهایی اشک چشمانم را روی گونه هایم جاری می کند امشب می خوام برای اشکام بنویسم که یکی یکی روی گونه هام حس میشن.می خوام از بغضی بنویسم که از چی و کجا شروع شد،می خوام از صدایی بنویسم که مجبوره ...

۱ ساعت پیش
19K
@HEDIEH.ADIB1370 @Janan97 بعضی ها هنوز نیامده می شوند دار و ندارت اصلا انگار توی زندگی قبلی ات تمام وقتت را با آن ها گذرانده ای آن قدر حال خوب نصیب لحظه هایت می کنند که ...

@HEDIEH.ADIB1370 @Janan97 بعضی ها هنوز نیامده می شوند دار و ندارت اصلا انگار توی زندگی قبلی ات تمام وقتت را با آن ها گذرانده ای آن قدر حال خوب نصیب لحظه هایت می کنند که یادت می رود هر اتفاق بد را آن قدر صمیمی اند که از خودت دائما ...

۳ ساعت پیش
13K
@hejran1987 @teempood بعضی ها شبیه یک انجیر رسیده می مانند که یکهو از آسمان می افتند در دامن رنگ و وارنگ زندگی ات. آن قدر بی هوا که اصلا نمیدانی چه شد.. چگونه شد. اصلا ...

@hejran1987 @teempood بعضی ها شبیه یک انجیر رسیده می مانند که یکهو از آسمان می افتند در دامن رنگ و وارنگ زندگی ات. آن قدر بی هوا که اصلا نمیدانی چه شد.. چگونه شد. اصلا خودت را می زنی به کوچه علی چپ و از بودنش لذت می بری. بعضی ...

۳ ساعت پیش
13K
امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کن من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزو میکنم تبریک دست خالی منک باسخاوت بی حدت بپذیر #تولدت مبارک🌹 #سه‌شنبه #۴تیرماه @MOHAMMAD6.4

امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کن من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزو میکنم تبریک دست خالی منک باسخاوت بی حدت بپذیر #تولدت مبارک🌹 #سه‌شنبه #۴تیرماه @MOHAMMAD6.4

۳ ساعت پیش
3K
کاش یه فصل دیگه هم داشتیم،فصلی که همه از ته دل شاد،شاد بودند.. یه فصلی که خنده های همه واقعی بود! یا یه فصلی که از بهار هم قشنگ تر بود.. اونقدری خوب بود که ...

کاش یه فصل دیگه هم داشتیم،فصلی که همه از ته دل شاد،شاد بودند.. یه فصلی که خنده های همه واقعی بود! یا یه فصلی که از بهار هم قشنگ تر بود.. اونقدری خوب بود که دل های هممون شکوفه میداد. فصلی که خوشی زود به زود سراغمونو میگرفت و غصه ...

۳ ساعت پیش
16K
ما بی تفاوت زندگی کردیم این زندگی کردن خودش جنگه ما کوه بودیم روبری هم خاطرامون از هم یه مشت سنگه از اونهمه احساس بین ما حسی به جز عادت نمیمونه ما داغ بودیمو نفهمیدیم ...
عکس بلند

ما بی تفاوت زندگی کردیم این زندگی کردن خودش جنگه ما کوه بودیم روبری هم خاطرامون از هم یه مشت سنگه از اونهمه احساس بین ما حسی به جز عادت نمیمونه ما داغ بودیمو نفهمیدیم چیزی از این حالت نمیمونه ما داغ بودیمو نفهمیدیم چیزی از این حالت نمیمونه چیزی ...

۳ ساعت پیش
11K
برای کسی که میفهمد، هیچ توضیحی لازم نیست و برای کسی که نمیفهمد هر توضیحی اضافه است آنانکه میفهمند، عذاب میکِشند و آنانکه نمیفهمند، عذاب می دهند مهم نیست که چه

برای کسی که میفهمد، هیچ توضیحی لازم نیست و برای کسی که نمیفهمد هر توضیحی اضافه است آنانکه میفهمند، عذاب میکِشند و آنانکه نمیفهمند، عذاب می دهند مهم نیست که چه "مدرکی" دارید مهم اینه که چه "درکی" دارید مغزِ کوچک و دهانِ بزرگ میلِ ترکیبیِ بالایی دارند کلماتی که ...

۳ ساعت پیش
4K
#رسمی نقی زاده به سپاهان پیوست. علیرضا نقی‌زاده، هافبک فصل گذشته تراکتورسازی به جمع طلایی پوشان پیوست. نقی زاده، قابلیت بازی در پست های هافبک دفاعی، هافبک نفوذی و وینگر را دارد و از استعداد ...

#رسمی نقی زاده به سپاهان پیوست. علیرضا نقی‌زاده، هافبک فصل گذشته تراکتورسازی به جمع طلایی پوشان پیوست. نقی زاده، قابلیت بازی در پست های هافبک دفاعی، هافبک نفوذی و وینگر را دارد و از استعداد های کشف شده توسط امیر قلعه‌نویی است که از تیم امید های تراکتورسازی به تیم ...

۳ ساعت پیش
3K
تاریخ کوتاه ایران و جهان-390 (ویرایش 3) __________________________________________ در سال 63 ز. {زادروزی}(میلادی) ، با تاجگذاری «تیرداد یکم» و آغاز کار شاهیخاندان «اشکانیان ارمنستان» ، ارمنستان به خودگردانی (استقلال) رسید (1). ولی برای گسترده گوئی ...

تاریخ کوتاه ایران و جهان-390 (ویرایش 3) __________________________________________ در سال 63 ز. {زادروزی}(میلادی) ، با تاجگذاری «تیرداد یکم» و آغاز کار شاهیخاندان «اشکانیان ارمنستان» ، ارمنستان به خودگردانی (استقلال) رسید (1). ولی برای گسترده گوئی کردن (توضیح دادن) روند به خودگردانی (استقلال) رسیدن ارمنستان ، باید گفت که : «بلاش ...

۳ ساعت پیش
8K
#پارت_83 . #بهت_میرسم با ترس جیغ زدم:نیییییکلاااااااس... . همون لحظه سقف یکم اومد پایین تر که دستم رو جولوی صورتم گرفتم و داد کشیدم:نههههههه.... . دیگه نزدیک بود گریم بگیره ک صدای داد نیکلاس به ...

#پارت_83 . #بهت_میرسم با ترس جیغ زدم:نیییییکلاااااااس... . همون لحظه سقف یکم اومد پایین تر که دستم رو جولوی صورتم گرفتم و داد کشیدم:نههههههه.... . دیگه نزدیک بود گریم بگیره ک صدای داد نیکلاس به گوشم خورد....چشمام و باز کردم و برگشتم سمتش... . بیرون از اتاق ایستاده بود و ...

۴ ساعت پیش
26K