نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

آقایون لطفا مترسک نباشید!! 👈 دیدید بعضی از مزرعه دارها برای اینکه کلاغ‌ها و پرنده ها از محصولشون نخورند یدونه مترسک میذارند وسط,مزرعشون .. بعضی ها فقط بعضی از مردها هم حکم مترسک دارند کنار ...

آقایون لطفا مترسک نباشید!! 👈 دیدید بعضی از مزرعه دارها برای اینکه کلاغ‌ها و پرنده ها از محصولشون نخورند یدونه مترسک میذارند وسط,مزرعشون .. بعضی ها فقط بعضی از مردها هم حکم مترسک دارند کنار خانمشون 😕 بعضی از مرد ها مثل مترسک میمونن .... کنار خانمشون که هزار قلم ...

۶ فروردین 1398
5K
آقایون لطفا مترسک نباشید!! 👈 دیدید بعضی از مزرعه دارها برای اینکه کلاغ ها وپرنده ها از محصولشون نخورند یدونه مترسک میذارند وسط,مزرعشون .. بعضی ها فقط بعضی از مردها هم حکم مترسک دارند کنار ...

آقایون لطفا مترسک نباشید!! 👈 دیدید بعضی از مزرعه دارها برای اینکه کلاغ ها وپرنده ها از محصولشون نخورند یدونه مترسک میذارند وسط,مزرعشون .. بعضی ها فقط بعضی از مردها هم حکم مترسک دارند کنار خانمشون 😕 بعضی از مرد ها مثل مترسک میمونن .... کنارخانمشون که هزار قلم آرایش💄 ...

۳ فروردین 1398
5K
#پارت_114 #رمان_اقای_سریع توی کافه منتظر وحید و نامدار نشسته بودم رشیدیان با کمی شک و تردید قراردادو امضا کرد که برای هر نفرو 2 میلیارد ساپورت کنه البته چندتا بهونه از جمله اینکه 2 نفر ...

#پارت_114 #رمان_اقای_سریع توی کافه منتظر وحید و نامدار نشسته بودم رشیدیان با کمی شک و تردید قراردادو امضا کرد که برای هر نفرو 2 میلیارد ساپورت کنه البته چندتا بهونه از جمله اینکه 2 نفر دیگه از تیم حذف شدن آوردم و فلان و بهمان نامدار وارد کافه شد و ...

۱ بهمن 1397
22K
صدای نفسی که شایان بخاطر آسودگی کشید باعث شد سرم روبلند کنم وبهش بخندم...وقتی خنده منو دید اونم شروع کرد به خندیدن... با برخورد چیزی با کف پارکت های راهرو خندمون متوقف شد...صدای اهنگ متوقف ...

صدای نفسی که شایان بخاطر آسودگی کشید باعث شد سرم روبلند کنم وبهش بخندم...وقتی خنده منو دید اونم شروع کرد به خندیدن... با برخورد چیزی با کف پارکت های راهرو خندمون متوقف شد...صدای اهنگ متوقف شده بود وهمه یکصدا درخواست کیک میکردن...شایان دستشو روی کمرم گذاشت ومنوبه سمت در خروجی ...

۱۰ آذر 1397
486K
متعجبرسیدم: -این...این چیه آقا؟ --باز کن خودت میفهمی! پاکتا رو تو دستم گرفتم...اولیش بلیط دوسره شیراز بود!خدای من!شیراز؟!یعنی... خدایا اینهمه شادی واسه یه روز؟نمیگی من جنبه ندارم؟اشک تو چشمام حلقه زده بود.پاکت دوم رو هم ...

متعجبرسیدم: -این...این چیه آقا؟ --باز کن خودت میفهمی! پاکتا رو تو دستم گرفتم...اولیش بلیط دوسره شیراز بود!خدای من!شیراز؟!یعنی... خدایا اینهمه شادی واسه یه روز؟نمیگی من جنبه ندارم؟اشک تو چشمام حلقه زده بود.پاکت دوم رو هم باز کردم.بلیط کنسرتش بود... نگاه شادمو بهش دوختم و گفتم: -آقانیما من...من نمیدونم چی باید ...

۹ آذر 1397
537K
8ماه ازروزی که من وارد این خونه شدم میگذشت.مدتی که برام بعضی وقتا سخت و گاهی اوقات شیرین و لذت بخش بود... صبح زود از خواب بیدارشدم تا برای صبحانه همه چیز آماده باشه...نیما رو ...

8ماه ازروزی که من وارد این خونه شدم میگذشت.مدتی که برام بعضی وقتا سخت و گاهی اوقات شیرین و لذت بخش بود... صبح زود از خواب بیدارشدم تا برای صبحانه همه چیز آماده باشه...نیما رو هم بیدارکردم چون باید دنبال خانوادش میرفت... ستایشم بعد صبحانه بهم زنگ زد وگفت اونام ...

۸ آذر 1397
525K
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 با شرم بازوش رو رها کردم وهمراه خدمتکار از اونجا دور شدم...راهروی باریکی کنار در بزرگی قرار داشت...خدمتکار به داخل راهرو ...

👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 با شرم بازوش رو رها کردم وهمراه خدمتکار از اونجا دور شدم...راهروی باریکی کنار در بزرگی قرار داشت...خدمتکار به داخل راهرو رفت...منم همراهش طوطی وار حرکت می کردم...برعکس عمارت،اینجا زیاد اشیای قیمتی نداشت و در حد ...

۲ آذر 1397
508K
با شنیدن صدای نیما که تو چارچوب در ایستاده بود شوکه شدم،از چشماش شیطنت میبارید: -هیشکی آقا...بخدا داشتم با خودم حرف می زدم! نیما مشکوک جلو اومد و پلاستیک سفید رنگی رو روی میز گذاشت: ...

با شنیدن صدای نیما که تو چارچوب در ایستاده بود شوکه شدم،از چشماش شیطنت میبارید: -هیشکی آقا...بخدا داشتم با خودم حرف می زدم! نیما مشکوک جلو اومد و پلاستیک سفید رنگی رو روی میز گذاشت: -این عسل رو بذار تو یخچال...میرم استراحت کنم....واسه عصرونه بیدارم کن...راستی امشب همکارام میان...تمرین داریم...نمیخواد ...

۳۰ آبان 1397
534K
هیچکسان ۱ وسط اتاق دراز کشیده بودم و داشتم به پنکه سقفی نگاه می کردم.بچه که بودم همیشه می ترسیدم پنکه بیفته روی کله م و مغزم متلاشی بشه...یادش بخیر.الان فکر می کنم که عجب ...

هیچکسان ۱ وسط اتاق دراز کشیده بودم و داشتم به پنکه سقفی نگاه می کردم.بچه که بودم همیشه می ترسیدم پنکه بیفته روی کله م و مغزم متلاشی بشه...یادش بخیر.الان فکر می کنم که عجب خری بودم! منتظر سورن بودم تا بیاد مثلا با هم درس بخونیم.البته نزدیکای عید نمیشه ...

۲۵ آبان 1397
184K
ستایش غلتی روی تخت زد و با لبخندی که روی لب داشت بهم خیره شد: -میدونم اگه بخوای میتونی از پسش برمیای اما یادت نره که نیما خیلی سختگیره،شخصیت مغروری داره،بشدت مقرراتیه و چیزه که ...

ستایش غلتی روی تخت زد و با لبخندی که روی لب داشت بهم خیره شد: -میدونم اگه بخوای میتونی از پسش برمیای اما یادت نره که نیما خیلی سختگیره،شخصیت مغروری داره،بشدت مقرراتیه و چیزه که خیلی مهمه بهت بگم اینه که تا دلت بخواد وسواسیه،این یعنی کــــــارت دراومـــــده است،رو مسایلی ...

۲۵ آبان 1397
479K
-دلم خوش بود که دختر شوهر دادم ، که دادمش به یه خانواده آبرومند و بازاری . -از چی حرف می زنین بابا ؟ یه جوری بگید که منم متوجه بشم . صدای پدرم بالاتر ...

-دلم خوش بود که دختر شوهر دادم ، که دادمش به یه خانواده آبرومند و بازاری . -از چی حرف می زنین بابا ؟ یه جوری بگید که منم متوجه بشم . صدای پدرم بالاتر میرود و می گوید : -از چی حرف می زنم ؟ از بدبختی . من ...

۱۵ آبان 1397
48K
در همسایگی گودزیلا 6 چی؟!!مامان چی داره میگه؟!قراره من وتنهابذاره وکجابره؟!!حالش خیلی بدبود...به چشمام خیره شده بودواشک می ریخت...مهربون گفتم:مامانم بگوچی شده!!توروبه خدابگو...چرامی خوای من وتنهابذاری؟!کجامی خوای بری؟؟؟نفس عمیقی کشیدوباپشت دستش اشکاش وپاک کرد...بالحنی که ...

در همسایگی گودزیلا 6 چی؟!!مامان چی داره میگه؟!قراره من وتنهابذاره وکجابره؟!!حالش خیلی بدبود...به چشمام خیره شده بودواشک می ریخت...مهربون گفتم:مامانم بگوچی شده!!توروبه خدابگو...چرامی خوای من وتنهابذاری؟!کجامی خوای بری؟؟؟نفس عمیقی کشیدوباپشت دستش اشکاش وپاک کرد...بالحنی که غم توش موج می زدگفت:رهاعزیزم...تو...تونمی تونی بامابیای لندن!!رسماً هنگ کرده بودم!!یعنی چی؟؟!!برای چی نمی تونم ...

۱۵ شهریور 1397
165K
مسلمان بر مسلمان پنج حق دارد وقتی ببیندش باو سلام کند و وقتی بخواندش بپذیرد و وقتی بیمار شد عیادتش کند و وقتی بمیرد جنازه اش را تشییع کند و هر چه برای خویش بخواهد ...

مسلمان بر مسلمان پنج حق دارد وقتی ببیندش باو سلام کند و وقتی بخواندش بپذیرد و وقتی بیمار شد عیادتش کند و وقتی بمیرد جنازه اش را تشییع کند و هر چه برای خویش بخواهد برای او بخواهد.و تازه اینکه همانا در رهبری هیچ نقطه سیاه دیده نمی شود (هرچند ...

۱۱ شهریور 1397
188K
جدایی انداختن بین دونفر درهردوصورت باطل است مگر اینکه دشمن وسط محض درمعنا یا بین حق و باطل می رود می شود و اسلام ناب محمدی ایمان است نه نفاق مگر آنکه درخطوط اسلام ناب ...

جدایی انداختن بین دونفر درهردوصورت باطل است مگر اینکه دشمن وسط محض درمعنا یا بین حق و باطل می رود می شود و اسلام ناب محمدی ایمان است نه نفاق مگر آنکه درخطوط اسلام ناب حقیقی نباشد می باشد. و تازه سرنخ معنایی حقیت را تمدن اسلام که اسلام ناب ...

۱۹ مرداد 1397
331K
سکونت انسان در سیارات دیگر با کشف نوع جدیدی از فتوسنتز بیگ بنگ: دانشمندان یک نوع فتوسنتز کشف کرده‌اند که این فتوسنتز جانداران را قادر می‌سازد تا در شرایط سخت و کم نور، انرژی تولید ...

سکونت انسان در سیارات دیگر با کشف نوع جدیدی از فتوسنتز بیگ بنگ: دانشمندان یک نوع فتوسنتز کشف کرده‌اند که این فتوسنتز جانداران را قادر می‌سازد تا در شرایط سخت و کم نور، انرژی تولید کرده و رشد کنند. این کشف مهم به فضانوردان کمک می‌کند تا با استفاده از ...

۱۹ مرداد 1397
313K