نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی ...

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی را بشکند! تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که ...

۴ ساعت پیش
11K
📝

📝 "خاطراتِ ساختگی" ▫ ️رفیق جان دیروز توی خبرها نوشته‌بود که چندتا دانشمند توانسته‌اند خاطرات ساختگی درست کنند. اینها مغز یکی دوتا پرنده‌ی مادرمرده را دست‌کاری کرده‌اند و این پرنده‌ها دو سه روز است که آوازهای جدید می‌خوانند. آوازهایی که توی خاطرات ساختگی‌شان مثلا از پدرشان یاد گرفته‌اند. ▫ ️رفیق ...

۲ روز پیش
32K
﴾﷽﴿ . انتشار عکس برای اولین بار؛ . روح‌الله بغض کرده بود، اما خودش را نگه داشت تا گریه نکند. یاد روزهایی افتاده بود که وقتی به خانه می‌آمد مادرش را در بستر بیماری می‌دید. ...

﴾﷽﴿ . انتشار عکس برای اولین بار؛ . روح‌الله بغض کرده بود، اما خودش را نگه داشت تا گریه نکند. یاد روزهایی افتاده بود که وقتی به خانه می‌آمد مادرش را در بستر بیماری می‌دید. آن‌قدر دیدن این صحنه برایش سخت بود که ترجیح می‌داد به خانه نرود. بعد از ...

۳ روز پیش
27K
#دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور ...

#دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور و برت را ازدحام آدم های آشنا و غریبه پر کرده باشند... فرقی نمی کند ...

۶ روز پیش
114K
دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور ...

دلت که گرفته باشد... دل می دهی به سکوت... دلت که گرفته باشد فرقی نمی کند چند شنبه از کدام هفته و کدام ماه و کدام فصل است... فرقی نمی کند تنها باشی یا دور و برت را ازدحام آدم های آشنا و غریبه پر کرده باشند... فرقی نمی کند ...

۷ روز پیش
138K
پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود ...

پارت ۸ فیک معجزه ی عشق شب شده بود و سهون و ناره تازه به خشکی رسیده بودن . چادرشونو برپا کردن و چند تا وسیله بیرون گذاشتن برای نشستنشون . ناره بدجوری گشنش بود و شکمش همش صدا میداد و سهون میخندید . دوباره شکمش صدا داد که باعث ...

۷ روز پیش
149K
زیر یکی از پست هایم کامنت گذاشته بود:

زیر یکی از پست هایم کامنت گذاشته بود: "یه پسر با شخصیت بیاد دایرکت" جوابش را توی همان کامنت ها دادم: "امثال شما آبروی هرچی دختر رو بردن" دیگر چیزی نگفت،من هم پیگیر نشدم؛ حوالی ساعت دوازده شب بود که ویبره تلفن همراهم یکسره شد! همان که نوشته بود "یک ...

۱ هفته پیش
117K
می روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیس پاییزند از زنانی که وقت بوسیدن غرق آغوشت اشک میریزند میروم طرح غصه ای باشم مثل اندوه خالکوبی هاش میروم تا که دست بردارم ...

می روم تا درو کنم خود را از زنانی که خیس پاییزند از زنانی که وقت بوسیدن غرق آغوشت اشک میریزند میروم طرح غصه ای باشم مثل اندوه خالکوبی هاش میروم تا که دست بردارم از جهان مخوف خوبی هاش ! مثل تنهایی ِ خودم ساکت مثل تنهایی ِ خودم ...

۱ هفته پیش
98K
تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست ...

تجربه متفاوت ... اولین بار که با سبک زندگی متفاوتی با خانواده خودم، اطرافیان،فامیل و اغلب جامعه اون زمان، مواجه شدم نوجوان بودم و خیلی برام تجربه جالبی بود! دبیرستانی بودم با یک دختری دوست شده بودم و همینطور هر روز قرار بعد مدرسه و قدم زدن تو کوچه پس ...

۱ هفته پیش
214K
خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری ...

خودت را فریــــاد نـــــــــزن من ، اعمالی هستم که انجام داده ام. من خود اعمالم هستم، نه اینکه صرفا عامل اعمالم باشم ، بلکه اثرات کارهای من در درون من رخنه کرده است . بطوری که حتی از روی کلام و نحوه گفتارم ، برخوردم با دیگران و نحوه تعاملم ...

۱ هفته پیش
80K
از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی ...

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ، اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی را بشکند! تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که ...

۱ هفته پیش
69K
#بخونید :) آخرین بار همین چند لحظه ی پیش بود. آخرین باری که احساس کردم چقدر دوستت دارم. دست راستت را زیر گوش راستت گذاشته بودی و با دهان نیمه باز خوابیده بودی. آب دهانت ...

#بخونید :) آخرین بار همین چند لحظه ی پیش بود. آخرین باری که احساس کردم چقدر دوستت دارم. دست راستت را زیر گوش راستت گذاشته بودی و با دهان نیمه باز خوابیده بودی. آب دهانت از روی گونه ات روی بالشت سرازیر شده بود. موهایت در آشفته ترین حالت ممکن ...

۱ هفته پیش
171K
این طنز خنده دار نیست مایه شرم وخجالت است فاجعه است حتی فجیع تر از جنایت داعش و طالباندچون داعش ادم میکشد وتمام این افراد.... تمام پست های قبل در مورد #ژاپن #بود تک تک ...

این طنز خنده دار نیست مایه شرم وخجالت است فاجعه است حتی فجیع تر از جنایت داعش و طالباندچون داعش ادم میکشد وتمام این افراد.... تمام پست های قبل در مورد #ژاپن #بود تک تک رفتار کردار از کودک تا بزرگ تا مدیران چیزی دارن به اسم احساس مسولیت وفرهنگ ...

۲ هفته پیش
32K
نام خودمان را گذاشتیم عاشق ...؟؟!! دل خودمان را ،معطل خیالهای واهی کردیم که چه..؟؟ چه روزها با حرفهای گفته اش داستان سرایی کردیم و چنان دررویاهایمان بزرگش کردیم که در واقعیت زندگانی چنین نبود ...

نام خودمان را گذاشتیم عاشق ...؟؟!! دل خودمان را ،معطل خیالهای واهی کردیم که چه..؟؟ چه روزها با حرفهای گفته اش داستان سرایی کردیم و چنان دررویاهایمان بزرگش کردیم که در واقعیت زندگانی چنین نبود ونیست... دست بردارید هرشب از این دل دل کردنهای دلتان واین هوایی کردنِ قلبهایتان ,کسی ...

۲ هفته پیش
69K
شاید هیچکَسم باشی…♥ اما هیچ کسم نه! میدانی، در این دنیا نسبت‌هایی هستند که دلی‌اند ❤ نه شناسنامه‌ای … یک نفر را دوست داری اما نه به حرمت اینکه پدرت است، مادرت است، همسرت، یا ...

شاید هیچکَسم باشی…♥ اما هیچ کسم نه! میدانی، در این دنیا نسبت‌هایی هستند که دلی‌اند ❤ نه شناسنامه‌ای … یک نفر را دوست داری اما نه به حرمت اینکه پدرت است، مادرت است، همسرت، یا هر چیز دیگری … دوستش داری چون دوستش داری، و این بی منطق‌ترین احساس دنیاست! ...

۲ هفته پیش
32K
https://soundcloud.com/like-it-and-smile/3-1 می روم تا درو کنم خود را ... از زنانی که خیس پاییزند از زنانی که وقت بوسیدن ... غرق آغوشت اشک میریزند میروم طرح غصه ای باشم ... مثل اندوه خالکوبی هاش میروم ...

https://soundcloud.com/like... می روم تا درو کنم خود را ... از زنانی که خیس پاییزند از زنانی که وقت بوسیدن ... غرق آغوشت اشک میریزند میروم طرح غصه ای باشم ... مثل اندوه خالکوبی هاش میروم تا که دست بردارم ... از جهان مخوف خوبی هاش ! مثل تنهایی ِ خودم ...

۲ هفته پیش
105K
به عسل آموخته‌ بودیم که در جواب «حالت چطوره؟» بگوید «عالی.» و همیشه هم گفته بود. حتا وسط گریه و دل‌درد‌ و آزمایش‌دادن. دیروز که از خواب بیدار شد، فهمیدم مثل همیشه سرحال نیست. گفتم ...

به عسل آموخته‌ بودیم که در جواب «حالت چطوره؟» بگوید «عالی.» و همیشه هم گفته بود. حتا وسط گریه و دل‌درد‌ و آزمایش‌دادن. دیروز که از خواب بیدار شد، فهمیدم مثل همیشه سرحال نیست. گفتم «بابا. حالت چطوره؟» گفت «عالی.» و بعد اضافه کرد: «نه. عالی، نه.» گفتم «باید بگی ...

۲ هفته پیش
88K
بارها میدیدم ابراهیم، با بچههائی که نه ظاهر مذهبی داشــتند و نه به دنبال مسائل دینی بودند رفیق میشــد. آنها را جذب ورزش میکرد و به مرور به مسجد و هیئت میکشاند. یکی از آنها ...

بارها میدیدم ابراهیم، با بچههائی که نه ظاهر مذهبی داشــتند و نه به دنبال مسائل دینی بودند رفیق میشــد. آنها را جذب ورزش میکرد و به مرور به مسجد و هیئت میکشاند. یکی از آنها خیلی از بقیه بدتر بود. همیشــه از خوردن مشروب و کارهای خالفش میگفت! اص ًال ...

۳ هفته پیش
57K
درخانهای کوچک و مســتاجری درحوالی میدان خراسان تهران زندگی میکردیم. اولین روزهای اردیبهشت سال1336 بود. پدر چند روزی است که خیلی خوشحال است. خدا در اولین روز این ماه، پســری به او عطا کرد. او ...

درخانهای کوچک و مســتاجری درحوالی میدان خراسان تهران زندگی میکردیم. اولین روزهای اردیبهشت سال1336 بود. پدر چند روزی است که خیلی خوشحال است. خدا در اولین روز این ماه، پســری به او عطا کرد. او دائمًا از خدا تشــکر میکرد. هر چند حاال در خانه سه پسر و یک دختر ...

۳ هفته پیش
56K
درخانهای کوچک و مســتاجری درحوالی میدان خراسان تهران زندگی میکردیم. اولین روزهای اردیبهشت سال1336 بود. پدر چند روزی است که خیلی خوشحال است. خدا در اولین روز این ماه، پســری به او عطا کرد. او ...

درخانهای کوچک و مســتاجری درحوالی میدان خراسان تهران زندگی میکردیم. اولین روزهای اردیبهشت سال1336 بود. پدر چند روزی است که خیلی خوشحال است. خدا در اولین روز این ماه، پســری به او عطا کرد. او دائمًا از خدا تشــکر میکرد. هر چند حاال در خانه سه پسر و یک دختر ...

۳ هفته پیش
53K