نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

اون روز هر دو توی فکر بودیم! تا منو برسونه خونه هیچی نگفتیم. فقط موقع پیاده شدن دستمو که حلقه ی نشونم توش بود ، بوسید و گفت : هر چی که بشه ، من ...

اون روز هر دو توی فکر بودیم! تا منو برسونه خونه هیچی نگفتیم. فقط موقع پیاده شدن دستمو که حلقه ی نشونم توش بود ، بوسید و گفت : هر چی که بشه ، من خیلی دوستت دارم ! لبخند به لبم اومد . منم دوسش داشتم ! اونم خیلی ...

۱۵ ساعت پیش
75K
پارسال شب یلدا آقاجان خواسته بود همه به خانه‌اش برویم. تا قبل از فوت مامان جون کل خاله‌ها و دایی‌ها و نوه‌ها بعد از ناهار می‌رفتیم و خودمان خانه را جارو می‌زدیم، حیاط را آب ...

پارسال شب یلدا آقاجان خواسته بود همه به خانه‌اش برویم. تا قبل از فوت مامان جون کل خاله‌ها و دایی‌ها و نوه‌ها بعد از ناهار می‌رفتیم و خودمان خانه را جارو می‌زدیم، حیاط را آب پاشی می‌کردیم و بساط چای و سماور را به پا. انارها را هم فقط مامان ...

۱۷ ساعت پیش
29K
#پارت_بیست_و_شـش

#پارت_بیست_و_شـش " مثل همیشه با بی حوصلگی از پله های کمپانی میرفتم بالا ک یهو چهارتا دختر که همشون عاشق شوگا بودن اومدن جلوم و با جیغ جیغ گفتن: شوگا در رو قفل کرده..یکاری بکن.. رفتم پشت در و در زدم..نه جوابی داد نه در رو باز کرد از شیشه ...

۱ روز پیش
51K
پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به ...

پارت ۱۰ فیک معجزه ی عشق ناره بعد از اینکه کفششو پوشید صاف وایستاد _خوب...بریم سهون برگشت و نگاهش کرد . با دیدن اون تیپی که زده بود و موهای گوجه ایش دهنش خود به خود باز شد . هم به شدت خوشگل شده بود هم به شدت کیوت . ...

۳ روز پیش
22K
هر بار ازش می‌پرسیدم چیزی شده؟ چرا انقدر بهم ریخته‌ای؟ می‌گفت: نمی‌تونم ببخشم. یه بار ازش پرسیدم از کی ناراحتی؟ چرا نمی‌تونی ببخشیش؟ گفت: از خودم، خودم رو نمی‌تونم ببخشم. بعد تو چشمام نگاه کرد ...

هر بار ازش می‌پرسیدم چیزی شده؟ چرا انقدر بهم ریخته‌ای؟ می‌گفت: نمی‌تونم ببخشم. یه بار ازش پرسیدم از کی ناراحتی؟ چرا نمی‌تونی ببخشیش؟ گفت: از خودم، خودم رو نمی‌تونم ببخشم. بعد تو چشمام نگاه کرد و گفت: شنیدی میگن از یه سوراخ دو بار گزیده نشو؟ من صد بار گزیده ...

۳ روز پیش
5K
داوود ! تو حق داری ! اونم تا حدی ! من الان با ارغوان حرف زدم ، این بچه ام پُر بی راه نمیگه ! کِی به ماها گفته که میخواد زن پسر تو بشه؟ ...

داوود ! تو حق داری ! اونم تا حدی ! من الان با ارغوان حرف زدم ، این بچه ام پُر بی راه نمیگه ! کِی به ماها گفته که میخواد زن پسر تو بشه؟ فقط ایرادش این بوده که نگفته نمیخواد با پسر عموش ازدواج کنه! زور که نیست ...

۴ روز پیش
4K
#پارت_پنجاه_و_یک #میجو همه نگران به در زل زده بودن و منتظر یک خبر بودن . دکتر وقتی بیرون اومد میچا اولین کسی بود که به سمتش دویید . به سرعت گفت : چی شده حالش ...

#پارت_پنجاه_و_یک #میجو همه نگران به در زل زده بودن و منتظر یک خبر بودن . دکتر وقتی بیرون اومد میچا اولین کسی بود که به سمتش دویید . به سرعت گفت : چی شده حالش خوبه ؟ سرشو به نشونه ی منفی تکون داد و گفت : متاسفم . اما ...

۲ هفته پیش
485
تحریم و زجر پروانه‌ها در سکوت بیماری آزاردهنده است ولی برخی بیماری‌ها به‌واسطه عوارض، هزینه‌ها و آسیب‌هایی که برای زندگی جسمی، روحی و اجتماعی بیمار ایجاد می‌کنند، دشوارترند. بیماری «ای‌بی» یا «پروانه‌ای» از این دسته ...

تحریم و زجر پروانه‌ها در سکوت بیماری آزاردهنده است ولی برخی بیماری‌ها به‌واسطه عوارض، هزینه‌ها و آسیب‌هایی که برای زندگی جسمی، روحی و اجتماعی بیمار ایجاد می‌کنند، دشوارترند. بیماری «ای‌بی» یا «پروانه‌ای» از این دسته است. بیماری «ای‌بی» در هر یک میلیون نفر 50 نفر را درگیر می‌کند و در ...

۴ هفته پیش
164
آبان، ماهِ خوبِ من، تمام نشو! تویی که مفهومِ حقیقیِ پاییزی... تویی که بیشتر از هر ماه و هر فصل و هر زمان، خاطره انگیزی! بعد از تو هیچ خیابانی راه و رسمِ دلبری را ...

آبان، ماهِ خوبِ من، تمام نشو! تویی که مفهومِ حقیقیِ پاییزی... تویی که بیشتر از هر ماه و هر فصل و هر زمان، خاطره انگیزی! بعد از تو هیچ خیابانی راه و رسمِ دلبری را بلد نیست و نبضِ تمامِ خاطره‌ها بدونِ عطرِ حضورِ تو، می‌ایستد! تو می‌روی... من می‌مانم ...

۱۹ آبان 1398
176
#پارت101: شعر پر از درد و غم بود طوری که قلبم رو به درد اورد. یعنی فاطمه خانم این همه درد داشت؟ می‌دونستم کارم خیلی زشته که دفتر خاطرات یکی دیگه رو می‌خوندم. ولی باز ...

#پارت101: شعر پر از درد و غم بود طوری که قلبم رو به درد اورد. یعنی فاطمه خانم این همه درد داشت؟ می‌دونستم کارم خیلی زشته که دفتر خاطرات یکی دیگه رو می‌خوندم. ولی باز هم به‌ کارم ادامه دادم. [من و پدر و مادرم تو یه دهکده‌ی خوش آب ...

۱۰ آبان 1398
126
#پارت101: شعر پر از درد و غم بود طوری که قلبم رو به درد اورد. یعنی فاطمه خانم این همه درد داشت؟ می‌دونستم کارم خیلی زشته که دفتر خاطرات یکی دیگه رو می‌خوندم. ولی باز ...

#پارت101: شعر پر از درد و غم بود طوری که قلبم رو به درد اورد. یعنی فاطمه خانم این همه درد داشت؟ می‌دونستم کارم خیلی زشته که دفتر خاطرات یکی دیگه رو می‌خوندم. ولی باز هم به‌ کارم ادامه دادم. [من و پدر و مادرم تو یه دهکده‌ی خوش آب ...

۱۰ آبان 1398
82
پارت ۱۰ فیک سرنوشت هانا و سورا رو مبل خوابگاه اکسو نشسته بودن و منتظر اعضا بودن . سورا دستشو دور زانوش حلقه کرده بود و خیلی معذب بود ولی هانا شلکس کرده بود و ...

پارت ۱۰ فیک سرنوشت هانا و سورا رو مبل خوابگاه اکسو نشسته بودن و منتظر اعضا بودن . سورا دستشو دور زانوش حلقه کرده بود و خیلی معذب بود ولی هانا شلکس کرده بود و با گوشیش ور میرفت . هیچ صدایی نمیومد که یهو هانا سکوتو شکست _همّال برقی... ...

۸ آبان 1398
630
اگر کسی بخواهد بترکد، تنها راهش همین است. جیک نزدن! فقط لبخند... منفجر شدن از زور نفرین‌های فروخورده ‌شده... ترکیدن از خاموشی... 📗 متن‌هایی برای هیچ 📝 ️ #ساموئل_بکت #بریده_ای_از_کتاب #جرعه_ای_کتاب #چند_سطر_کتاب #کتاب_بخوانیم #کتاب #مطالعه ...

اگر کسی بخواهد بترکد، تنها راهش همین است. جیک نزدن! فقط لبخند... منفجر شدن از زور نفرین‌های فروخورده ‌شده... ترکیدن از خاموشی... 📗 متن‌هایی برای هیچ 📝 ️ #ساموئل_بکت #بریده_ای_از_کتاب #جرعه_ای_کتاب #چند_سطر_کتاب #کتاب_بخوانیم #کتاب #مطالعه #بغض #اندوه #غم #منفجر_شدن #دخترونه کانال تلگرام و اینستاگرام 🌸 مهر بانو ۲۰۱۸🌸 @MehrBanooo_2018

۲۹ مهر 1398
35
تو دختری یا پسر؟ دلم می‌خواد دختر باشی و یه روز چیزایی رو که من الان حس می‌کنم حس کنی. مادرم میگه دختر به دنیا اومدن یه بدبختیه بزرگه! و من اصلاً حرفش رو قبول ...

تو دختری یا پسر؟ دلم می‌خواد دختر باشی و یه روز چیزایی رو که من الان حس می‌کنم حس کنی. مادرم میگه دختر به دنیا اومدن یه بدبختیه بزرگه! و من اصلاً حرفش رو قبول ندارم. می‌دونم دنیای ما با دست مردا و برای مردا ساخته شده و زورگویی و ...

۱۳ مهر 1398
61
وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم... وحشی و پر شور و رنگ‌آمیز بودم نغمهٔ من همچو آوایِ نسیم پَر شکسته عطر غم می‌ریخت بر دل‌هایِ خسته پیش رویم چهرهٔ تلخِ زمستانِ جوانی پشت سر ...

وه چه زیبا بود اگر پاییز بودم... وحشی و پر شور و رنگ‌آمیز بودم نغمهٔ من همچو آوایِ نسیم پَر شکسته عطر غم می‌ریخت بر دل‌هایِ خسته پیش رویم چهرهٔ تلخِ زمستانِ جوانی پشت سر آشوبِ تابستانِ عشقی ناگهانی سینه‌ام منزلگه اندوه و درد و بدگمانی کاش چون پاییز بودم... ...

۴ مهر 1398
30
خیلی سال بود که می شناختمش ‌... خیلی سال بود که رفیق بودیم ... تنها کسی بود که من رو بهتر از خودم می شناخت ... تو تمام این سال ها هیچ وقت ندیدم با ...

خیلی سال بود که می شناختمش ‌... خیلی سال بود که رفیق بودیم ... تنها کسی بود که من رو بهتر از خودم می شناخت ... تو تمام این سال ها هیچ وقت ندیدم با کسی تو رابطه باشه ‌‌‌‌... از اون دخترایی بود که می گفت : تو تنهایی ...

۳ مهر 1398
114
این روزهایِ پایانیِ شهریور، دلهره عجیبی دارد! دلهره‌ای از جنسِ حال و هوایِ نابِ کودکی، با عطرِ دلبرانه کتاب‌هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو... ما دیگر آن کودکِ بی غم و خندانِ سال‌هایِ دور نیستیم، ...

این روزهایِ پایانیِ شهریور، دلهره عجیبی دارد! دلهره‌ای از جنسِ حال و هوایِ نابِ کودکی، با عطرِ دلبرانه کتاب‌هایِ نو و طعمِ گسِ خرمالو... ما دیگر آن کودکِ بی غم و خندانِ سال‌هایِ دور نیستیم، اما این دلهره، یادگارِ خوبِ همان روزهاست... روزهایِ خوبی که نگرانیِ‌مان، بخاطرِ معلمِ تازه‌ای بود ...

۲۹ شهریور 1398
41
دلم کمی کودکی می‌خواهد... از همان روزهایی که زندگی رنگ و بوی دیگری داشت... روزهایی که نشستن دانه برف کوچکی پشت پنجره‌ی خانه، دلیلی برای خنده‌ها و قهقهه زدن هایمان می‌شد... همان روزهایی که پاییز ...

دلم کمی کودکی می‌خواهد... از همان روزهایی که زندگی رنگ و بوی دیگری داشت... روزهایی که نشستن دانه برف کوچکی پشت پنجره‌ی خانه، دلیلی برای خنده‌ها و قهقهه زدن هایمان می‌شد... همان روزهایی که پاییز را با راه رفتن بر روی برگ‌های خشک شده و صدای خش‌خش آن‌ها می‌شناختیم، نه ...

۲۹ شهریور 1398
36