نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

مدت ها میگذره از اون وقتایی ک من تو ویسگون ی پیج پر از هیجانات زندگیم داشتم ی دختر بچه بودم گاهی شاد گاهی شر گاهی زبون دراز گاهی غمگین و.... برام خیلی مهم بود ...

مدت ها میگذره از اون وقتایی ک من تو ویسگون ی پیج پر از هیجانات زندگیم داشتم ی دختر بچه بودم گاهی شاد گاهی شر گاهی زبون دراز گاهی غمگین و.... برام خیلی مهم بود این پیج ب سختی نگهش داشتم اما دیگه رمق نوشتن نیست من نمیخاستم اینجوری بشه ...

۳۹ دقیقه پیش
5K
#بخونید:) ترس از دست دادنت سایه انداخته بود روی کل زندگیم...همه جا و همه وقت،به این فکر میکردم که اگر بهتر از من پیدا کنی،اگر من دلتو بزنم،اگر خنده های یکی به گوش تو قشنگ ...

#بخونید:) ترس از دست دادنت سایه انداخته بود روی کل زندگیم...همه جا و همه وقت،به این فکر میکردم که اگر بهتر از من پیدا کنی،اگر من دلتو بزنم،اگر خنده های یکی به گوش تو قشنگ تر از من باشه ...اون وقت سهم من از دنیای بی تو چیه؟؟تصورشم برام غیر ...

۴۱ دقیقه پیش
6K
دانلود رمان تقلب نویسنده: F_javid ژانر: طنز، عاشقانه مقدمه: دختری باهوش و سرزنده که ملقب به نانادی و تموم مقاطع تحصیلیش رو با تقلب های عجیب و غریب گذرونده و توی کار خودش استاده. نانادی ...

دانلود رمان تقلب نویسنده: F_javid ژانر: طنز، عاشقانه مقدمه: دختری باهوش و سرزنده که ملقب به نانادی و تموم مقاطع تحصیلیش رو با تقلب های عجیب و غریب گذرونده و توی کار خودش استاده. نانادی کنکورش رو هم با تقلب میده و با یه رتبه ی تک رقمی حقوق قبول ...

۱ ساعت پیش
17K
دانلود رمان زاده عمارت تاریکی نویسنده: mahta zand ژانر: عاشقانه مقدمه: آدرینا به همراه برادر پزشکش توی خارج از کشور زندگی می کنه و مادر خودش رو از دست داده. به خاطر زندگی با جنس ...

دانلود رمان زاده عمارت تاریکی نویسنده: mahta zand ژانر: عاشقانه مقدمه: آدرینا به همراه برادر پزشکش توی خارج از کشور زندگی می کنه و مادر خودش رو از دست داده. به خاطر زندگی با جنس مذکر رفتار و روحیات کاملا پسرونه ای داره، بدنسازی کار می کنه و از هیچ ...

۱ ساعت پیش
17K
دانلود رمان قرار نبود نویسنده: هما پور اصفهانی ژانر: عاشقانه، طنز مقدمه: ترسا بخاطر اینکه برای بار دوم توی کنکور قبول نشده قصد داره به خارج از کشور بره و اونجا ادامه ی تحصیل بده، ...

دانلود رمان قرار نبود نویسنده: هما پور اصفهانی ژانر: عاشقانه، طنز مقدمه: ترسا بخاطر اینکه برای بار دوم توی کنکور قبول نشده قصد داره به خارج از کشور بره و اونجا ادامه ی تحصیل بده، ولی پدرش هیچ رقمه راضی به اینکار نبود و رضایت نمیده. ترسا تنها راهش رو ...

۱ ساعت پیش
17K
دانلود رمان همسایه های لجباز نویسنده: عسل.کاف ژانر: عاشقانه بخشی از داستان: با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم بدون اینکه ببینم کیه جواب دادم: ها؟چیه؟چکار داری؟چرا زنگ زدی؟کیییه؟حرف ب……?? باصدای سوگل خفه شدم ...

دانلود رمان همسایه های لجباز نویسنده: عسل.کاف ژانر: عاشقانه بخشی از داستان: با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم بدون اینکه ببینم کیه جواب دادم: ها؟چیه؟چکار داری؟چرا زنگ زدی؟کیییه؟حرف ب……?? باصدای سوگل خفه شدم چنان دادی زد که گوشم جر خورد:نففففففسسس!!!?? _بلهههههه گوشمممم کرررر شددد ?? _هنوز خوابی؟!پاشو مگه ...

۱ ساعت پیش
15K
دانلود رمان آمدی جانم به قربانت نویسنده: مریم پریزاد ژانر:عاشقانه، درام مقدمه: شهلا دختری با شیطنت های مخصوص به خودش که توی دانشگاه مشغول به تحصیل هستش. عاشق کسی می شه که جزو نباید های ...

دانلود رمان آمدی جانم به قربانت نویسنده: مریم پریزاد ژانر:عاشقانه، درام مقدمه: شهلا دختری با شیطنت های مخصوص به خودش که توی دانشگاه مشغول به تحصیل هستش. عاشق کسی می شه که جزو نباید های زندگیش قرار داره، یه تب عشق شدید به استاد خودش که تمام زندگیش رو به ...

۱ ساعت پیش
18K
دانلود رمان وسوسه نویسنده: نیلا ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی مقدمه: شاید همیشه کنجکاوی عاقبت خوبی نداشته باشه، دختری که توی یه خانواده ی متعصب و کوته فکر زندگی می کنه توی یه عروسی از سر ...

دانلود رمان وسوسه نویسنده: نیلا ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی مقدمه: شاید همیشه کنجکاوی عاقبت خوبی نداشته باشه، دختری که توی یه خانواده ی متعصب و کوته فکر زندگی می کنه توی یه عروسی از سر کنجکاوی به دنبال پسری میره که وجهه بسیار بدی توی فامیل و آشنا داره. خانواده ...

۱ ساعت پیش
22K
دانلود رمان دلواپس توام نویسنده: vaniya.b ژانر: عاشقانه، طنز مقدمه: دو خواهر که با از دست دادن والدین خودشون پیش هم زندگی می کنن که با ازدواج خواهر بزرگ تر الهه، دختر داستان مجبور می ...

دانلود رمان دلواپس توام نویسنده: vaniya.b ژانر: عاشقانه، طنز مقدمه: دو خواهر که با از دست دادن والدین خودشون پیش هم زندگی می کنن که با ازدواج خواهر بزرگ تر الهه، دختر داستان مجبور می شه تنها به زندگی خودش ادامه بده. اما چیزی نمی گذره که خونش آتیش می ...

۱ ساعت پیش
15K
دانلود رمان قمار سرنوشت نویسنده: coral و makhmal-66 ژانر: عاشقانه داغونم تموم بدنم درد می کنه … لعنتی چه دست سنگینی هم داره … این راهم انگار کش اومده چرا نمی رسم … نمی دونم ...

دانلود رمان قمار سرنوشت نویسنده: coral و makhmal-66 ژانر: عاشقانه داغونم تموم بدنم درد می کنه … لعنتی چه دست سنگینی هم داره … این راهم انگار کش اومده چرا نمی رسم … نمی دونم امروز بارهام سنگین تره یا از کتک هایی که خوردم انقدر ضعیف شدم … بابا ...

۱ ساعت پیش
24K
دانلود رمان چشم های بارانی نویسنده: Baeuti ژانر: عاشقانه مقدمه: می رقصد بر روی گونه هایم او واهمه ای از رقصیدن و چرخیدن ندارد. تنها این منم که می ترسم از رقصیدن او … چه ...

دانلود رمان چشم های بارانی نویسنده: Baeuti ژانر: عاشقانه مقدمه: می رقصد بر روی گونه هایم او واهمه ای از رقصیدن و چرخیدن ندارد. تنها این منم که می ترسم از رقصیدن او … چه آشکارا می رقصد و می چرخد و من چه غم بار به او می نگرم ...

۱ ساعت پیش
24K
حرف های آزاددهنده ای که هیچوقت نباید از یک کیپاپر بپرسید😑 👇 👇 پارت اول 1_چرا کیپاپ گوش میدی؟تو حتی کره ای هم بلد نیستی! ‌‌《اگه واقعا میخوای یه فن اینترنشنال رو اذیت کنی اینو ...

حرف های آزاددهنده ای که هیچوقت نباید از یک کیپاپر بپرسید😑 👇 👇 پارت اول 1_چرا کیپاپ گوش میدی؟تو حتی کره ای هم بلد نیستی! ‌‌《اگه واقعا میخوای یه فن اینترنشنال رو اذیت کنی اینو ازش بپرس! خیلی از کسایی که از بیرون به کیپاپ نگاه میکنن درک نمیکنن که ...

۴ ساعت پیش
35K
#خان_زاده #پارت293 انگار از خود بی خود شده بود چون هر چی مشت به سینش می‌کوبیدم بی اثر بود. دکمه هاشو و تند باز کرد و در همون حین با ولع لب هامو می‌بوسید پیراهنش ...

#خان_زاده #پارت293 انگار از خود بی خود شده بود چون هر چی مشت به سینش می‌کوبیدم بی اثر بود. دکمه هاشو و تند باز کرد و در همون حین با ولع لب هامو می‌بوسید پیراهنش و از تنش در آورد. با تمام توان هلش دادم عقب.یه قدم عقب رفت و ...

۴ ساعت پیش
49K
#خان_زاده #پارت292 با اخم نگاهش و ازم گرفت. خواستم بلند بشم اما دلم نمیومد وقتی مونس انقدر قشنگ شیر می‌خورد ازش بگیرم.از طرفی با اینکه اهورا پشتش و بهم کرده بود اما خیلی معذب بودم. ...

#خان_زاده #پارت292 با اخم نگاهش و ازم گرفت. خواستم بلند بشم اما دلم نمیومد وقتی مونس انقدر قشنگ شیر می‌خورد ازش بگیرم.از طرفی با اینکه اهورا پشتش و بهم کرده بود اما خیلی معذب بودم. از اونجایی که کلبه هیچ اتاقی نداشت روی صندلی کنار شومینه در حالی که پشتش ...

۴ ساعت پیش
31K
#دلبر #پارت46 دیانا_بیا تا بچه ها رو معرفی کنم اشاره کرد به یه دختر کم سن _ایشون رضوان جونه که بهت گفتم 18سالشه که زندگی انچنان جالبی هم نداره به یه دختر دیگه که درحال ...

#دلبر #پارت46 دیانا_بیا تا بچه ها رو معرفی کنم اشاره کرد به یه دختر کم سن _ایشون رضوان جونه که بهت گفتم 18سالشه که زندگی انچنان جالبی هم نداره به یه دختر دیگه که درحال شستن کوهی از ظرف بود که موهاشم چتری زده بود_ایشونم نازی 21ساله که دختر ساکتیه ...

۱۲ ساعت پیش
62K
پارت سوم: *غریبه ی آشنا* ....سهون:از دیروز ک جونگین بهم خبر داد اصلا حالم خوب نبود هر دو دقیقه یبار به چانیول زنگ میزدم تا کاری نکنه اما جواب یکی از میسکالامم نمیداد و براهمین ...

پارت سوم: *غریبه ی آشنا* ....سهون:از دیروز ک جونگین بهم خبر داد اصلا حالم خوب نبود هر دو دقیقه یبار به چانیول زنگ میزدم تا کاری نکنه اما جواب یکی از میسکالامم نمیداد و براهمین نگرانیم دوبرابر شد ، وقتی پی ام داد یه نفس راحت کشیدم ! چانیول:رفتم و ...

۱۳ ساعت پیش
96K
ای هی هی چقدر سنگت و به سینه زدم پُشتت هر چی که شد در اومدم همون سنگ و تو به سرم زدی از خجالت من در اومدی بیشتر از تنهایی از همدم نامردت بترس ...

ای هی هی چقدر سنگت و به سینه زدم پُشتت هر چی که شد در اومدم همون سنگ و تو به سرم زدی از خجالت من در اومدی بیشتر از تنهایی از همدم نامردت بترس دلیل خنده و گریت یکیه مسخره است اصلاً میگذرم و میزنم زیر همه چی به ...

۱۵ ساعت پیش
40K
✴ ... خانوم دکتر من واسه اینکه بتونم ببینمتون سه روز توی نوبت بودم، سعی میکنم خلاصه بگم حرفامو که زیاد وقت نگیرم ـ گوش میکنم راستش همه چیزبرمیگرده به سیزده سال پیش، وقتی عاشق ...

✴ ... خانوم دکتر من واسه اینکه بتونم ببینمتون سه روز توی نوبت بودم، سعی میکنم خلاصه بگم حرفامو که زیاد وقت نگیرم ـ گوش میکنم راستش همه چیزبرمیگرده به سیزده سال پیش، وقتی عاشق بوی دخترونه ی مقنعه ی مدرسش بودم من نقشه کشی میخوندم و دیوونه ی بازیگری، ...

۱۶ ساعت پیش
73K
بچه ها خدایی وقتی اینو دیدم درونم منقلب شد😂 از یه طرف افسردگی از یه طرف زیبایی طبیعت😁 موندم به کدوم فکر کنم

بچه ها خدایی وقتی اینو دیدم درونم منقلب شد😂 از یه طرف افسردگی از یه طرف زیبایی طبیعت😁 موندم به کدوم فکر کنم

۱۶ ساعت پیش
5K

"part55" گیلدا (طبیب کوچک) همین که دستم رفت سمت در که یه چیزی محکم به در خورد. چاوش: خانم موشِ یا بهتر بگم معلم موش ها حرف هاتو زدی ولی یه جایش رو اشتباه اومدی ، صدای قدم هاش رو شنیدم که به سمتم میومد ، چاوش: همینقدر که میترسی ...

۱۶ ساعت پیش
69K