نرم‌افزار اندروید ویسگون مستقیم بازار

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــق.... پارت 71 نیلوفر: وابستگی وعشق دوست داشتن همین بود دیگه که نتونی یک روز بدون اونی که دوسش داری زندگی کنی مثله این چند روز که مهرداد اهواز بود وخونه ...

❤ ❤ ❤ ❤ عشــــــق.... پارت 71 نیلوفر: وابستگی وعشق دوست داشتن همین بود دیگه که نتونی یک روز بدون اونی که دوسش داری زندگی کنی مثله این چند روز که مهرداد اهواز بود وخونه نبود دلم واسه محبت هاش حرفاش وعشق بیش از حدش تنگ شده بود بی حوصله ...

۱ روز پیش
40K
صبا❤ ️ قسمت اخر چشمامو ک باز کردم توی بیمارستان بودم تموم بدنم درد میکرد و کبود بود و دستم هم شکسته بود و ب گردنم بسته بودن پارمیس اومد سمتم _ببخشید صبا ولی اونموقع ...

صبا❤ ️ قسمت اخر چشمامو ک باز کردم توی بیمارستان بودم تموم بدنم درد میکرد و کبود بود و دستم هم شکسته بود و ب گردنم بسته بودن پارمیس اومد سمتم _ببخشید صبا ولی اونموقع ک برگشتم از خونتون دلم طاقت نیورد و دوباره اومدم پیش مامانت و تموم ماجرا ...

۱ روز پیش
26K
درسته که سختگیر بودم توی درس دادن ولی امتحانامو نسبتا اسون میاوردم و فرصت تقلب هم میدادم اعتقاد داشتم که درسم به دردشون میخوره نه امتحان همه اونا بعد امتحان اگه درسخون باشن احساس خوشی ...

درسته که سختگیر بودم توی درس دادن ولی امتحانامو نسبتا اسون میاوردم و فرصت تقلب هم میدادم اعتقاد داشتم که درسم به دردشون میخوره نه امتحان همه اونا بعد امتحان اگه درسخون باشن احساس خوشی دارن که نتیجه درس خوندنشونو گرفتن اگه تقلب میکردن که به این نتیجه میرسن که ...

۲ روز پیش
43K
من از همون اولم میدونستم تو اومدی که بری؛ میدونستم آدمایی که زیادی خوبن هیچ وقت نمیمونن و تو زیادی خوب بودی... تو زیادی همونی بودی که من میخواستم؛ با همون صدایِ زیر و با ...

من از همون اولم میدونستم تو اومدی که بری؛ میدونستم آدمایی که زیادی خوبن هیچ وقت نمیمونن و تو زیادی خوب بودی... تو زیادی همونی بودی که من میخواستم؛ با همون صدایِ زیر و با همون چشما، چشمایی که میشد تا آخر عمر از ستاره بارونش شعر گفت و شونه ...

۴ روز پیش
21K
یه سوال داررم ... ببخشید btsاز کجا به کجا رسید؟؟؟ میدونین که خونواده هاشون از ما هزار بار بد بختر بودن؟؟همون یونگی که اینجا از ته دل خوشحاله قبل از اینکه خواننده بشه قصد خود ...

یه سوال داررم ... ببخشید btsاز کجا به کجا رسید؟؟؟ میدونین که خونواده هاشون از ما هزار بار بد بختر بودن؟؟همون یونگی که اینجا از ته دل خوشحاله قبل از اینکه خواننده بشه قصد خود کشی داشته .... میخاوم بگم تو بد بختیا تنها نیستین ولی تو خوشبختیاتون همیشه تکین ...

۶ روز پیش
22K
@m_baahaar 💋 🔥 در تقویم تاریخ نوشتند در 24سال پیش در چنین روزی دختری از جنس بلور و قلبی سرشار از مهربانی و وفا پا به عرصه گیتی نهاد دختری در دل زمستان ولی به ...

@m_baahaar 💋 🔥 در تقویم تاریخ نوشتند در 24سال پیش در چنین روزی دختری از جنس بلور و قلبی سرشار از مهربانی و وفا پا به عرصه گیتی نهاد دختری در دل زمستان ولی به گرمی آفتاب و روشنی مهتاب نامش را مهیاس نهادند ولی من او را اسطوره معرفت ...

۶ روز پیش
11K
مینویسم با دلی غمگین تا شاید کمی شاد شود مهسا💚 سوپرایز واسه شما عشقا نمیخاستم به این زودیا سرگذشت بذارم اما خب نشد نتونستم جلو خودمو بگیرم واقعا وقتی مینویسم غم های خودمو فراموش میکنم ...

مینویسم با دلی غمگین تا شاید کمی شاد شود مهسا💚 سوپرایز واسه شما عشقا نمیخاستم به این زودیا سرگذشت بذارم اما خب نشد نتونستم جلو خودمو بگیرم واقعا وقتی مینویسم غم های خودمو فراموش میکنم من مهسام 20 ساله این سرگذشت مال سال 97 من دپیلم دارم و شاغلم ما ...

۱ هفته پیش
50K
میاد می شینه کنارم ، میگه ناموسا نمیفهممت... ناراحتی، سیگار میکشی ... خوشحالی ، سیگار میکشی.‌‌‌... عصبانی ای ، سیگار میکشی... خسته ای ، سیگار میکشی‌‌‌.... تنهایی ، سیـــ می پرم وسط حرفش و میگم ...

میاد می شینه کنارم ، میگه ناموسا نمیفهممت... ناراحتی، سیگار میکشی ... خوشحالی ، سیگار میکشی.‌‌‌... عصبانی ای ، سیگار میکشی... خسته ای ، سیگار میکشی‌‌‌.... تنهایی ، سیـــ می پرم وسط حرفش و میگم حالا میخوای تمام حالت های منو دونه دونه نام ببری..؟ میگه چرا انقد بی تفاوتی..؟ ...

۱ هفته پیش
51K
#نوکرانه #مادرانه #دلاطوری :) گاهی باید از دل نوشت🖋 به کنایه ها بگویید من دختر #فاطمه_ام💙 برای همه ی ادما بعضی از ایام هفته یا یکی از ماه های سال یا یکی از مناسبتها و..میتونه ...

#نوکرانه #مادرانه #دلاطوری :) گاهی باید از دل نوشت🖋 به کنایه ها بگویید من دختر #فاطمه_ام💙 برای همه ی ادما بعضی از ایام هفته یا یکی از ماه های سال یا یکی از مناسبتها و..میتونه روزی برای دلگرم کردن و حال خوبشون باشه..روزی که داخلش بهترین اتفاقای زندگیشون و حال ...

۲ هفته پیش
81K
تازگیا خبری رسیده از گروه جدید با اسم اکسو (exo is exo) این گروه برنامه ی جدید اس امه ، هنوز هیچ خبر کاملی نیومده ! این گروه بخاطر کم شدن اعضای اکسوی اصلی و ...

تازگیا خبری رسیده از گروه جدید با اسم اکسو (exo is exo) این گروه برنامه ی جدید اس امه ، هنوز هیچ خبر کاملی نیومده ! این گروه بخاطر کم شدن اعضای اکسوی اصلی و همچنین سربازی رفتن پسراس 😕 وقتی این خبرو شنیدم داشتم دیوونه میشدم ...خیلی بده ک ...

۲ هفته پیش
42K
قسمت هشتاد و هفت خواهرانه ارامیس به کیان که در جمع علی و چند نفر دیگر از همکارانش بودند نگاه کرد و لبخند محوی گوشه ی صورتش نشست....به کیهان که با علیرام و همسرش مژگان ...

قسمت هشتاد و هفت خواهرانه ارامیس به کیان که در جمع علی و چند نفر دیگر از همکارانش بودند نگاه کرد و لبخند محوی گوشه ی صورتش نشست....به کیهان که با علیرام و همسرش مژگان و مایا در حال صحبت بودند نگاه کرد!کیهان همیشه با علیرام،یار دیرین بودند! #شالش را ...

۲ هفته پیش
74K
قسمت هشتاد خواهرانه خراب کنن...نمیگم یه مشت جانی میخواستن قتله عامت کنن..نه !اصلا!ولی شراره نگران بوده و میترسیده یه بلایی سرم بیاری.....از اون گذشته اون سایه هاییم که میدیدی کار مهسا بوده!اونشبم که رفتم خونه ...

قسمت هشتاد خواهرانه خراب کنن...نمیگم یه مشت جانی میخواستن قتله عامت کنن..نه !اصلا!ولی شراره نگران بوده و میترسیده یه بلایی سرم بیاری.....از اون گذشته اون سایه هاییم که میدیدی کار مهسا بوده!اونشبم که رفتم خونه حاجی باسه اومدن کارن دیر تر از همه اومد....از اون گذشته اونروزم که میام خونه ...

۲ هفته پیش
99K
سرگذشت واقعی اما متفاوت _چی شده _فک کردی من نمیفهمم همش نگاهت دنبال حمید ها _اشتباه میکنین فقط داشتم حیاطو نگاه میکردم _باشه این بار حیاط نگاه میکردی دفعای قبل چی فک کردی نفهمیدم برای ...

سرگذشت واقعی اما متفاوت _چی شده _فک کردی من نمیفهمم همش نگاهت دنبال حمید ها _اشتباه میکنین فقط داشتم حیاطو نگاه میکردم _باشه این بار حیاط نگاه میکردی دفعای قبل چی فک کردی نفهمیدم برای ازدواج بهش گفتم تو اشکت در اومده بود فک کردی نفهمیدم چرا دیگ موقعی عمت ...

۳ هفته پیش
100K
چشمهای خسته ات...گواهی میداد...چشم انتظاری! نگاه آرام و سکوت بیش ترت...حکایت بغضی عجیب داشت! تسبیح را آرام چرخاندنت...آشوب دلت را گواهی میداد! دارم باخود فکر میکنم: حالا...آرام گرفته ای؟ وقتی چشمت روشن شده ب جمال ...

چشمهای خسته ات...گواهی میداد...چشم انتظاری! نگاه آرام و سکوت بیش ترت...حکایت بغضی عجیب داشت! تسبیح را آرام چرخاندنت...آشوب دلت را گواهی میداد! دارم باخود فکر میکنم: حالا...آرام گرفته ای؟ وقتی چشمت روشن شده ب جمال عقیله خاتون! حالا...از ته دل میخندی؟ وقتی رفیقان قدیمی ات را دیده ای؟ حالا...مثل همیشه ...

۳ هفته پیش
36K