ویژه کنید
عکس و تصویر سلام علیکم دوستان✋ شهیدجاویدالاثر مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها،حسن رجایی فرهستم 😊 خوش ...

سلام علیکم دوستان✋
شهیدجاویدالاثر مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها،حسن رجایی فرهستم 😊
خوش حالم که مهمون تون هستم وبه #ویسگون دعوت شدم☺ ️✋

در ۴ تیرماه سال ۱۳۵۴ در روستای خشرودپی از شهرستان بابل در خانواده ای متدین و مذهبی متولد شدم.پدرومادرم به خاطر ارادتی که به اهل بیت سلام الله علیها داشتنداسم حسن رو برام انتخاب کردند☺ ️🌷

از کودکی صبوروخوش اخلاق بودم😍
دوران کودکی ام هم زمان بو دبا سالهای دفاع مقدس .که صدای تیروترکش و...به گوش می رسیدوبوی شهیدوشهادت .از کودکی عضوبسیج محله شدم وطولی نکشیدعضوفعال بسیج ومسجدشدم.

تحصیلات ابتدایی و دبیرستان رودرروستامون گذروندم .بعدازگرفتن دیپلم به خاطر علاقه به کارهای الکتریکی وبرقی به این مشغول شدم .بیشترکارهای دستی مدرسه موباوسایل برقی آماده می کردم☺ ️🌸 سال ۷۲_۷۳وبعدازدیپلم واردبازارکارشدم

سال اول سربازی ازدواج کردم و حاصل این ازدواج ۳ فرزندهست دوپسرویک دختر🌸 عاشق شون بودم امیرسجادموقع شهادتم ۱۰ ماهه بود😔 بچه هام خیلی دلتنگم هستندمخصوصامهدیه خانم دخترگلم😔
سال ۱۳۹۲ در رشته مدیریت استراتژیک تحصیلاتم روبه پایان رسوندم

عاشق خانواده وپدرومادرعزیزم بودم
خانواده م خیلی دلتنگم😔 هستندپدربزرگوارم بعدازشهادتم می گفتند:
من پدر حسن بودم و او پدر فرزندانم!
اکنون فرزندان دیگرم در داغ فراق او می سوزند....

کمک به نیازمندان می کردم #بدون اینکه کسی #متوجه شود برای بچه هاو خانواده های نیازمند از حقوق ماهیانه ی خودم برای انها پول واریز میکرد وبه تمام خانواده ها یک عدد قران کریم اهدا می کردم.
و حتی خانواده ام هم از این موضوع #اطلاعی نداشتند وپس از شهادتم خانواده ها می اومدند وبه خانواده ام میگفتند ☺ ️

عاشق شهادت وشهدابودم .خیلی مزارشهدامی رفتم این جا هم پس از ساختن یادمان رفیق شهیدم حاج روح اله سلطانی عکس یادگاری گرفتم .😍

درراهیان نورشرکت می کردم این جا هم درحال بستن داربست شهدا در منطقه هفت تپه خوزستان برای پذیرایی از زاءران راهیان نور هستم اسفند 94

سال های اخیر دارالقرآنی در محل با مسوولیت خودم احداث کرده بودم و جوونارو هدایت می کردم به سمت تلاوت و حفظ قرآن و درس زندگی.وبه بچه قرآن آموزش می دادم و تشویق شون می کردم😊

هرزمان ومکان که ماموریتی بودباجان ودل می پذیرفتم ودردی ماه سال ۱۳۹۴ برای اولین بار به سوریه رفتم نمی تونستم ببینم دارنددوباره بی بی زینب روبه اسارت می برند😔 پس از ۲۰ روز مبارزه از ناحیه کتف مجروح شدم وبرای معالجه به ایران برگشتم و فروردین ماه بعدازبهبودی دوباره عازم سوریه شدم

پست نگهبانی ام که تمام می شد
مجددا برای سرکشی به مواضع می رفتم و کمتر می خوابیدم
می گفتم : اگر یکساعت بیشتر بیدار بمانم یک نفر کمتر شهید می شود.

وقتی به سوریه رسیدیم ،همه متفق القول می گفتنداین بار برای شهادت آمدیم! اما من می گفتم:من شهادت نمی خواهم دلم می خواهد درسم را ادامه دهم و دکترای خود را بگیرم
می گفت:انقلاب به ما نیاز دارد و رهبر تنهاست ! نباید بگذاریم نا اهلان بر کرسی های دولتی تکیه بزنند..

۱۴ فروردین ماه ۱۳۹۵ ماموریت دومم به سوریه بود که پس از ۲۲ روز رزم در منطقه حلب خان طومان درروز پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه سال ۹۵ به همراه ۱۴ لاله خونین بال استان مازندران به شهادت رسیدم وهنوزپیکرم برنگشته😔

رفقا خوشحالم من رو به قرارعاشقی💌 دعوت کردید

نماز اول وقت یادتون نره📿


یاعلی

دانلود نرم‌افزار اندروید ویسگون دانلود از بازار

ارسال دیدگاه

Loading...